• اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم عجل لولیک الفرج
  • «احساس خطر میکنم!»
    «احساس خطر میکنم!»

    «حرکت جامعه باید به سمت آن تعالی و آن ارزشها، حرکت به سمت بالا باشد؛ حرکت مثبت باشد. این حرکتهای به سمت پائین، همان بیماریهائی است که برای نظام اسلامی ممکن است پیش بیاید؛ و این خطر برای نظام اسلامی است؛ مردم باید بیدار باشند.» مقام معظم رهبری ۱۳۸۸/۰۶/۲۰

  • السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
    السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
  • (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)
    (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)

    پیامبر اکرم این هدف را دنبال میکرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه دلها برسد.

  • اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
    اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
  • اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها
    اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها

    «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (ال عمران‏26)

  • اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.
    اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.

    نقطه‌ى کانونى اقتصاد مقاومتى عبارت است از درون‌زایى در کنار برون‌گرایى. درون‌زایى به معناى انزواطلبى تعبیر نشود؛ درون‌زایى با نگاه به بیرون و با گرایش به بیرون جامعه امّا تکیه به توانایى درونى و به ظرفیّت درونى.

    (بیانات رهبری- 1393/01/06)

  • نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
    نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
  •                                                                            واجب همیشگی
    واجب همیشگی
  • «حوزه‌ی علمیه انقلابی»
    «حوزه‌ی علمیه انقلابی»

     «اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه‌ی علمیه «انقلابی» بماند؛ زیرا اگر حوزه‌ی علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم - ۱۳۹۴/۱۲/۲۵

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_nufuz_modiran_modiran13.jpgنگاه طعمه ای یا مسئولانه ی مدیران، از منظر مقام معظم رهبری؛

« گفتمان انقلاب اسلامی: شرایط کنونی کشور به لحاظ این‌که شعارهای اساسی انقلاب اسلامی محور برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌های دولت قرار گرفته، شرایطی استثنایی است و با انتخاب ملت ایران، دولتی بر سرکار آمده که گفتمان مفاهیم انقلاب، گفتمان غالب و رایج آن است. ...در سال‌های گذشته برخی افراد و حتی برخی مخلصان انقلاب، تصور می‌کردند شعارهای اصلی انقلاب اسلامی همچون سربلندی اسلام، عدالت، مبارزه با استکبار و تلاش برای رفع محرومیت، دیگر جایگاهی ندارند و دوران آن‌ها به پایان رسیده است و حتی برخی به این شعارها گستاخی و جسارت نیز کردند، اما به همّت مردم و روی کار آمدن دولت نهم، این شعارها و ارزش‌ها بار دیگر احیا شده است. ...در چنین شرایطی که کشور از یک طرف به کار و تلاش خستگی‌ناپذیر احتیاج دارد و از طرف دیگر هم ظرفیت‌ها و استعدادهای فراوان و نیروهای بااخلاص و کارآمد برای خدمت به مردم وجود دارند، رفع مشکلات کشور نیازمند اقدامات شجاعانه و در عین حال مدبّرانه و برنامه‌ریزی‌شده است.» (دیدار اعضای هیأت دولت و مدیران اجرایی کشور با رهبر انقلاب ۱۳۸۶/۰۴/۰۹)

 

«نگاه طعمه‌ای به مسئولیت - که در واقع یک امانت است -  برای رسیدن به ثروت و امتیازهای خاص، موجب کوچک و حقیر شدن انسان خواهد شد. ...موضوع حقوق‌های نجومی، در واقع هجوم به ارزش‌ها است اما همه بدانند که این موضوع از استثناها است و اکثر مدیران دستگاه‌ها، انسان‌های پاک‌دست هستند، اما همین تعداد کم نیز خیلی بد است و باید حتماً با آن برخورد شود. ... این موضوع نباید شامل مرور زمان شود بلکه باید حتماً به صورت جدی پیگیری، و نتیجه‌ی آن به اطلاع مردم رسانده شود. ...براساس اطلاعاتی که به من رسیده است، میزان دریافتی مدیران در بیشتر دستگاه‌ها، در حد معقول است و دریافتی‌های کلان، مربوط به تعداد اندکی از مدیران است که باید با همین موارد اندک هم برخورد قاطعانه انجام شود. (دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت با رهبر انقلاب ۱۳۹۵/۰۴/۰۲)


