•                                                                            واجب همیشگی
    واجب همیشگی
  • نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
    نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
  • (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)
    (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)

    پیامبر اکرم این هدف را دنبال میکرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه دلها برسد.

  • اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها
    اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها

    «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (ال عمران‏26)

  • «احساس خطر میکنم!»
    «احساس خطر میکنم!»

    «حرکت جامعه باید به سمت آن تعالی و آن ارزشها، حرکت به سمت بالا باشد؛ حرکت مثبت باشد. این حرکتهای به سمت پائین، همان بیماریهائی است که برای نظام اسلامی ممکن است پیش بیاید؛ و این خطر برای نظام اسلامی است؛ مردم باید بیدار باشند.» مقام معظم رهبری ۱۳۸۸/۰۶/۲۰

  • اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
    اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
  • السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
    السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
  • اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.
    اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.

    نقطه‌ى کانونى اقتصاد مقاومتى عبارت است از درون‌زایى در کنار برون‌گرایى. درون‌زایى به معناى انزواطلبى تعبیر نشود؛ درون‌زایى با نگاه به بیرون و با گرایش به بیرون جامعه امّا تکیه به توانایى درونى و به ظرفیّت درونى.

    (بیانات رهبری- 1393/01/06)

  • «حوزه‌ی علمیه انقلابی»
    «حوزه‌ی علمیه انقلابی»

     «اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه‌ی علمیه «انقلابی» بماند؛ زیرا اگر حوزه‌ی علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم - ۱۳۹۴/۱۲/۲۵

  • اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم عجل لولیک الفرج

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_emamkhomeini_khomeini9.jpgنامه‌های امام خمینی(رحمه الله علیه) آن‌قدر جذاب و پردامنه است که می‌تواند یک کتاب جذاب را شکل دهد؛

از نامه‌ی عاشقانه به همسرشان با سرآغاز «تصدقت شوم» تا نامه‌ به مرحوم منتظری که به تعبیر امام رحمه‌الله‌علیه، «حاصل عمر»ش بود اما برای مصلحت نظام و اسلام او را عزل کرد. اما کتاب «نامه‌های امام» حتماً باید بخشی برای مکاتبات بین‌المللی داشته باشد که نامه‌های واصله و چگونگی پاسخ امام را هم شامل شود.

چنین فصلی نشان خواهد داد شیوه‌ی ارزش‌گذاری امام به نویسندگان نامه‌ها، خارج از عرف مرسوم دیپلماتیک و براساس ارزش‌های انقلابی و اسلامی بوده است. آن‌چنان‌که دلیل تأخیر در پاسخ به نامه‌ی یک روشن‌فکر جهان عرب را شرح می‌دهند، اما نه‌تنها پاسخ نامه‌ی محرمانه‌ی رئیس‌جمهور وقت آمریکا را نمی‌دهند، که نامه‌ی وی را به رسانه‌ها نیز می‌کشانند.

به مناسبت سالگرد رحلت عبد صالح خدا؛ امام عاشقان و مراد عارفان؛ حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) مروری خواهیم داشت بر تعدادی از نامه های منتخب آن پیر سفر کرده، که هر کدام به تنهایی درسهای زیادی را در خود نهفته دارد.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_emamkhomeini_khomeini2.pngزتدگی عاشقانه؛

امام خمینی(س) در سال 1308 در 27 سالگی با خانم خدیجه ثقفی معروف به قدس ایران (1388-1292) فرزند آیت الله حاج میرزا محمد ثقفی ازدواج کردند.

آنگونه که از خاطرات خانم ثقفی و سایر اعضای خانواده امام بر می آید این ازدواج، زندگی عاشقانه ای را در پی داشت و امام خمینی در جایگاه یک روحانی بلندپایه و مبارز سیاسی در زندگی شخصی اش با عشق و احترام ویژه ای به پیمان زناشویی اش با خانم ثقفی وفادار ماند. امام خمینی در فروردین سال 1312 عازم سفر حج شد و در بین راه نامه عاشقانه ای برای همسرش نوشته است که تصویر دیگری از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را مقابل چشم مخاطب قرار می دهد. متن کامل این نامه را در ادامه می خوانید:

«تصدقت شوم؛ الهى قربانت بروم، در این مدت که مبتلاى به جدایى از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ‏] من با هر شدتى باشد می‌‏گذرد ولى بحمدالله تا کنون هرچه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیباى بیروت هستم؛ حقیقتاً جاى شما خالى است فقط براى تماشاى شهر و دریا خیلى منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالى به دل بچسبد.

