• (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)
    (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)

    پیامبر اکرم این هدف را دنبال میکرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه دلها برسد.

  • السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
    السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
  • اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم عجل لولیک الفرج
  • نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
    نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
  •                                                                            واجب همیشگی
    واجب همیشگی
  • «احساس خطر میکنم!»
    «احساس خطر میکنم!»

    «حرکت جامعه باید به سمت آن تعالی و آن ارزشها، حرکت به سمت بالا باشد؛ حرکت مثبت باشد. این حرکتهای به سمت پائین، همان بیماریهائی است که برای نظام اسلامی ممکن است پیش بیاید؛ و این خطر برای نظام اسلامی است؛ مردم باید بیدار باشند.» مقام معظم رهبری ۱۳۸۸/۰۶/۲۰

  • اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها
    اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها

    «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (ال عمران‏26)

  • اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
    اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
  • «حوزه‌ی علمیه انقلابی»
    «حوزه‌ی علمیه انقلابی»

     «اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه‌ی علمیه «انقلابی» بماند؛ زیرا اگر حوزه‌ی علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم - ۱۳۹۴/۱۲/۲۵

  • اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.
    اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.

    نقطه‌ى کانونى اقتصاد مقاومتى عبارت است از درون‌زایى در کنار برون‌گرایى. درون‌زایى به معناى انزواطلبى تعبیر نشود؛ درون‌زایى با نگاه به بیرون و با گرایش به بیرون جامعه امّا تکیه به توانایى درونى و به ظرفیّت درونى.

    (بیانات رهبری- 1393/01/06)

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_emamhosein_imamhosein11.jpgعزاداری امام حسین(علیه السلام) در میان اهل سنّت؛

اهل سنت امروزه، شمار فراوانی از جمعیت مسلمانان را تشکیل می دهند. از این رو، به دست آمدن نظرگاه آنان در خصوص مسأله ای چون عزاداری امام حسین(علیه السلام) مهم تلقی می شود و می تواند به وحدت نظری و عملی مسلمانان کمک کند. از سویی دیگر، با توجه به تبلیغ وسیع وهابیت در نفی عزاداری و به ویژه عزاداری سید الشهداء(علیه السلام)، به دست آوردن سیره عالمان و بزرگان اهل سنت و گذشته تاریخی این موضوع در میان ایشان، جایگاه والایی می یابد.

 

نخستین عزادار برای امام حسین(علیه السلام) در میان اهل سنت؛

نخستین گزارشی که از اعتراض و گریه یکی از بزرگان صحابه پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) و اسارت اهل بیت(علیهم السلام) ثبت شده، اعتراض و گریستن زیدبن ارقم در مجلس ابن زیاد است.

هنگامی که ابن زیاد با چوب دستی بر لب و دندان امام(علیه السلام) می زد، زید با اعتراض گفت: چوب دستی ات را بردار، به خدا شاهد بودم که رسول خدا مابین دو لب حسین را می بوسید و سپس گریست. ابن زیاد او را تهدید به مرگ کرد. پس زید فریاد زد: ای مردم! شما از این پس جزو بردگانید؛ پسر فاطمه را کشته اید و پسر مرجانه را امارت داده اید... .(1)

به جز زیدبن ارقم، از کسانی که گریستن و عزاداری ایشان بر حسین بن علی(علیهم السلام) ذکر شده می توان به حسن بصری اشاره کرد که پس از شنیدن خبر شهادت امام حسین(علیه السلام) به شدت گریست و گفت: امت ذلیل، امتی است که پس دختر پیامبرش را می کشد.(2)

هم چنین از امام شافعی می توان نام برد. شافعی با وجود طعن مخالفان، از ابراز محبت به اهل بیت(علیهم السلام) ابا نمی ورزید.(3)

وی در قصیده ای، به مدح اهل بیت(علیهم السلام) و ابراز اندوه از شهادت امام حسین(علیه السلام) می پردازد. نیز می توان از رثای خالدبن معران، یکی از تابعین و مرثیه احمد بن منصور بن علی قطیعی درباره امام حسین(ع) یاد کرد.(4)