c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_nufuz_modiran_modiran3.jpg«نکته اوّل در باب مدیر و مسؤول: این است که برای نفسِ کار و عمل آماده باشد. تنبلی و بیحالی و سهل‌انگاری و کار را به دست حوادث و قضا و قدر سپردن، اوّلین بلایی است که ممکن است یک مدیر را از صلاحیت کافی و لازم ساقط کند. جدّی بودن در کار، آرام نداشتن برای کار، احساس مسؤولیت برای اصل اقدام و کار و وظیفه‌ای که بر عهده گرفته، بسیار مهم است. به همین جهت هم هست که اگر کسی واقعاً در بخشی از بخشهای کشور احساس میکند که کفایت لازم برای این کار را ندارد، معلوم نیست که پذیرش آن کار، مشروع باشد. چون قبول این کار، به معنای این است که تعهّد کند و بپذیرد که این کار را به انجام برساند. این، بدون کفایت و لیاقت، امکانپذیر نیست.
«نکته یا رکن دوم از ارکان یک مدیریّت سالم: مسأله آمادگی و استعداد و تعهّد برای انجام کار است؛ به همان نحوی که سیاستهای کلّی و برنامه‌های اساسی کشور آن را اقتضا میکند. اگر کشور، سیاست مشخّصی را در مقوله‌ای پذیرفته است، کسی که اجرای بخشی از بخشهای کشور را میپذیرد، باید آن را در همان جهت کار و به همان سمت و با همان هدف پیش ببرد و هدایت کند؛ ولو خود او، آن سیاست را به طور کامل تثبیت نکرده باشد. اگر چه، در صورتی که مجرىِ آن سیاست را قبول نداشته باشد، معلوم نیست چقدر بتواند این کار را به درستی انجام دهد. ولی به هر حال، آن‌که لازم و اساسی است، این است که مدیر، مسؤول یا وزیری که این مسؤولیت را برعهده گرفته، کار را در جهت آن سیاستهای پذیرفته شده که سیاستگذاران در هر بخش انجام داده‌اند، پیش ببرد. این هم آن 
«شآن سوم در باب مدیریت اسلامی: حفظ طهارت و تقواست. حفظ پاکیزگی در عمل است. اجتناب از هرگونه - خدای ناکرده - اختلاط با اهداف غیر مشروع یا اهداف غیر مقبول و غیراخلاقی است. این، شأن سوم است. مدیر خوب، مدیری است که هر کاری را به عهده میگیرد، با رعایت اصول اخلاقی صحیح، انجام دهد. در نظام اسلامی، چیزی که به شدّت با آن مقابله میشود، رسوخ فساد است. در نظام اسلامی، با اعتقاد بد و نادرست، این‌طور مقابله نمیشود که با عمل غیر صحیح و عمل غیراخلاقی و خدای ناکرده رسوخ فساد مبارزه میشود. چیزی که امروز، در دوران بازسازی، مسؤولین کشور، همکاران دولت، مدیران درجه دو و سه در دستگاههای دولتی، تا پایین‌ترین رده‌ها، باید با دقّت مراقب باشند، این است که در این دوران بدانند خطر رسوخ و نفوذ فساد، جدّی و فلج کننده است. واقعاً فلج کننده است! در این کار، فساد که نمیگوید «من فسادم»! فرد مفسدی که دیگران را به وادی فساد میکشاند - فساد مالی، فساد کاری، قرارهای نامشروع و ناموجّه در زمینه‌های مسائل کاری - کسی که انسان را تشویق میکند و میلغزاند به این سمت، از اول نمیگوید «من آمدم که شما را فاسد کنم.» اوّل با یک عنوان موجّه؛ با یک چیز کوچک وارد میدان میشود. انسان است و آسیب‌پذیرىِ شدید. انسان، به شدت آسیب‌پذیر است. لذا، خیلی باید مراقب بود.» (بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری ۱۳۷۲/۰۵/۱۲)

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_nufuz_modiran_modiran10.jpgآفت مدیران غیرانقلابی؛

سایه سنگین مدیران دو تابعیتی یا مدیران با حقوق نجومی، عدم توازن ما در پیوستار قدیمی«تعهد - تخصص» را گوشزد می‌کند؛ گوشزد می‌کند که ما در نقطه‌ی مرکزی این پیوستار نایستاده‌ایم.

