• (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)
    (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)

    پیامبر اکرم این هدف را دنبال میکرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه دلها برسد.

  • اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.
    اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.

    نقطه‌ى کانونى اقتصاد مقاومتى عبارت است از درون‌زایى در کنار برون‌گرایى. درون‌زایى به معناى انزواطلبى تعبیر نشود؛ درون‌زایى با نگاه به بیرون و با گرایش به بیرون جامعه امّا تکیه به توانایى درونى و به ظرفیّت درونى.

    (بیانات رهبری- 1393/01/06)

  • نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
    نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
  •                                                                            واجب همیشگی
    واجب همیشگی
  • اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم عجل لولیک الفرج
  • السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
    السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
  • اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
    اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
  • اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها
    اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها

    «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (ال عمران‏26)

  • «حوزه‌ی علمیه انقلابی»
    «حوزه‌ی علمیه انقلابی»

     «اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه‌ی علمیه «انقلابی» بماند؛ زیرا اگر حوزه‌ی علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم - ۱۳۹۴/۱۲/۲۵

  • «احساس خطر میکنم!»
    «احساس خطر میکنم!»

    «حرکت جامعه باید به سمت آن تعالی و آن ارزشها، حرکت به سمت بالا باشد؛ حرکت مثبت باشد. این حرکتهای به سمت پائین، همان بیماریهائی است که برای نظام اسلامی ممکن است پیش بیاید؛ و این خطر برای نظام اسلامی است؛ مردم باید بیدار باشند.» مقام معظم رهبری ۱۳۸۸/۰۶/۲۰

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ghazvini.jpg

قزوین دارای مفاخری همچون آیت اللّه سید موسی زرآبادی، آیت اللّه شیخ مجتبی قزوینی، علامه رفیعی قزوینی، شهید رجایی، شهید عباس بابایی، آزاده سرافراز مرحوم حجة الاسلام والمسلمین سید علی اکبر ابوترابی است. از جمله مفاخر این شهر، فقیه بزرگ، و مربّی گرانقدر، آیت اللّه شیخ هاشم قزوینی رحمه الله است که همچون ستاره ای درخشان به مدت چهل سال در آسمان فقه، اصول، عرفان، اخلاق و ادب حوزه علمیه خراسان درخشید و به تربیت بزرگانی چون آیت اللّه سید علی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی توفیق یافت.

 

یاد آوری و مطالعه زندگانی بزرگان و علما، الگویی مناسب برای نسل جوان ماست. هیچ کدام از مکاتب و ملل از نظر دارا بودن الگوهای برجسته و اسوه های دینی و تربیتی همچون دین اسلام و امت مسلمان نبوده و نخواهد بود. از افتخارات اسلام خصوصا مکتب شیعه، پرورش چهره های بالنده و الگوست.
بررسی شرح حال علما که پرچمدار اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله بوده اند برای همگان ضروری است و آشنایی با فراز و نشیب زندگی آنان و پی بردن به رمز و راز موفقیت آنها در مسیر کمال و رشد بسیار سازنده است و می تواند الگویی مناسب برای همگان باشد.
نوشتن شرح حال علما و چهره های برجسته و شخصیتهای علمی که از افتخارات ما به شمار می آیند بر آورنده نیاز جوانانی است که می خواهند در مسیر زندگی اسلامی گام بردارند.
در این راستا شرح حال مختصر زندگی مرحوم آیت اللّه شیخ هاشم قزوینی، از شخصیتهای علمی و سیاسی کشور که در عصر پهلوی می زیست و از اساتید مقام معظم رهبری بوده است، تقدیم می گردد.

 

تولد و زادگاه؛

حضرت آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی، در سال 1283ش. برابر با  1318ق. در روستای «قلعه هاشم خان» قزوین، در خانواده ای کشاورز دیده به جهان گشود. وی از دوران کودکی، با محبت و عشق به اهل بیت علیهم السلام تربیت و رشد یافت، به طوری که عمل به واجبات و پرهیز از محرمات را از همان دوران مراعات می کرد.
تحصیلات مقدماتی را در شهر قزوین به پایان برد و بعد راهی نجف اشرف گشت و حدود 7 سال در آن سامان مقدس بماند و از اساتید و عالمان بزرگی چون سیدمحمد کاظم یزدی و میرزا محمدتقی شیرازی کسب فیض کرد . وی پس از بهره مندی کامل از رشته های مختلف علوم معقول و منقول و کمال پذیری باریاضات و عبادات، خود انسانی بزرگ و کامل گشت و در شمار کاملان و بزرگ عالمان اسلام درآمد و از سال 1347 ق . در حوزه علمیه مشهد، شروع به تدریس کرد و 40 سال در مرکز علمی مشهد بدین مهم اشتغال داشت و پدرانه و با رفتاری مهربان به حال و احوال طلاب رسیدگی می کرد . زندگی بسیار ساده ای داشت و از نیازهای خود چشم می پوشید و آن چه را می توانست به طلبه ای تنگدست برساند، می رسانید و با تواضع و افتادگی بسیار، با آنان سلوک می کرد.