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_emamhosein_tasanon2.jpgباید به این نکته اشاره کرد که بسیاری از فقهای سنی مذهب اهل کوفه، به ویژه ابو حنیفه از سرسخت ترین طرفداران قیام های علویان بودند. ابوحنیفه و بسیاری دیگر از فقها هم در جریان قیام زیدبن علی بن حسین(علیه السلام)(5) و هم در جریان قیام حسنیان به رهبری محمد نفس زکیه و ابراهیم ابن محمد، به حمایت آنان برخاستند و به نفع آنان فتوا صادر کردند.(6)

احمد بن حنبل، عالم بلند پایه اهل حدیث، در تعدیل مذهب عثمانیه و پذیرش فضایل امام علی(علیه السلام) نقش موءثری دارد و حنبلی ها که به سختی با مراسم عاشورای حسینی مبارزه می کردند، با نشر فضایل اهل بیت(علیهم السلام) از شدت تعصبشان کاسته شد. در این راستا می توان از سبط ابن جوزی و یحیی بن سلامه حفصکی که قصیده ای در مدح دوازده امام و قصیده ای دیگر در رثای اباعبدالله الحسین(علیه السلام) دارد، نام برد.(7)

هم چنین می توان به کسانی چون ابن صباغ مالکی، شمس الدین محمد بن طولون، قندوزی حنفی و فضل الله بن روزبهان که همگی آنان سنی های معتدلی هستند، اشاره کرد.

عبدالجلیل رازی، از عالمان قرن ششم و صاحب کتاب النقض، در مقابل نویسنده سنی مذهب دیگری که به عزاداری امام حسین(علیه السلام) خرده گرفته بود، به دفاع از آن برمی خیزد و می نویسد:«بزرگان و معتبران ائمه از اصحاب امام مقرم بوحنیفه و امام مکّرم شافعی و علما و فقهای طوایف فریقین، خلفاً عن سلف، این سنت را رعایت کرده اند».(8)

اطلاعاتی که وی از عزاداری امام حسین(علیه السلام) در میان اهل سنت می دهد، بسیار ارزش مند است. وی از شخصیت های برجسته زیادی از اهل سنت چون خواجه بو منصور در اصفهان و خواجه علی غزنوی حنفی در بغداد نام می برد که، در روز عاشورا با شور و هیجان فراوانی به سوگواری امام حسین(علیه السلام) می پرداخته اند.(9)

وی هم چنین به مجلس «شهاب مشّاط» در بغداد اشاره می کند.

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_emamhosein_imamhosein13.jpgدر همین دوره باید از عبدالرحمن جامی(817 - 898 ه.ق) حنفی مذهب یاد کرد که علاقه بسیاری به خاندان عترت داشته و اشعاری در این باره سروده است.(10)

او هنگام دیدار از کربلا اشعاری در وصف امام حسین(علیه السلام) می سراید: «کردم ز دیده، پای سوی مشهد حسین ؛ هست این سفر به مذهب عشاق فرض عین»(11)

به جز این موارد می توان از برخی عالمان حنفی نام برد که کتاب هایی در رثای امام حسین(علیه السلام) نگاشته اند:

محمود بن عثمان حنفی رومی نویسنده مقتل الامام الحسین ابن علی ابن ابیطالب رضی الله عنهما فی کربلاء(12)؛

قادر بخش بن حسن علی حفنی نگارنده جور الاشقیا، علی ریحانة سید الانبیاء(13)؛

و شیخ علی انور بن علی اکبر حنفی نویسنده کتابی با عنوان شهادة الکونین فی مقتل سیدنا الحسین السبط(14).

امروزه نیز اهل سنت، یا خود به عزاداری امام حسین(علیه السلام) می پردازند و یا با شیعیان در عزاداری شرکت می کنند؛ چنانچه دکتر علی الوردی در کتاب خود با عنوان دراسة فی طبیعة المجتمع العراقی به این اشتراک شیعه و سنی در عزای حسینی اشاره می کند و می نویسد:

کم دیده نمی شود که محله سنی نشین با محله شیعه نشین در بعضی مجالس حسینی مشارکت می کنند و گاهی نیز در تقدیس مراقد و امامان شیعه این مشارکت دیده می شود(15).