این هم معلوم شده است که دور شدن از «تعهد»، لزوماً ما را به «تخصص» بیشتر نمی‌رساند؛ بلکه ضلع سوم این پیوستار، همان شده است که نباید بشود: «تعهد - تخصص - تلون». حکایت مدیرانی است که با دو کارت تابعیت، آماده تغییر رنگ و «خیانت» هستند.

آنچه در موضوع فیش‌های حقوقی نجومی عیان و برجسته شد، «تهاجم به ارزش‌ها بود»؛ تهاجم به ارزش‌هایی  که براساس آن‌ها، مرفه بی‌درد بودن، مترف بودن و سودجو بودن، عیب محسوب می‌شد.

البته این فقط درد مدیران نیست و کم‌وبیش دامن خیلی از افراد دیگر را نیز گرفته است. اینکه آسیب‌های ناشی از فقر را شناخته‌ایم، روی آن‌ها برنامه‌ریزی می‌کنیم، درباره‌ی آن‌ها جلسه می‌گذاریم، اما آسیب‌های ناشی از مستیِ اشرافی‌گری را کأنه درست نمی‌شناسیم؛ وقتی اشرافی‌گری، اسراف و تجمل در جامعه وجود داشته باشد و ترویج بشود، این قضایا به‌دنبالش پیش می‌آید و همه دنبال این هستند که یک طعمه‌ای به دست بیاورند و خودشان را از آن سیر کنند، شکم‌ها را از این مال‌های حرام پر کنند.»

مهم است که سیاستمداران و مدیران کشور، نه برای مقاصد شخصی، بلکه برای عظمت ملت و دین، تلاش کنند. این «امپراطوری ایمان»، رمز اصلی قدرت انقلاب اسلامی است، و اگر نباشد، این کشور به یک موطن معمولی‌تر از معمول تبدیل می‌شود و دیگر رنگ و بوی سابق را نخواهد داشت. و معمولی‌تر از معمول بودن برای کشور در معرض تهدیدی مانند ایران، درست مساوی است با بازگشت به نقطه‌ی بیست‌وهشت مرداد سی‌ودو یا پست‌تر.

امروز، مدیران خواهان قدرت، که واهمه دارند منافع و قدرت خود را از دست بدهند، از فرط فرو بردن کشور در لاک دفاعی، باعث کاهش بهره‌وری آن می‌شوند. افراد منفعت‌جو یا تدافعی، کسانی که طوری به میز ریاست می‌نگرند که گویی یک نحو مایملک است، یا کسانی که به اجرای قانون ملتزم نیستند، یا آن‌ها که برای رسیدن به منافع و قدرت از هر طریق می‌پویند، و یا آنان که ریاست را مصدر خدمت نمی‌شمرند، نمونه‌هایی از «مدیران بد» در مقابل سبک «مدیران انقلابی» هستند، که باید علاج شوند.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_nufuz_modiran_modiran5.jpgخصومت و تفرقه، دستاورد مدیران بی درد؛

مدیران به‌دور از سبک «مدیر انقلابی»، بلای جان کشور خواهند شد، چرا که عمداً در انسجام کشور کارشکنی می‌کنند تا موقعیت خود را بر پایه‌ی ضعف سازمانی سایر نیروهای عمل‌کننده حفظ کنند. ضعف نیروهای کشور، ضعف شخصی ایشان را می‌پوشاند و آن‌ها را به مثابه یک مدیر معمولی، برازنده‌ی سازمان‌های معمولی می‌کند.