شاگردان شیخ هاشم قزوینی؛

مرحوم آیت اللّه حاج شیخ هاشم قزوینی قبل از حادثه گوهرشاد و پس از سقوط رضاشاه و احیای مجدّد حوزه مشهد، یکی از بهترین مدرسان سطوح عالی، کفایه، رسائل و مکاسب بود. در دوران حضور پربرکت چهل ساله مدرس قزوینی در مشهد مقدس، شخصیتهای بسیاری ازمحضر وی بهره برده اند.
به نقل از استاد واعظ زاده خراسانی، شاید بیش از هزار طلبه در مدت مدید تدریس او از درس وی استفاده کردند.
از شاگردان مرحوم حاج شیخ هاشم می توان به شخصیتهای زیر اشاره کرد:
1 آیت اللّه العظمی خامنه ای
2 شهید آیت اللّه سعیدی
3 آیت اللّه العظمی صالحی مازندرانی
4 آیت اللّه خزعلی
5 آیت اللّه میرزا حسنعلی مروارید
6 آیت اللّه واعظ زاده خراسانی
7 آیت اللّه میرزا جواد آقا تهرانی
8 آیت اللّه سید جواد سبزواری
9 آیت اللّه شمس
10 آیت اللّه لنگرودی
11 آیت اللّه محمد باقر ملکی
12 مرحوم آیت اللّه میرزا محمد انواری
13 آیت اللّه واعظ طبسی
14 آیت اللّه حاج میرزا مهدی نوغانی
15 آیت اللّه عبد الجواد غرویان، امام جمعه نیشابور
16 استاد محمد رضا حکیمی
17 حجت الاسلام والمسلمین استاد محمد کاظم مدیر شانه چی
18 استاد محمد تقی شریعتی مزینانی
19 حجت الاسلام والمسلمین محمد شریف رازی
20 حجت الاسلام والمسلمین سید علیرضا قدّوسی
21 حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید جواد مصطفوی
22 استاد محمد باقر بهبودی
23 دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی
24 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی
25 دکتر عبد الجواد فلاطوری
26 شهید حسین آستانه پرست
27 مرحوم حاج علی اصغر عابدزاده
28 استاد شاعر، مرحوم ذبیح اللّه صاحبکار

 

عالمی که امام خمینی کفش‌هایش را جفت کرد؛

به مناسبت برگزاری اولین کنگره شیخ مجتبی قزوینی در استان، خاطره‌ای از آیت الله مروارید درباره این مجتهد بزرگوار که از عالمان برجسته استان قزوین است، بیان می‌شود:

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی امام راحل به قم تشریف آوردند و ما به آیت الله شیخ مجتبی قزوینی این موضوع را اطلاع دادیم، ایشان با جمعی از شاگردان خود آماده شده و برای دیدار نزد امام خمینی(ره) آمدند.
با ورود شیخ مجتبی قزوینی امام خود به استقبال وی رفتند و برای چند دقیقه یکدیگر را در آغوش گرفته و گریه کردند.
پس از کمی احوالپرسی امام به شیخ مجتبی فرمودند من کلاس دارم و شما منتظر بمانید تا نزد شما برگردم.
پس از تشریف فرمایی امام با شیخ مجتبی درباره مبارزات انقلاب و برنامه‌های خود صحبت کردند.
وقتی صحبت‌های این دو عالم بزرگوار به اتمام رسید هنگام بازگشت شیخ مجتبی قزوینی، امام خمینی(ره) پیشقدم شدند و کفش ایشان را برایشان جفت کردند تا آنها را بپوشند.
آقاشیخ مجتبی وقتی این اقدام امام خمینی(ره) را مشاهده کرد کفش‌های خود را به پا نکرد و آنها را در دست گرفت و بوسید و در بغل گرفت و شروع به حرکت کرد.
امام به وی فرمود:" چرا کفش‌هایت را نمی‌پوشی؟"
شیخ مجتبی جواب داد کفشی را که شما جفت کردید لایق بوسیدن است نه پوشیدن.
اما امام خمینی(ره) رو به وی فرمودند: همان کسی که کفش‌هایت را جفت کرده می‌گوید آنها را به پا کنی و بروی.
با این کلام امام راحل شیخ مجتبی کفش‌های خود را پوشیدند و خداحافظی کردند.
آیت الله مروارید در پایان گفت: امام خمینی(ره) برای هر شخصی به این میزان احترام قائل نمی‌شد و این حرکت امام نشان از جایگاه علمی و معرفتی این عالم بزرگوار در نزد امام داشت.