 

آیا اهل سنت سینه زنی برای امام حسین(علیه السلام) را جایز می دانند؟ اینکه میگویند سینه زنی آسیب رساندن به بدن است پس جایز نیست چه جوابی دارد؟

همدردي عاطفي و همنوايي روحي با عاشورا و شهادت امام حسين (عليه السلام) و يارانش اختصاص به شيعيان ندارد . اين مطلب حتي در ميان اهل سنت نيز به مذهب خاص و گرايش ويژه محدود نمي شود، بلكه حالت فراگير دارد .

از اين رو، اهل سنت به طور عموم (غيروهابيها)، از شهادت امام حسين(علیه السلام) و يارانش اظهار اندوه و حزن كرده و در عمل هم از فجايع كربلا اظهار نفرت و انزجار نموده اند. البته چگونگي ابراز تالم آنان متفاوت بوده است؛ برخي همچون شيعيان، افزون بر اشك روان بر امير كاروان عاشورا، بر آمران و مباشران اين فاجعه لعن فرستاده اند و شماري پس از اظهار تاسف و غم نسبت به واقعه كربلا، پيآمدهاي معنوي و كرامات بي مانند شهادت جان سوز آل رسول(صلي الله عليه و آله) را نگاشته و عمق جنايت عاملان عاشورا را از اين رهگذر تصوير نموده اند.

 

 واقعه عاشورااز منظر اهل تسنن؛

اهل سنت نگاه واحدي به عاشورا ندارند، بر خلاف شيعه كه به اين مسئله نگاه واحد دارند و امام حسين(علیه السلام) را امام معصوم و بر حق مي دانند و يزيد و طرفدارانش را ظالم و جائر و خروج كننده بر امام زمان خود برمي شمارند؛ زيرا وِزر و وَبالي كه يزيد انجام داد كمتر از وِزر و وَبال كفار و مشركين نسبت به اصل اسلام نيست، اين نگاه تمامي شيعيان است، اما اهل سنت نگاه هاي متفاوتي دارند عده اي از آنان اهل انصاف هستند كه البته كم هم نيستند، كساني كه هواي آلوده وهابيت و نواصب را استنشاق نكرده اند در كنار امام حسين(عليه السلام) و جريان كربلا هستند و يزيد و طرفداران او را محكوم ميكنند.

به عنوان مثال چند نمونه نقل مي كنم:
الف- مناوي در كتاب « الفيض الغدير » (ج 3 ص 14)، اين روايت را مي آورد كه: « فاطمة بضعة منّي، و مع ذلك فقابل بنو أميّة عظيم هذه الحقوق بالمخالفة و العقوق، فسفكوا من اهل البيت دماءهم، و سبوا نساءهم، و أسروا صغارهم، و خرّبوا ديارهم، و جحدوا شرفهم و فضلهم، و استباحوا سبّهم و لعنهم؛ فخالفوا وصيّته صلّي اللَّه عليه و سلّم، و قابلوه بنقيض قصده؛ فوا خجلتهم إذا وقفوا بين يديه! و يا فضيحتهم يوم يعرضون عليه»(16)

مي گويد، پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حقوقي داشتند و فرمودند فاطمه پاره تن من است، اما امويان اين حق بزرگ را بر عكس انجام دادند و عاق رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)  شدند، خون اهل بيت(علیهم السلام) را ريختند و زنان و بچه ها ايشان را به اسارت بردند و خانه هاي اهل بيت(علیهم السلام) را خراب كردند و شرافت و فضل اهل بيت را منكر شدند و سبّ اهل بيت(علیهم السلام) را مباح شمردند و با پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)  در وصيتش مخالفت كردند و ضد مقصود پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عمل كردند، زماني كه مقابل پيامبر قرار بگيرند، چقدر بايد خجالت بكشند، واي بر فضيحت ايشان روزي كه ايشان محشور مي شوند.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_emamhosein_tasanon4.jpgب- عسقلاني (متوفي 852) در «فتح الباري» (ج 9 ص 240) ذيل روايت « يُوذيِني مَن آذاهها وَ كُلّ مَن وَقَع مِنه في حَق فاطمة ... » می نویسد:

«من يتأذي النبي صلي الله عليه و سلم بتأذيه لأن أذي النبي صلي الله عليه و سلم حرام اتفاقا قليله وكثيره وقد جزم بأنه يؤذيه ما يؤذي فاطمة فكل من وقع منه في حق فاطمة شيء فتأذت به فهو يؤذي النبي صلي الله عليه و سلم بشهادة هذا الخبر الصحيح ولا شيء أعظم في إدخال الأذي عليها من قتل ولدها»  بر اساس اين روايت هر كس با فاطمه برخوردي داشته باشد كه زهراي اطهر اذيت شده باشد در حقيقت پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را ناراحت كرده است و هيچ اذيتي بر حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بالاتر از شهادت فرزند او نيست.
ج- ابن عماد حنبلي در «شذرات الذهب» (متوفي 1089) ج 1 ص 66 حوادث را نقل مي كند و بعد مي گويد«قاتل الله فاعل ذلك وأخزاه ومن أمر به أو رضيه ...»  خدا بكشت كسي را كه امام(علیه السلام) را كشت و خاندان اهل بيت(علیهم السلام)را به اسارت برد و راضي به اين عمل بوده است.
به هر حال ما اگر كتابهاي اهل سنت را باز كنيم مي بينيم پر است از احترام و تعظيم به ساحت قدس حسين بن علي(عليه السلام). از نظر ما حضرت اباعبدالله الحسين(عليه السلام) امام معصوم است و از نظر اهل سنت فرزند رسول الله(صلي الله عليه و آله و سلم) است و سيد شباب اهل جنت است. (17) و منصفين از اهل سنت غير از اين نمي توانند بگويند.

 

آيا اهل سنت واقعه كربلا را در منابعشان بيان كرده اند؟

علي رغم فشار هايي كه از جانب امويان بوده و بعد از واقعه كربلا مدت ها حكومت مي كردند، تلاش داشتند خاطره و ياد حادثه كربلا محو و سانسور شود و خيلي از مسائل مخفي بماند با اين همه فشار، اولين كسي كه كتابي در تاريخ كربلا و عاشورا نوشت جناب «اصبغ بن نباتة» از خواص امير المومنين(علیه السلام) بود و الان اصل كتاب موجود نيست.

يا«ابو مخنف» در مقتل ابومخنف که از معتبرترين و جامعترين و ارزشمندترين آثار نگاشته شده درباره ي حادثه كربلاست كه متأسفانه متن كامل و اصلي آن در دست نيست. اين كتاب به سبب اهميت و ارزشي كه داشته مورد توجه ويژه ي مورخان قرار گرفته و متن آن به طرق گوناگون نقل شده، و تأثير آن به حدي است كه نويسنده ي آن سرآمد مقتل نويسان و پدر علم مقتل نويسي به شمار مي آيد. كتابي در تاريخ عاشورا نوشت كه ايشان با سه واسطه به «مخنف بن سليم ازدي» مي رسد كه از اصحاب اميرالمومنين(علیه السلام) بوده و او هم مقتلي در اين خصوص دارد و البته آنچه كه در بازار موجود هست و معروف به مقتل ابو مخنف است و اشتباهات و جعلياتي هم دارد و در آن دست برده شده است و معروف است كه مقتل ابو مخنف هماني است كه «طبري عامي» نقل مي كند، باز جناب «نصر بن مزاحم» و نيز «ابو منذرهشام بن محمد كلبي» هم كتاب خوبي در تاريخ كربلا و حادثه عاشورا نوشته اند؛ همچنين «واقدي» نيز مقتل نوشته است.

در بين اهل سنت «علي بن محمد مدائني» در تاريخ عاشورا كتابي دارد ؛ «شرف الدين قاهري» ( متوفي 827 ه ق) و «خوارزمي» (متوفي 568) كتاب خوبي نوشته و امروز سلفي ها او را متهم مي كنند كه شيعه است، چون سلفي ها دوست ندارند كسي اموي ها را سرزنش كند .

از ديگر كساني كه واقعه عاشورا را نقل كرده است، «ابن كثير» شاگرد «ابن تيميه» است كه او نسخه بدل معاويه در دشمني با اهل بيت(علیهم السلام) است ولي با وجود اين در كتاب « البدايه و النهايه» مقتل را نوشته است، اما طوري گفته است كه حكومت و يزيد را مطرح نكند و اگر سرزنشي است به پايين دست ها نسبت بدهد.