در هر حال امشب شب دوم است که منتظر کشتى هستیم، از قرار معلوم و معروف یک کشتى فردا حرکت می‌‏کند ولى ماها که قدرى دیر رسیدیم، باید منتظر کشتى دیگر باشیم. عجالتاً تکلیف معلوم نیست امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل، از این حیث قدرى نگران هستیم ولى از حیث مزاج بحمدالله به سلامت، بلکه مزاجم بحمدالله مستقیم تر و بهتر است. خیلى سفر خوبى است جاى شما خیلى خیلى خالیست. دلم براى پسرت(1) قدرى تنگ شده است. امید است هر دو(2) به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خداى متعال باشند اگر به آقا(3) و خانم‏ها‌(4) کاغذى نوشتید سلام مرا برسانید. من از قِبَل همه نایب الزیاره هستم. به خانم شمس آفاق(5) سلام برسانید و به توسط ایشان به آقاى دکتر(6) سلام برسانید. به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانید.
صفحه مقابل را به آقاى شیخ عبد‌الحسین بگویید برسانند. ایام عمر و عزت مستدام.

تصدقت، قربانت؛ روح اللَّه.»
عکس جوف در حال دلتنگى از حرکت نکردن.(7).

صحیفه‌ی امام خمینی، ج۱، ص۲
 

پینوشت:

(1)- آقاى سید مصطفى خمینى که در آن زمان سه ساله بوده است.
(2)- اشاره به آقامصطفى و فرزند دیگرشان که درآن زمان هنوز به دنیا نیامده بود و چند روز پس از نگارش این نامه در زمانى که امام در سفر حج بودند، متولد گردید و او را «على» نام گزاردند. وى درکودکى بر اثر بیمارى درگذشت.
(3)- آقاى میرزا محمد ثقفى، پدر همسر امام خمینى.
(4)- مادر و مادربزرگ همسر امام خمینى که در آن زمان در قید حیات بوده ‏اند.
(5)- شمس آفاق ثقفى، خواهر همسر امام خمینى.
(6)- آقاى دکتر علوى.
(7)- اشاره به نبودن کشتى جهت عزیمت به جدّه.

 

متن نامه سرنوشت ساز حضرت امام خميني به آقاي منتظري؛

جناب آقای منتظری
با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه‌ای برایتان می‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته‌اید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می‌دانم؛ خدا را در نظر می‌گیرم و مسائلی را گوشزد می‌کنم. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و 0744.jpgانقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید.
شما در اکثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگیری‌هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می‌گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم.
مثلاً در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید که چه خدمت ارزنده‌ای به استکبار کرده‌اید. در مساله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با اینکه برای تان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می‌دادید که او را نکشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم. شما از این پس وکیل من نمی‌باشید و به طلابی که پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمد الله از این پس شما مساله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً  مقدم بر نظر خود می‌دانید -که مسلماً منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر می‌کند-، با دلی شکسته و سینه‌ای گداخته از آتش بی‌مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌کنم دیگر خود دانید:
1 - سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد.
2 - از آنجا که ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
3 - دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.
4 - نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین که به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خون‌های پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.
و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل‌کرده که مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم. و الله قسم، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‌دانستم. و الله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.
سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم‌پوشی نکنم. من با خدای خود پیمان بسته‌ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمی‌دارم.
من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تاثیر دروغ‌های دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌کنند نگردند. از خدا می‌خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هر چه هست اوست.
و السلام.
یکشنبه 6 / 1 / 1368
روح‌الله الموسوی الخمینی

http://www.farsnews.com/

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_emamkhomeini.jpgنامه‌ی درخواست رئیس‌جمهور آمریکا از امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه)

تسخیر لانه‌ی جاسوسی، دولت «کارتر» را در افکار عمومی آمریکا با مشکلات زیادی مواجه ساخت. به‌همین دلیل، «کارتر» برای برون‌رفت از بحران، در آبان ماه ۱۳۵۸، «رمزی کلارک» (دادستان کل) و «ویلیام میلر» را جهت ملاقات با امام اعزام داشت اما قبل از اینکه به ایران برسند، با پیام قاطعانه حضرت امام مواجه شدند و مجبور شدند از ترکیه، بدون اخذ نتیجه‌ای بازگردند.

