• اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها
    اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها

    «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (ال عمران‏26)

  • نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
    نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
  • السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
    السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
  • اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
    اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
  • (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)
    (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)

    پیامبر اکرم این هدف را دنبال میکرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه دلها برسد.

  • اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.
    اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.

    نقطه‌ى کانونى اقتصاد مقاومتى عبارت است از درون‌زایى در کنار برون‌گرایى. درون‌زایى به معناى انزواطلبى تعبیر نشود؛ درون‌زایى با نگاه به بیرون و با گرایش به بیرون جامعه امّا تکیه به توانایى درونى و به ظرفیّت درونى.

    (بیانات رهبری- 1393/01/06)

  •                                                                            واجب همیشگی
    واجب همیشگی
  • «احساس خطر میکنم!»
    «احساس خطر میکنم!»

    «حرکت جامعه باید به سمت آن تعالی و آن ارزشها، حرکت به سمت بالا باشد؛ حرکت مثبت باشد. این حرکتهای به سمت پائین، همان بیماریهائی است که برای نظام اسلامی ممکن است پیش بیاید؛ و این خطر برای نظام اسلامی است؛ مردم باید بیدار باشند.» مقام معظم رهبری ۱۳۸۸/۰۶/۲۰

  • اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم عجل لولیک الفرج
  • «حوزه‌ی علمیه انقلابی»
    «حوزه‌ی علمیه انقلابی»

     «اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه‌ی علمیه «انقلابی» بماند؛ زیرا اگر حوزه‌ی علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم - ۱۳۹۴/۱۲/۲۵

islamharasi.jpg

با وقوع «انقلاب اسلامي» در ايران، تحولات بزرگ جهان رنگ و بو و معناي ديگري پيدا کرد و از اين رو نزديک به چهار دهه پس از وقوع انقلاب، هر تحول مهم در بستر آن مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد و همگان مي خواهند بدانند پديده جديد چه نسبتي - سلبي يا ايجابي- با انقلاب اسلامي دارد. از اين جهت انقلاب اسلامي با دو انقلاب فرانسه و روسيه که در ادبيات سياسي از آنها به مهمترين، ريشه دارترين و موثرترين تعبير مي شدند، تفاوت بنيادي دارد.

 
انقلاب فرانسه انقلاب مهمي بود ولي با همه آنکه آثار بلند مدتي در حوزه هايي از حيات بشر برجاي گذاشت اما در کمتر از يک دهه بالندگي خود را در حوزه سياسي و اجتماعي از دست داد. کما اينکه انقلاب اکتبر روسيه هم در يک دوره پنج تا شش ساله از کانون توجه مردم روسيه خارج شد.
امروز وقتي از انقلاب اسلامي سخن به ميان مي آيد، مخاطب آن را يک خاطره تاريخي به حساب نمي آورد بلکه هيجان و تلاطم آن را هنوز نيز لمس مي کند. اين بالندگي البته بخشي هم مرهون تداوم دشمني هايي است که عليه اين انقلاب به شکل هاي جديد دنبال مي شود.

 انقلاب اسلامي ايران با جان مايه «معنويت» شکل گرفته و اين مهمترين تفاوت اين انقلاب با انقلاب هاي ديگر است و از اين رو تا زماني که عطر معنويت و ايثار از اين انقلاب به اطراف پراکنده شود، انقلاب حيات موثر خود را ادامه مي دهد.

انقلاب اسلامي در بعد خارجي هميشه «دشمنان بزرگ» داشته است. انقلاب ايران در دهه اول با دشمني دو ابر قدرت و در واقع دشمني همه نظام سلطه مواجه بود در دهه دوم و پس از فروپاشي شوروي با دشمني کل بلوک غرب - اروپا و آمريکا - مواجه شد. در دهه سوم اين دشمني استمرار پيدا کرد و يک جبهه گسترده منطقه اي از رياض تا تل آويو به آن اضافه شد. از اين رو انقلاب اسلامي و ايران در طول اين دوران همواره «حرف اول» بوده و حريف اول به حساب مي آمده است و امروز دشمن به اين نقطه رسيده است که اگر اعتراف به حقوق ايران راه را بر زياده خواهي مي بندد و بايد از آن پرهيز کرد اما اعتراف به اينکه عليرغم همه اين چهار دهه دشمني، انقلاب اسلامي قدرت اول و موثر منطقه است، راه فرار ندارد

 