 

دلایل عزاداری نکردن اهل سنت؛

مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه های نماز جمعه این شهر گفت:

اگر ما مثل برادران شیعه عزاداری نمی‌کنیم این به علت بی تفاوتی نسبت به اهل بیت نیست، بلکه ما معتقدیم که اسلام دستور داده در وقت مصیبت باید صبر کرد و نباید بی صبری نمود.

اگر ما هر کدام از عزیزان خود را از دست بدهیم لباس ما تغییر نمی کند و لباس سیاه به تن نکرده ایم و این جزو فرهنگ ماست.

ما معتقدیم قیام امام حسین برای اجرای عدالت و برقراری دین و خدمت به مردم بود. و زمانی که ایشان دیدند قدرت به دست افراد نااهل و نالایق افتاده قیام کردند. امام حسين(علیه السلام) هرگز برای کشورگشایی و گرفتن حکومت و قدرت قیام نکرد، بلکه می خواست در دنیا انصاف و عدالت برقرار شود و اسلام ضایع نشود و مسلمانان متضرر نشوند.

قیام ایشان در جهت امر به معروف و نهی از منکر و خدمت به اسلام و در جهت خیر؛ و قیام در مقابل ظلم و استبداد و دیکتاتوری بود؛ قیام در مقابل کسی که حاضر نبود صدای مردم را بشنود و با کسی مشورت کند؛ قیام در مقابل فردی خودرأی، مستبد، دیکتاتور و خودکامه بود که در حقیقت یک سلطان جائر بود نه یک حاکم دلسوز.

امام حسين(علیه السلام) در چنان شرایطی قیام کرد و به درجه رفیع شهادت رسید.
همه اهل بیت خصوصا کسانی که صحابه هم بودند، جایگاه ویژه ای در قلوب مسلمانان دارند. اهل سنت وجماعت به اهل بیت عشق می ورزند و همه اهل بیت را دوست دارند. در بین اهل سنت کسانی نیستند که نسبت به اهل بیت بی تفاوت باشند و با آنها محبت نداشته باشند. اهل بیت جزو مشترکات همه مسلمانان هستند؛ که شیعه و سنی آنها را دوست دارند.
همانگونه که صحابه جزو مقدسات اهل سنت هستند، اهل بیت نیز از مقدسات اهل سنت اند و حرمت این بزرگان برای ما دین و هدایت است.

اگر برخی از برادران شیعه فکر می کنند اهل سنت نسبت به امام حسين(علیه السلام) و دیگر اهل بیت بی تفاوت بوده و از واقعه کربلا متاثر نیستند این ناشی از عدم شناخت آنها نسبت به اهل سنت است، زیرا ما اهل بیت را بزرگان خود می دانیم و آنها سرمشق و الگوی ما هستند و در کتاب‏های ما فضایل اهل بیت به کثرت وارد شده است. و در خطبه عربی جمعه همیشه حضرات حسنین به عنوان سردار جوانان اهل بهشت و فاطمه زهرا به عنوان سیده زنان اهل بهشت یاد می شوند.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_emamhosein_tasanon5.jpgچرایی سبک سینه زنی و

عزاداری شیعیان؛

در مورد فلسفه سینه زنی و اینکه چرا شیعیان سینه زنی و عزاداری را بدین شکل انجام می دهند و اهل سنت به آن ایراد گرفته و آنرا نوعی آسیب رساندن به خود می خوانند، باید گفت:

اولاً اصل این سنت بویژه در میان عرب‌ها رواج داشته است؛ آن‌ها به هنگام وارد شدن مصیبت، دستها را به صورت ضربدری -به گونه ای که کف دست‌ها به طرف صورت باشد- روی هم قرار داده و به نشانه عزا به سینه می‌زدند(کاری که هم اکنون نیز در میان زنان عرب بسیار رواج دارد). سینه زنی به مرور زمان به صورت موجود در آمده که با انتخاب نوحه های سنگین حرکات دست بر سینه می‌خورد.(18)

ثانیاً این کار نوعی عکس العمل عاطفی است. (انسان به هنگام اوج هیجان، حزن و اندوه کارهایی را به صورت عکس العمل از خود بروز می‌دهد که منشأ عاطفی دارد. مثلا به هنگام شادی به ناگاه فریاد سر می‌دهد یا دست (کَف)می‌زند. به همین صورت به هنگام عزا نیز گاه شیون کرده دست بر روی دست می‌زند یا به سر، صورت و یا سینه خود می‌کوبد).