نکته‌ی مهم این است که این نامه تنها نامه‌ی امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) است که بدون «بسم‌الله الرحمن الرحیم» نگاشته شده و ضمن افشای ماهیت دولت آمریکا، سه دستور را به مقامات دولتی ایران گوشزد می‌کنند. متن این نامه که در ۱۶ آبان ماه ۱۳۵۸ نگاشته شد بدین شرح است:
«از قرار اطلاع نمایندگان ویژه کارتر در راه ایران هستند و تصمیم دارند به قم آمده و با این جانب ملاقات نمایند. لهذا لازم مى‌ دانم متذکر شوم دولت امریکا که با نگهدارى شاه، اعلام مخالفت آشکار با ایران را نموده است و از طرفى دیگر آن طور که گفته شده است سفارت امریکا در ایران محل جاسوسى دشمنان ما علیه نهضت مقدس اسلامى است، لذا ملاقات با من به هیچ وجه براى نمایندگان ویژه ممکن نیست و علاوه بر این:
 ۱- اعضاى شوراى انقلاب اسلامى به هیچ وجه نباید با آنان ملاقات نمایند.
 ۲- هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند.
 ۳- اگر چنانچه امریکا، شاه مخلوع- این دشمن شماره یک ملت عزیز ما- را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسى بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاکره در موضوع بعضى از روابطى که به نفع ملت است باز مى‌ باشد.
 روح اللَّه الموسوی الخمینى

منبع: صحیفه امام، ج‌۱۰، ص ۵۰۳

 

پس از آن، «کارتر» که اقدام قبلی‌اش به در بسته خورده بود، در بهار سال ۵۹، نامه‌ای محرمانه برای امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) ارسال می‌کنند.

نامه‌ی محرمانه «جیمی کارتر»، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، درباره‌ی تسخیر لانه‌ی جاسوسی توسط «کای سر»، کاردار سفارت سوئیس در تهران، به قطب‌زاده، وزیر خارجه‌ی وقت ایران، به‌صورت رسمی تحویل شده بود و چنین آغاز می‌شد:

«عالی‌جناب! من امکان این را داشتم که پیام بیست‌ویکم مارس۴ شما را خطاب به مردم ایران بخوانم. صلح جهانی نیازمند روابط جدید بین دولت‌ها است؛ مزیت بزرگ دموکراسی آمریکایی این است که همیشه توانسته است اشتباهات خود را شناسایی نموده و یا آن را محکوم کند. تصرف سفارت ما در تهران می‌توانسته است عکس‌العمل موجهی برای جوانان ایران تلقی شود، اما زمان سپری می‌شود و من دلایل جدی برای تردید درباره‌ی انگیزه‌های واقعی آنانی که سفارت ما را تصرف کرده‌اند، در دست دارم.»

او سپس مدعی انسان‌دوستانه بودن معالجه‌ی شاه در آمریکا و عدم دخالت دولت در آن، بی‌اطلاعی آمریکا از سفر شاه به مصر و... شده بود و در پایان با بیان اینکه «می‌خواهم مؤکداً خاطرنشان کنم به‌محض اینکه مسئله‌ فوری از طریق انتقال مسئولیت گروگان‌ها به حکومت ایران حل شود، ما آماده‌ی اتخاذ رویه‌ی معقول و دوستانه‌ای برای حل‌وفصل مسائل عدیده‌ی دوجانبه‌ی فی‌مابین می‌باشیم.» این رویه را تشکیل یک کمیسیون مشترک برای رسیدگی به بحران فی‌مابین براساس ضوابط منصفانه و شرافتمندانه دانسته بود و چنین پایان داده بود: «اجازه می‌خواهم جسارتاً اعلام دارم که به نظر من، زمان و دشمنان واقعی نظام‌های سیاسی مربوطه‌ی ما به زیان ما مشغول‌اند. با تقدیم بهترین احترامات، جیمی کارتر، ۲۶ مارس ۱۹۸۰.»