رئيس جمهور آمريکا اگرچه تلاش کرد تا قدرت ايران را صرفاً رنگي مادي بزند و جلوه هاي اقتدار معنوي و الهي آن را ناديده بگيرد، چندی پيش در گفتگو با راديو NPR آمريکا به اين حقيقت بزرگ اعتراف کرد که: زماني که او در سال 2008 به قدرت رسيده است، ايران کنترل اوضاع را در بخش عمده اي از جهان در دست داشته است او در حالي که ادعا مي کرد با سياست هاي او ايران ضعيف شده است، گفت: «ايران در آينده هم قدرت منطقه اي بسيار موفق خواهد بود». کيست که نداند قدرت ايران از 2008 به اين طرف همواره افزونتر شده است؟


پيروزي مطلق برنامه ايران در سوريه، تداوم پيروزي دوستان ايران در عراق، پيروزي شگرف دوستان ايران در يمن و استحکام و تداوم سياست هاي بنيادين ايران در عرصه هاي مختلف، ترديدي در ادامه روند پيروزي هاي بزرگ ايران باقي نمي گذارد. اخیراً نیز دشمنان شکست خورده ايران در پاريس رژه اي نمادين بر پا کردند تا بگويند در برابر خطرات متحد هستند. اينها در سال 2003 از تغيير قريب الوقوع تهران خبر مي دادند و تونی بلر نخست وزير وقت انگليس از رسيده شدن ميوه هاي ايران در کاخ سعدآباد و ضيافت قريب الوقوع پيروزي غرب بر انقلاب اسلامي حرف مي زد. حالا همان ها در پاريس دست خالي خود را در يکديگر گره مي زنند تا از آسيب دست پروردگان خود در امان باشند و تهران که در اين فاصله قله هاي بسياري را فتح کرده به آنان مي خندد و خود را براي چيدن ميوه هاي ديگر آماده مي کند!

انقلاب اسلامي همه اين صحنه ها را ديده و در عين حال بر جاي مانده و بر جاي خواهد ماند. مگر نه اين است که حضرت امام خميني- قدس سره الشريف- در هنگامه بالاگرفتن فتنه منتظري و زماني که خيلي ها گمان مي کردند، دوره بالندگي انقلاب سپري شده و حالااين جنگ خانگي است که آينده انقلاب را تعيين مي کند، آن جمله معروف را فرمودند: «جنگ ما فتح فلسطين را در پي خواهد داشت». امروز مي بينيم که مقدمه اين فتح هم در فلسطين و هم در خارج آن فراهم شده است. کرانه باختري در حال مجهز شدن به سلاح هايي است که اسرائيل را به روز سياه خواهد نشاند و آزادي عراق که در شعارهاي ما «مقدمه لازم» رهايي قدس بود، محقق شده است. مگر نمي گفتند «بهر آزادي قدس از کربلابايد گذشت» بنابراين انقلاب اسلامي از فتنه ها به درون خود فرو نرفته و رسالت خود را هيچگاه واننهاده است. امواج توطئه هاي رنگارنگ مي آيند و بر صخره هاي کنار ساحل مي کوبند ولي خود متلاشي مي شوند و صخره، روشن تر از قبل حيات خود را ادامه مي دهد. اين ويژگي هم خاص انقلاب اسلامي است. انقلاب هاي ديگر نتوانستند در برابر امواج مخالف تاب بياورند.اما انقلاب اسلامي ايران، يك انقلاب  خدايي است و شياطين نمي توانند در پوست انبياء بروند و مؤمنين را به مساجد ضرار بکشانند.
 
اين روزها که غرب در سوداي به راه انداختن «جنگ هاي صليبي جديد» با نمايش ترور و گروگانگيري راه را براي تروريست هاي رسانه اي و اجاره اي اش باز مي کند، ميليون ها مسلمان از مليت ها، نژادها و مذاهب مختلف با ابراز خشم و انزجار نسبت به اين اقدامات موهن، عشق خود را به پيامبر نور و رحمت ابراز مي دارند و جانشان را به پيشگاه او تقديم مي کنند. آنها باور دارند، آمريکا، که پدرخوانده داعش و القاعده و طالبان و ديگر گروه هاي وحشي تکفيري است، مي کوشد با تسليح و تجهيز آنها و با اجراي سناريوهاي گوناگون، چهره نوراني اسلام را در برابر چشمان مشتاق حقيقت در جهان مخدوش کند. پس از حوادث ساختگي يازده سپتامبر، جورج بوش رئيس جمهور وقت آمريکا در يک سخنراني رسمي، صراحتا از شروع دور جديد جنگ هاي صليبي سخن گفت و به تهديد کشورهاي اسلامي پرداخت!
متعاقب اين سخنان و با بزرگ نمايي دروغين نقش مسلمانان در آن حوادث، ائتلافي از ريزه خواران و نوکران آمريکا ساخته شد و عراق و افغانستان زير چکمه هاي مناديان صلح! به خاک و خون کشيده شدند. آنها از آن نمايش تروريستي و از نفرت پراکني عليه اسلام عزيز نهايت کينه توزي و جنايت را به صحنه آوردند و مسلمانان بي شماري را در سراسر جهان به قتل رساندند. ولي اين همه هدف آنها نبود.
   