مشکل اینجاست که اگر مدیران ضعیف، تصور کنند که نابودی نیروهای مؤثر و انقلابی، محدود کردن ارتباطات و قیود اجتماعی بین نیروهای عمل‌کننده، و تشکیل سازمان‌های ضعیف، به حفظ موقعیت نحیف خودشان کمک می‌کند، از این کار دریغ نخواهند کرد. پس، وقتی تعهد به اهداف متعالی در مدیر نباشد، عملاً سازمان را به پایین می‌کشد، البته از دیدگاه مسئولین ارشد، او سازمان را ساکت و آرام به پیش می‌برد، ولی واقع آن است که او سازمان را به زیر می‌کشد.
خطر این نوع رؤسای «بد» بیش از آن است که گفتیم. وجود چنین مدیران و سیاستمدارانی می‌تواند باعث شود که سلسله مراتب اداری، در همان سطوح اولیه نیز از هم پاشیده شود؛ اگر آن‌ها برای حفظ موقعیت ضعیف خود، ناگزیر از تخریب اعضای شاخص سازمان شوند که اغلب می‌شوند، به خصومت و تفرقه در سازمان دامن می‌زنند، و آن را به سرزمین سوخته تبدیل می‌کنند، طوری که افراد در درون سازمان‌ها، دیگر نمی‌توانند به طور مؤثر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و همان بهره‌وری معمولی خود بدون حضور یک مدیر ارشد کارآمد را هم نخواهند داشت.

این، یک یافته شناخته شده است که مدیران و سیاستمدارانی که تشنه‌ی قدرت و حفظ موقعیت اداری خود هستند، نسبت به کسانی که انگیزه‌شان مبتنی بر تعهد و خدمت و لااقل تعهد به مقاصد علمی و فنی است، ارتباطات انسانی و انسجام کشور را از بین می‌برند.

این نوع مدیران، زمانی به این روش متمایل شدند که به آن‌ها گفته شد که وضعیت کشور بی‌ثبات است و اولویت آن‌ها حفظ ثبات و آرامش خواهد بود. سپس، پس از ورود به تارک سازمان، خودشان نیز دریافتند که قدرت سلسله مراتبی در نظام اداری بی‌ثبات است و ممکن است موقعیت خود را در رأس امور از دست بدهند. در نتیجه، با منزوی کردن کاردان‌ترین اعضای سازمان‌ها، باعث تخریب ادارات کشور شدند. نکته‌ی طعنه‌آمیز این است که این رفتار از فردی سر می‌زند که باید تبحر خاصی در کنار هم قرار دادن اعضای تیم برای بهره‌وری بالاتر داشته باشد، ولی درست در جهت عکس عمل می‌کند.

اعجاب‌آور است، ولی مدیران به‌دور از سبک «مدیر انقلابی»، موفقیت خود را در آرام نگاه داشتن سازمان و انتقال مسائل به دوره‌های مدیریتی بعدی تدبیر می‌کنند، و عملاً موفقیت سازمان را فدای حفظ قدرت خویش می‌سازند.

«تدبیر» در لغت یعنی امور را پشت سر هم چیدن تا یکی در نتیجه‌ی بهبود قبلی بهبود یابد. ولی این مدیران «بد» و «ابن‌الوقت»، ضعف‌ها را پشت به پشت هم می‌چینند، شاید بشود از زیر آن‌ها در بروند؛ «تدبیر» در مورد این دسته از مدیران، به معنای «تسویف» یا همان به تعویق افکندن مسائل است.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_nufuz_modiran_modiran1.jpgانسجام معنوی و بازده سازمانی، دستاورد مدیران انقلابی؛

چگونه می‌توان از این نوع کارشکنی‌های بالا در سطوح مدیریتی جلوگیری کرد؟ نکته‌ی کلیدی آن است که باید «انسجام معنوی» سازمان را در کنار «بازده فنی» سازمان‌ها، به عنوان دو شاخص اصلی سنجش و انتخاب مدیریت‌ها جا انداخت.