برخی زنان حاضر در صحرای کربلا پس از مشاهده آن فجایع، با زدن بر سینه خود به عزاداری پرداختند. می‌توان چنین حدس زد که: با به حرکت در آمدن کاروان اسرای کربلا و اقامه عزا از سوی آنان در شهرها و اقامتگاه های بین راه و همراهی برخی از مردم با آنان این روش به مرور زمان به صورت یک سنت و شیوه در عزاداری امام حسین(علیه السلام) در آمد.

 

ملاحظه: سایر مطالب پیرامون نهضت کربلا و قیام حضرت سید الشهدا(علیه السلام) را در همین پایگاه دنبال کنید:

  1. تاریخچه عزاداری امام حسین(علیه السلام)

  2. تفسير زيارت عاشورا

  3. «جهالت و ضلالت»، چه بابد کرد؟

  4. امام حسین (علیه السلام) از دیدگاه بزرگان، اندیشمندان و مستشرقین غیر مسلمان

  5. «باز این چه شورش است که در خلق عالم است»

 

پینوشت:

  1. تاریخ طبری، بیروت لبنان، ج4 ص349؛ تذکرة الخواص، سبط این جوزی، قم، شریف رضی، 1471 ق، ص 231.
  2. تذکرة الخواص، ص 240.
  3. مناقب ابن شهرآشوب، ج4، ص 124.
  4.  همان، ص 141.
  5. مقاتل الطالبین، ج1، 1414ق.
  6. همان، ص 314.
  7. تأملی در نهضت عاشورا، رسول جعفریان، قم انصاریان، ج2، 1381 ش، صص 282 - 283.
  8. کتبا النقض، عبدالجلیل قزوینی رازی، به سعی سید جلال الدین محدث، تهران، 1331ش، ج1، ص 402.
  9. همان، صص 402405.
  10. کلیات دیوان جامیف عبدالرحمان جامیف تصحیح، شمس بریلوی، تهران، هدایت، ج1، 1362، ص 27.
  11. همان، ص25.
  12. هدیة العارفین، اسماعیل باشا بغدادی، بیروت، دارالفکر، 1402ق، ج2، ص 412.
  13. نزهة الخواطر و بهجة المسامع و النواظر، عبدالحی بن فخر الدین حسنی، حیدر آباد دکن، دائرة المعارف العثمانیه، چ2، ج8، ص 307.
  14. همان، ص 328.
  15. تاریخ النیاحة، ج2، ص 47 به نقل از دارسة فی طبیعة المجمتع العراقی، ص 236.
  16. به نقل ازعبقات الانوار، ج 19، ص: 738.
  17. احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج 33، ص: 10.
  18. جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، ‌ ص256-257.

منبع:
www.vahabiat.porsemani.ir

anarpress.ir

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  درسهای زندگی
 

توصیه مقام معظم رهبری به جوانان در مورد اولویت انتخاب بین کار اجرایی و کار فرهنگی:

«کار اساسی عبارت است از هدایت»

   

مطالب جديد

مخاطب اول
شنبه, 22 مهر 1396
article thumbnailچند اقدام لازم که مسئولان در آستانه خیمه‌شب بازی جدید دولت آمریکا باید انجام دهند؛ مخاطب اول؛ در...
آفت مدیران غیرانقلابی
جمعه, 14 مهر 1396
article thumbnailنگاه طعمه ای یا مسئولانه ی مدیران، از منظر مقام معظم رهبری؛ « گفتمان انقلاب اسلامی: شرایط کنونی کشور به لحاظ این‌که...
article thumbnailرابطه قضا و قدر الهی و تفویض امور به اسباب و علل؛ اثر استاد شهید مرتضی مطهری (رحمة الله علیه) از پیغمبر...

Developed in conjunction with Ext-Joom.com