راستي چرا غرب و به ويژه صهيونيست جهاني تا اين حد به سناريو سازي و مبارزه با اسلام نياز دارد!؟
چرا بايد گاه و بي گاه شاهد يک عمليات نمايشي با نام و نشان مسلمين باشيم؟
غرب از هزينه هايي که در اين راه مي کند، چه فايده اي مي برد؟
آنها با اين کار مي کوشند از بروز چه رخدادي جلوگيري کنند؟
چرا در حاليکه مي دانند توهين به پيامبر بزرگ اسلام، احساسات و عواطف آنها را جريحه دار کرده و احتمال بارش خشم مسلمانان را در پي دارد ، باز هم به اين عمل کثيف دامن مي زنند و هر از چندي نوکري از نوکرانشان را به آن وا مي دارند؟
پاسخ اين سوالات را بايد در هراس غرب از «عالم گير شدن اسلام» جستجو کرد.

 

 براساس آمار رسمي و علي رغم همه نفرت پراکني هاي رسانه اي غرب، نام زيباي پيامبر ما يعني «محمد» پرطرفدار ترين و پرتکرار ترين نام در همه جهان است. اروپا به سرعت در حال گرايش بيش از پيش به اسلام است و پيش بيني هاي متعدد حکايت از آن دارد که تا يک دهه آينده، ترکيب جمعيتي اين قاره به نفع مسلمين تغيير مي کند.
اين شواهد و ده ها سند و مدرک ديگر حاکي از آن است که اسلام جاي خود را در دل مردم باز کرده و هيچ چيز مانع پيوند دل هاي آگاه با اين آيين آسماني نيست و به قول حضرت امام خميني(ره): «دنيا تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدي(ص) است»
    

اين نفوذ و اين گرايش به طور طبيعي با امپراطوري غرب ناسازگار است و طبيعي است که آنها نيز همچون فرعون که در هراس از تولد «موسي» به کودک کشي روي آورده بود، به اسلام ستيزي و اسلام هراسي روي بياورند. براي رسيدن به اين هدف شوم و ايجاد رعب در دل مردم، بايد همچون روزگار جاهليت و همچون ابوجهل و ابوسفيان رفتار کنند. آن روزها کافي بود تا صداي آسماني پيامبر به گوش مردم گم کرده راه برسد تا طريق هدايت بيابند. بت پرستان براي جلوگيري از اين کار به آنها توصيه مي کردند که پنبه در گوش هايشان بفشارند!
امروز نيز چنين است.غرب مي داند که ابلاغ سخنان پيامبر نور و رحمت ، کار خود را مي کند و مردم را به آيين اسلام متمايل مي سازد. پس مي کوشند چهره نوراني او را مخدوش کنند.
آنها مي کوشند مردم خبر دار نشوند که او همان کسي است که حقوق زنان و دختران را به رسميت شناخت و آنها را از زنده به گور شدن به کمال انساني و الهي رساند؛
خبر دار نشوند که او همان کسي است که با کارگران و فرودستان همنشين بود و زندگي اش را با فقيرترين مردم هم سطح مي کرد؛
خبر دار نشوند که او همان کسي بود که فرمان مي داد اسيران را نکشيد؛
او همان کسي بود که علم آموزي را عبادت مي دانست و با جهل و خرافه مبارزه مي کرد و...  