مدیران باید بدانند که انسجام معنوی سازمان می‌تواند بر بازده کلی سازمان تأثیر حیرت‌آوری بگذارد و سازمان را از مجموعه ماشین‌های غیر مبتکر، به مجموعه‌ی انسان‌های راه‌گشا و غیر ماشینی تبدیل کند. مفهوم کلیدی در این میان، انسجام معنوی سازمان‌های عمل کننده است.
نکته‌ی مهم دیگر آن است که سازمان‌های با انسجام معنوی بالا، بسیاری از رفتارهای فاسد و مخرب را خود به خود از بین می‌برند، و حتی نیازی هم به برخوردهای اداری و کیفری با فسادها نخواهد بود.

این، نکته‌ی بسیار مهمی است. خطوط ارتباطی و همکاری مبتنی بر «انسجام معنوی» بین نیروها، مداخله‌ی فرامین یا مدیران میانی فاسد در امور را دشوارتر می‌کند، و نقش آموزنده و هدایت‌کننده‌ای دارد.

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_nufuz_modiran_modiran2.jpgیک چالش بر سر راه گماردن و چینش مدیران اداری کشور این است، که برخی از مدیران وجود دارند، که بیش از قدرت یا پول، و غیر از دلایل معنوی، به داشتن پرستیژ و احترام علاقه نشان می‌دهند.

این، یک چالش ویژه برای ارتقاء «انسجام معنوی» سازمان‌هاست، چون این مدیران در یک دنیای اکیداً رسانه‌ای شده بر زرق و برق متمرکز می‌شوند، و از این تمرکز، پاداش رسانه‌ای قابل ملاحظه‌ای دریافت می‌کنند. در مورد این مدیران، سؤال این است که وقتی لازم شود بین زرق و برق و شهرت از یک سوی، و منافع کشور از سوی دیگر، انتخاب کنند، چگونه تصمیم خواهند گرفت؟

تعهد معنوی تا حدی، تمرکز بر خوش‌نامی را تأیید می‌کند، به هر تقدیر، آن چه یک مدیر مجهز به تعهد معنوی را حفظ می‌کند، مراقبت شدید از خود و «حب دنیا» است؛ همان «رأس کل خطیئه».

نکته‌ی آخر این‌که وقتی سازمان بر مبنای «انسجام معنوی» و همچنین «بازده فنی» سنجیده شود، هر چند که نظارتِ درست معنا پیدا می‌کند، ولی انگار این خطر وجود دارد که مدیران، مدام سایه‌ی تغییر را بر سر خود حس کنند، و بی‌ثباتی در عزم‌ها و تصمیم‌سازی‌های کوتاه مدت بر آنان غلبه یابد.

اما، در این فرض هم تعهد معنوی مدیر به کمک می‌آید. تعهد معنوی به مکلف، یک دید معادنگر می‌بخشد، طوری که بازتاب عمل خود را در یک مقیاس وسیع‌تر در نظر می‌آورد و می‌کوشد تا پاسخگویی خود را نزد مدیران ارشد، بلکه مهم‌تر از آن، نزد مالک روز حساب افزایش دهد. خوشبختانه نمونه‌ی مدیران اوایل انقلاب نشان می‌دهد که چنین الگویی، تا چه اندازه می‌تواند سازمان را به پیش براند.

نویسنده: دکتر حامد حاجی‌حیدری
استادیار و عضو هیأت علمی دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  درسهای زندگی
 

توصیه مقام معظم رهبری به جوانان در مورد اولویت انتخاب بین کار اجرایی و کار فرهنگی:

«کار اساسی عبارت است از هدایت»

   

مطالب جديد

مخاطب اول
شنبه, 22 مهر 1396
article thumbnailچند اقدام لازم که مسئولان در آستانه خیمه‌شب بازی جدید دولت آمریکا باید انجام دهند؛ مخاطب اول؛ در...
آفت مدیران غیرانقلابی
جمعه, 14 مهر 1396
article thumbnailنگاه طعمه ای یا مسئولانه ی مدیران، از منظر مقام معظم رهبری؛ « گفتمان انقلاب اسلامی: شرایط کنونی کشور به لحاظ این‌که...
article thumbnailرابطه قضا و قدر الهی و تفویض امور به اسباب و علل؛ اثر استاد شهید مرتضی مطهری (رحمة الله علیه) از پیغمبر...

Developed in conjunction with Ext-Joom.com