http://revolution.pchi.ir/show.php?page=contents&id=۱۰۲۷۰

 

در مقابل، امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه)، دستور می‌دهند تا این نامه انتشار عمومی بیابد تا همه‌ی مردم از آن آگاه شوند. با انتشار نامه‌ی کارتر از رادیوی جمهوری اسلامی، بلافاصله کاخ سفید این نامه را انکار کرد. سید احمد خمینی در مصاحبه‌ای با خبرنگاران، سیاست امام برای انتشار نامه را تشریح کرد و درباره‌ی علت تکذیب وزارت خارجه‌ی آمریکا، توضیحاتی داد از جمله اینکه «شنیده‌ام کارتر گفته که این یک پیام خصوصی بوده و در عرف بین‌المللی این پیام‌ها به‌هیچ‌وجه منتشر نمی‌شود و لذا سخن‌گو و بقیه‌ی افراد نمی‌دانند.»

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_emamkhomeini_khomeini5.jpgنامه‌ی مبسوط امام خمینی به پاپ ژان پل دوم؛

اما علی‌رغم چنین برخوردی که امام خمینی (رحمه‌الله‌علیه) با نامه‌ی کارتر کردند، واکنش امام به نامه‌ی «پاپ ژان پل دوم» که او هم برای موضوع آزادی گروگان‌های آمریکایی نگاشته بود نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. امام به نامه‌ی به‌ظاهر صلح‌طلبانه‌ی «پاپ» برای رهایی عوامل آمریکا در لانه‌ی جاسوسی، پاسخ مفصلی دادند تا نشان دهند که ایشان بین پاسخ به یک «رهبر دینی» (ولو غیر مسلمان) با یک «دولتمرد مستکبر» تفاوت قائل می‌شوند اگرچه موضوعات هر دوی اینها یک چیز و مشترک باشد.

 امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) در ملاقات مجدد با نماینده‌ی رهبر کاتولیک‌های جهان، خلاصه‌ی آن نامه و پاسخ را چنین روایت می‌کنند:

«دفعه‌ی اول برای آن لانه‌ی جاسوسی بود که جوان‌های عزیز ما اطلاع پیدا کردند که این مرکزی که در ایران به اسم سفارت آمریکا هست، سفارتخانه نیست و اشخاصی که در آنجا هستند اشخاص دیپلمات نیستند، بلکه جاسوسانی هستند که در یک مرکز جاسوسی متمرکز هستند و برای ضرر ملت ما و کشور ما در آنجا مجتمع هستند و آقای پاپ شاید ندانسته توصیه کردند برای آن‌ها و من در آن‌وقت مفصل تنبهاتی به ایشان دادم.»

صحیفه‌ی امام خمینی، ج۱۳، ص۶۷

 

امام با هوشیاری تمام، از موقعیت پیش آمده، به‌خوبی استفاده کرده و دنیای مسیحیت را در برابر پرسش‌هایی منطقی و عقلانی قرار می‌دهند. در فرازی از پاسخ امام چنین آمده بود:

«اگر ملت ما از من پرسید که روحانیت مسیح، موافق است با این جنایاتی که این‌ها کردند، من چه جواب به این‌ها بدهم؟ روحانیت مسیح که می‌داند که قرآن کریم به طرفداری از مسیح و طرفداری از صدیقه‌ی طاهره مریم برخاست و آن چیزی که به خلاف واقع، نسبت به آن طاهره‌ی مطهره می‌دادند، تکذیب کرد. [...] در عین حالی که اسلام طرفداری از مسیح و علمای مسیح کرده است در قرآن، ما میل داشتیم که گوش ما را یک وقت هم نغمه‌ی امثال آقای پاپ نوازش بدهد و استفسار کند که این ملت چرا به این‌طور می‌گذراند. [...] و الآن هم بپرسد از کارتر که چرا یک نفری که سی‌وچند سال جنایت کرده است، خیانت کرده است و جنایات و خیانات او مشهود است، چرا بردید آنجا و نگه داشتید و باز در آنجا هم می‌خواهید توطئه بکنید؟»