 

خاطره ی خواندنی رهبر انقلاب از استادشان آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی؛

آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی از اساتید فلسفه‌ی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و از مدرسین و علمای بزرگ مشهد در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ شمسی بود. آیت‌الله قزوینی از اولین کسانی بود که با شروع نهضت مبارزه علیه رژیم پهلوی به قم رفت و با حضرت امام خمینی رحمه‌الله بیعت کرد؛ بیعتی که تا سال ۱۳۴۶ و رحلت وی پایدار ماند.

رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از اساتید و فضلا و مبلّغان و پژوهشگران حوزه‌های علمیه کشور درباره ایشان چنین می‌گویند: «مرحوم آشیخ مجتبی نه فقط امام را قبول داشت، از امام ترویج میکرد تا وقتی زنده بود.»

مقام معظم رهبری همچنین در دیدار با اعضای کنگره بزرگداشت صدرالمتألهین در خصوص شخصیت معنوی و علمی حضرت آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی فرمودند:
«حاج شیخ مجتبی مرد بسیار مُلّایی بود. هم مُلّا بود، هم علاوه بر مُلّایی از لحاظ قوت شخصیت بنده غیر از امام ـ واقعاً حالا اینی که عرض می‌کنم بارها این را گفتم ـ هیچ‌کس را در این معممین که من باهاشان معاشر بودم به قوت شخصیت حاج شیخ مجتبی من ندیدم! یک چیز عجیب غریبی بود. ما، یکی دو، سه سال بعد از برگشتن از قم البته ـ توفیق پیدا کردیم که با ایشان معاشرت پیدا کردیم از نزدیک؛ تا سال ۴۶ که ایشان فوت کرد. بله حسابی حس کردم وجود او را؛ خیلی مرد فوق‌العاده‌ای بود حاج شیخ مجتبی؛ خیلی. آن شخصیتش بود که همه را مقهور می‌کرد. در مشهد هرکسی با ایشان آشنا بود احترام برای ایشان قائل بود؛ من دیده بودم جلسه‌ی مشترک ایشان و بسیار از علما و معاریف مشهد را؛ وقتی ایشان یک حرفی می‌زد، یک چیزی می‌گفت همه بطور خواه، ناخواه مقهور بودند؛ این‌جوری بودند ایشان. این آقای آمیرزا جواد آقا و اینها که در مقابل ایشان مثل شاگرد؛ برخوردشان برخورد شاگرد بود؛ برخورد مرید و شاگرد این‌جوری. حاج شیخ مجتبی چیز عجیبی بود... در همه چیز وارد بود. یعنی آدم بود که فلسفه خوانده بود. نه اینکه حالا همین‌طور فقط پیش آقامیرزا مهدی ـ مثلاً فرض کنید ـ اصفهانی یک چیزی خوانده باشد، نه. آقای آشتیانی می‌گفت آقا میرزا مهدی وقتی از نجف برمی‌گشته چند ماه تهران مانده پیش آقا میرزا احمد آشتیانی. این نقل آقای آقا جلال آشتیانی است. حالا من دیگر نمی‌دانم ایشان چقدر متقن در این نقل باشد. لکن سابقه‌ی فلسفه خوانی نداشت. لکن حاج شیخ مجتبی چرا. اعجوبه‌یی بود. اهل علوم غریبه و اینها هم بود. همه چیز هم بلد بود یعنی واقعاً از آن آدم‌هایی که شنیدیم. گفت: به مصر رفتم و آثار باستان دیدم ؛ هر آنچه شنیده بودم به داستان دیدم.
یعنی آنکه، واقعاً ما دیدیم، آنی که آدم می‌شد ببیند، آقا شیخ مجتبی بود.

رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین در توصیف ابعاد شخصیت استاد فرزانه اش می فرماید:
«پس از اینکه شرح لمعه را تمام کردم، رفتم درس مکاسب و رسائل مرحوم آیت اللّه شیخ هاشم قزوینی (که از شاگردان مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی) و اهل ریاضت و مدرس درجه یک مشهد و بسیار مرد محترم و ملا و معروف در بین خواص مشهد، مرد آزاده و روشن ضمیر بود. به خصوص در نزد اهل علم، ایشان مرد ملاّ و جامع و خوش بیان بودند؛ به طوری که من در نجف و در قم که اغلب درسهای آنجا را رفتم کسی به خوش بیانی ایشان ندیدم. بخش عمده درس رسائل و مکاسب و کفایه را پیش ایشان خواندم... یک مدتی هم درس خارج حاج شیخ هاشم قزوینی رفتم؛ یعنی ایشان با اصرار خود ما یک درس خارج اصول شروع کرد. مرحوم شیخ هاشم با بحث وسیع، همه اقوال را نقل می کرد و بعد رد می کرد.»

رهبر فرزانه انقلاب همچنین در مورد شجاعت ایشان فرموده است:

«مرحوم آیت اللّه قزوینی تنها روحانی بود که بر اساس همان آزادگی و بزرگ منشی اش در مقابل شهادت مرحوم نواب صفوی عکس العمل نشان داد و در مجلس درس از شهادت مرحوم نواب صفوی و یارانش به دسیسه دستگاه حاکم انتقاد شدید کرد و تأثر خودش را از شهادت آنها ابراز داشت و گفت: «مملکت ما کارش به جایی رسیده که فرزند پیغمبر را به جرم گفتن حقایق می کشند!»

 

ghazvini1.jpg

کرامات شیخ مجتبی قزوینی؛

شخصیتهایی که راه سعادت و تقوا پیش می گیرند دارای روحی با طهارت و ملکوتی می شوند و به قدرت لایزال الهی مرتبط می گردند و کارهایی انجام می دهند که اشخاص معمولی از انجامش عاجزند و این همان کرامات و خوارق عادات است که فقط از مردان الهی و اولیای خاص خدا سر می زند.
آیت اللّه شیخ هاشم، بحق در زمره چنین مردان و از پیوستگان به قدرت و نیروی خدایی بود. او روحی پاک و ملکوتی داشت و دارای کرامات و شگفتیهای فراوان بود.
خاطره ای شیرین از کرامات نفسانی حاج شیخ هاشم که خود آن بزرگوار نقل می کرد:
«زمانی که من در اصفهان درس می خواندم، سال سختی پیش آمد و ما طلبه ها در مدرسه با وضع نامناسبی زندگی می کردیم و گاهی از گرسنگی، ضعف شدید بر ما عارض می شد. روزی شنیدیم که در خارج شهر گوشت شتر پخش می کنند، من هم به آن سو رفتم و جمع زیادی مانند من چشمهایشان را به مقَسِّم دوخته بودند تا اینکه در آخر مقدار پنج سیر از آن گوشت نصیب من شد. مسرور بودم که بی نصیب نشده ام، به طرف مدرسه راه افتادم. در مسیر راه در کنار کوچه ای دیدم یک زن ارمنی نشسته و دو دختر بچه اش را در دو طرف خود خوابانیده، سر یکی را روی زانوی راست و سر دیگری را روی زانوی چپ خود گذاشته است. چشمان این دو دختر از بی حالی و بی رمقی مانند مردگان روی هم بود و آهسته آهسته نفس می کشیدند. آن زن که چشمش به من افتاد و از لباسهایم مرا فرد روحانی تشخیص داد، با حال شرمساری و ضعف بی نهایت به من ملتجی شد و با زبانی که من نمی فهمیدم اظهار حاجت کرد و اشاره به دو دخترش نمود و به من فهمانید که به فریاد این فرزندانم برسید که در شرف تلف و هلاکت هستند و گاهی هم سر به سوی آسمان می کرد و با زبان خود دعا می کرد.
خیلی ناراحت شدم، خود را فراموش کردم و به آن زن فهماندم که اینجا باشید من می آیم.
به مدرسه رفتم و همان گوشتها را سرخ کردم و برگشتم و به آن زن دادم. او قلیه ای از آن را نزدیک دهان یکی از دخترها برد و فشار داد و قطره آبی از آن گوشت به دهان او چکید و مقداری چشم خود را باز کرد! قلیه دیگری را گرفت و در دهان دختر دیگر فشار داد. او هم چشم باز کرد. کم کم آن تکه های گوشت را به دخترانش داد و سر به سوی آسمان گرفت و برای من دعا کرد. از او خداحافظی کردم و آمدم به مدرسه، در حالی که بعد از ظهر بود و هوا گرم و ضعف گرسنگی وجودم را گرفته بود، دراز کشیدم و خودم چیزی نداشتم که سدّ جوع کنم. ناگاه دیدم درِ حجره باز شد و پیرمردی نورانی که بقچه ای در دست داشت وارد شد، سلام کردم. حالم را پرسید، بسیار محبت نمود و پرسید: چه می کنی؟
گفتم: دراز کشیده ام.
فرمود: این بقچه از آنِ شماست، این را گفت و از اتاق بیرون شد! من به شک افتادم که این پیر مرد خوشرو و نورانی که بود؟! دنبالش روان شدم، ولی او را نیافتم! آمدم به حجره و آن بسته را باز کردم، دیدم که نانهای تافتون معطر و روغنی است که تا آن زمان از آنها ندیده و نخورده بودم. یادم آمد که از آن پیر مرد پرسیدم چه کسی اینها را فرستاده است؟ اشاره ای کرد که مپرس، کسی که چرخ و پر به دست اوست به یاد شماهاست و از اتاق خارج شد! بعضی از دوستان خود را صدا زدم و جریان را نقل کردم و از آن تافتونها همه سیر خوردند و من از حالت ضعف و سستی بیرون آمدم.»