صحیفه‌ی امام خمینی، ج۱۱، ص۲۹-۳۹

 

«من از جناب‌عالی با نفوذ معنوی که بین ملت مسیح دارید، می‌خواهم که دولت آمریکا را از عواقب ستمگری‌ها و زورگویی‌ها و چپاولگری‌ها بترسانید و آقای کارتر را، که با شکست نهایی مواجه است، نصیحت کنید که با موازین انسانی با ملت‌هایی که می‌خواهند استقلال مطلق داشته باشند و وابسته به هیچ قدرتی در جهان نباشند، رفتار کند و از تعلیمات حضرت مسیح سلام‌الله‌علیه پیروی نماید و خود و دولت آمریکا را بیش از این در معرض رسوایی قرار ندهد.»

صحیفه‌ی امام خمینی، ج۱۲، ص۲۳۷-۲۳۸

 

دومین رسوایی بزرگ آمریکا؛

البته برخورد تند امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) با دولتمردان آمریکایی، تنها محدود به کارتر نمی‌شود. امام در مواجهه با پیام «ریگان» نیز همین سیاست را پیش گرفتند و در ماجرای «مک فارلین» نیز دستور به آگاهی ملت از جزئیات ماجرا دادند. افشای تلاش «ریگان» برای رابطه با ایران، انعکاس گسترده‌ای یافت. در ابتدا تحلیل‌گران و مقامات سرشناس آمریکایی همچون «الکساندر هیگ» (وزیر خارجه‌ی سابق ریگان)، «لارنس اپیگرگ» (معاون سابق شولتز در امور جنوب و شرق آسیا)، «گری سیک» (عضو شورای امنیت ملی کارتر و ریگان)، «هادینگ کارتر» (سخن‌گوی کاخ سفید در زمان کارتر) و «جیر فری کمپ»(مشاور سابق ریگان در امور امنیت ملی)، در مصاحبه با شبکه‌های تلویزیونی آمریکا، به‌اتفاق اقدام دولت ریگان برای ایجاد رابطه با ایران را تأیید و ادامه‌ی آن را تشویق نمودند. تأکید نامبردگان بر این بود که ایران دارای موقعیت بسیار استراتژیک است و ایجاد و حفظ رابطه با آن برای آمریکا فوق‌العاده بااهمیت، بلکه حیاتی است.

هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات سال ۱۳۶۵ «اوج دفاع»، دفتر نشر معارف انقلاب، ۱۷ آبان ۱۳۶۵

اما با آشکار شدن موضع استکبارستیزانه‌ی ایران و خطای محاسباتی آمریکا، این اقدام به‌عنوان دومین رسوایی سیاسی بزرگ آمریکا لقب گرفت.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_emamkhomeini_khomeini13.jpegنامه‌‌های امام خمینی با ماهیت افشای چهره‌ی اصلی آمریکا؛

افشای ماهیت مستکبرانه و نفاق‌گونه‌ی مقامات آمریکایی توسط امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه)، تنها منحصر به چگونگی مواجهه‌ی ایشان با پالس‌های مثبت مقامات آمریکایی نمی‌شود، بلکه امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) از هر فرصتی استفاده می‌کرد تا چهره‌ی اصلی «شیطان بزرگ» را به مردم دنیا و مخصوصا جهان اسلام بشناساند. برای مثال، ۲۷ اسفند ۱۳۵۸، یعنی اولین روز پس از پایان معالجه‌ی حساس امام در بیمارستان قلب، ایشان سه نامه‌ی کوتاه برای رهایی جهان عرب از وابستگی به آمریکا و غرب می‌نویسند.

 نخست پاسخ امام به «محمد حسنین هیکل»۱۰ بود که در آن می‌نویسند:

«نامه‌ی شما وقتی به تهران رسیده بود که من مریض و در بیمارستان بستری بودم و به همین جهت مطلع نشدم و اکنون که آن را خواندم، لازم است این حقیقت را گوشزد نمایم که مسائل آمریکا چنان نیست که با این قضایا حل شود و برای اینکه کشورهای اسلامی بخواهند روی پای خود بایستند، باید وابستگی نظامی و فرهنگی و اقتصادی و هر نوع وابستگی دیگر خود را با آمریکای جهان‌خوار و کشورهای استعمارگر، قطع نموده و استقلال خود را حفظ کنند. و به هر ترتیب، از اظهار محبت جناب‌عالی متشکرم و امیدوارم عموم مسلمانان جهان در پیروی از دستورات مقدس اسلام، کوشا و موفق باشند.»

صحیفه‌ی امام خمینی، ج۱۲، ص۱۹۰

«محمد حسنین هیکل»، روشن‌فکر مشهور جهان عرب، هفده سال سردبیر روزنامه‌ی «الاهرام» مصر بود. پیش از آن، سال‌های متمادی در ایران حضور داشت و گزارش‌های وی از نهضت ملی شدن صنعت نفت در ایران، مصر را تکان داد و منجر به دستور «جمال عبدالناصر» برای ملی شدن کانال سوئز شد. «هیکل» آثار بسیاری نوشته که از جمله‌ی آن، متن گفت‌وگوهایش با برخی چهره‌های مؤثر جهان است.

 

نامه‌ی دوم در این تاریخ در پاسخ به «ملک خالد»، پادشاه عربستان سعودی است. امام خمینی(رحمه الله علیه) با تشکر از وی فرمودند:

«وصول تلگراف آن حضرت نسبت به وضع کسالت و بهبودی اینجانب موجب تشکر گردید. خوشوقتی کامل ما آن روزی است که سلطه‌ی همه‌ی استعمارگران شرق و غرب و به‌خصوص آمریکای جهان‌خوار از سر مسلمانان قطع و عموم پیروان مکتب مقدس اسلام بتوانند با کمال برادری و محبت استقلال خود را به دست آورده و عظمت ازدست‌رفته‌ی خود را بازیابند.»

صحیفه‌ی امام خمینی،ج۱۲، ص۱۹۱

 

نامه‌ی سوم نیز به ولیعهد وی، «فهدبن‌عبدالعزیز» بود که در آن نیز تصریح کرده بودند: «امید است عموم مسلمانان جهان به پیروی از تعلیمات عالیه‌ی اسلام، قطع هرگونه وابستگی خود را از دول استعمارگر جهان و به‌خصوص دولت جهان‌خوار آمریکا بنمایند و استقلال کامل خود را بازیابند.»

صحیفه‌ی امام خمینی، ج۱۲، ص۱۹۲

 

این مرور کوتاه به برخی نامه‌های امام، نشان‌دهنده‌ی آن است که امام به‌واقع متکی به قدرت اسلام بود و به وعده‌های دل‌خوش‌کُنَک قدرت‌های جهانی مطلقاً اعتماد نداشت. در روابط بین‌الملل صراحت داشت و با اعتقاد به نصرت الهی، بدون ترس از خشم دشمنان، دچار رودربایستی دیپلماتیک نمی‌شد و مؤدبانه، اما قاطع و روشن سخن می‌گفت و سیاست اصلی او، مخالفت با سیاست‌های دنیای استکبار و در رأس آن آمریکا، این شیطان بزرگ عصر حاضر بود.


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  درسهای زندگی
 

توصیه مقام معظم رهبری به جوانان در مورد اولویت انتخاب بین کار اجرایی و کار فرهنگی:

«کار اساسی عبارت است از هدایت»

   

مطالب جديد

مخاطب اول
شنبه, 22 مهر 1396
article thumbnailچند اقدام لازم که مسئولان در آستانه خیمه‌شب بازی جدید دولت آمریکا باید انجام دهند؛ مخاطب اول؛ در...
آفت مدیران غیرانقلابی
جمعه, 14 مهر 1396
article thumbnailنگاه طعمه ای یا مسئولانه ی مدیران، از منظر مقام معظم رهبری؛ « گفتمان انقلاب اسلامی: شرایط کنونی کشور به لحاظ این‌که...
article thumbnailرابطه قضا و قدر الهی و تفویض امور به اسباب و علل؛ اثر استاد شهید مرتضی مطهری (رحمة الله علیه) از پیغمبر...

Developed in conjunction with Ext-Joom.com