 

عروج ملکوتی شیخ هاشم قزوینی؛

جامه مرگ بر قامت همگان دوخته شده و مرگ خواسته یا ناخواسته به سراغ همه خواهد رفت و خوشا به حال کسانی که روحشان آراسته به معنویات به سوی محبوب پر کشد.
آقای حاج شیخ موسی، داماد آیت اللّه حاج شیخ هاشم که سالها پیش مرحوم شده اند، نقل کرده است، جریان رحلت ایشان از این قرار بود که مرحوم شیخ هاشم، روز وفات به حمام می روند تا خود را پاکیزه کرده برای عروج ملکوتی آماده کنند. حمام ایشان طول می کشد. خدمتکار ایشان سؤال می کند: آقا! چرا حمام شما این همه طول کشید؟
ایشان پاسخ می دهند: بله، طول کشید.
بعد از حمام برای ایشان یک استکان چایی می برند و کس دیگری را کنار ایشان مشاهده می کنند. چایی برای میهمان می برند.
بعد از مدتی میهمان ناشناخته ناپدید می شود و شیخ جان به جان آفرین تسلیم می کند.
نقل دیگر آن است که مرحوم آیت اللّه شیخ هاشم روز وفات به حمام می روند و بعد از حمام تمام گلهای باغچه منزل را می چینند. در همین وقت کسی درِ منزل را می زند و میهمانی وارد می شود. برای میهمان چای می برند، ولی بعد از چند لحظه میهمان غایب می شود و مردم بدون اطلاع اهل منزل جهت تشییع جنازه هجوم می آورند.
سرانجام مدرس والامقام حوزه علمیه مشهد، آن عالم مذکّی و مربی، پس از شصت و سه سال عمر با برکت، چهل سال تدریس و تربیت شاگردان برجسته و وارسته در تاریخ 22 مهر ماه 1283 ش. همزمان با بیستم ربیع الآخر 1381 ق. درگذشت و در مدخل ورودی حرم مطهر رضوی، از طرف ضلع شمالی صحن آزادی (صحن نو) کفشداری شماره 7، به خاک سپرده شد.

 

منابع:

صبح قزوین
ادیان نیوز
khamenei.ir
aghigh.ir

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  درسهای زندگی
 

توصیه مقام معظم رهبری به جوانان در مورد اولویت انتخاب بین کار اجرایی و کار فرهنگی:

«کار اساسی عبارت است از هدایت»

   

مطالب جديد

مخاطب اول
شنبه, 22 مهر 1396
article thumbnailچند اقدام لازم که مسئولان در آستانه خیمه‌شب بازی جدید دولت آمریکا باید انجام دهند؛ مخاطب اول؛ در...
آفت مدیران غیرانقلابی
جمعه, 14 مهر 1396
article thumbnailنگاه طعمه ای یا مسئولانه ی مدیران، از منظر مقام معظم رهبری؛ « گفتمان انقلاب اسلامی: شرایط کنونی کشور به لحاظ این‌که...
article thumbnailرابطه قضا و قدر الهی و تفویض امور به اسباب و علل؛ اثر استاد شهید مرتضی مطهری (رحمة الله علیه) از پیغمبر...

Developed in conjunction with Ext-Joom.com