برخلاف آنچه تبليغ مي شود، تروريسم مشکل اروپا نيست و اساساً مشکل اصلي اين قاره کمترين شباهتي هم به يک پروژه سلبي مثل تروريزم ندارد.
سرويس هاي اطلاعاتي هر کدام از کشورهاي اروپايي در چند نوبت آمار دقيقي از آن دسته از شهروندان خود که به داعش و جبهه النصره و ساير گروههاي تروريستي پيوسته اند- و به عبارت دقيق تر آمار دقيقي از تروريست هايي که خود پرورش داده، مجهز کرده و با وعده هاي زياد به سوريه و عراق اعزام کرده اند- منتشر نموده اند.
اين موضوع بيانگر آن است که آنان نه تنها آمار اين تروريست ها را دارند بلکه نام و نشان و ساير خصوصيات آنان را نيز مي دانند به عنوان مثال به فرض آنکه دولت فرانسه از اعزام تروريست هايي که رقم آنها را تا 3000 نفر اعلام کرده، پشيمان شده و اينک آنان را براي امنيت خود خطر مي داند، مي تواند به محض ورود به فرانسه، آنان را دستگير کند.
آيا در همين کشور سراغ داريم که يک گروه ضد صهيونيستي که تعدادشان قطعاً از هزاران گروه فراتر مي رود، اقدام عملياتي عليه مراکز فراوان صهيونيستي فرانسه کرده باشد و دستگاه امنيتي فرانسه ناتوان از شناسايي و کنترل آنان باشد؟
آيا در 20 سال يک بار اين اتفاق افتاده است؟ مسلماً تعداد اعضاي گروههاي غير مسلمان ضد صهيونيسم در فرانسه از مرز چندين ميليون نفر فراتر مي روند کما اينکه يک آمار رسمي که از سوي مراکز فرانسوي منتشر شده بيانگر آن است که 80 درصد دانشجويان فرانسوي به شدت ضدصهيونيستي هستند، چطور ممکن است دستگاه اطلاعاتي و امنيتي فرانسه اين گروه هاي فراوان که دستيابي به آمار رو به رشدشان کار آساني هم نيست را شناسايي و مهار کند ولي 3000 عنصر تروريست را نتواند مهار کند؟

در واقع قرائن مي گويند بحران کنوني که عليه مسلمانان اروپا نشانه گذاري شده است، يک بحران سياسي است که سرويس هاي اطلاعاتي غرب براي چاره انديشي درباره يک بحران پنهان وارد عمل شد ه اند. چند سال پيش اين خبر اروپا را به سختي تکان داد: «در سال 2009 ميلادي 17 ميليون جلد قرآن در اروپا به فروش رفته است». به غير از اين طي سال هاي اخير، اروپا با رشد بي وقفه گرايش به اسلام در اروپا مواجه بوده است. اين موضوع بخصوص در اروپاي جنوبي و مياني از شدت بيشتري برخوردار بوده است. بديهي است همين که مردمان غرب در عصر استيلاي رسانه هاي صهيونيستي از وجود چنين موجود نازنيني با خبر شوند، فوج فوج به اسلام مي گروند و وعده الهي محقق مي شود که «يدخلون في دين الله افواجا» و اين يعني شکست تمام ايسم ها و ايدئولوژي هاي دروغيني که باعث تسلط اقليت ظالم و اشرافي بر اکثريت محروم و پا برهنه جهان است.

جالب است بدانيم، از جنبه مليتي ترک ها بيشترين ميزان تبار مسلمانان اروپا که اينک بزرگترين اقليت ديني در اروپا به حساب مي آيند، به خود اختصاص داده اند.
نزديک به 90 درصد از اين مسلمانان اروپايي از نظر مذهبي «حنفي» مي باشند و مرکز پژوهش مذهب و مسلمانان حنفي نيز در ترکيه مي باشد.

 

مقامات فرانسه، انگليس، آلمان، ايتاليا و اسپانيا که کشورشان بيش از هر جاي ديگر در اروپا در معرض گسترش دين اسلام است، معتقدند اگر مسلمانان در جنوب اروپا طي 10 تا 20 سال آينده بتوانند به حدود 40 درصد جمعيت اين کشورها بالغ گردند، اين تحول جمعيتي با حضور يک کشور اسلامي در کنار اروپا مي تواند خطر آفرين باشد.

لذا اين روزها غرب حتي به رغم همه خوش رقصي هاي تركيه در تجهيز، آموزش و مديريت تروريستهاي داعش بر عليه سوريه و عراق، انگشت اتهام را بسوي تركيه نشانه رفته و اين كشور را مسئول اين اتفاقات ميداند به همين خاطر در برخورد با ترکيه، در واقع با اين ظرفيت احتمالي درگير است و جنگ محدود امروز را بهتر از جنگ بزرگ فردا مي داند.

براي اينکه به خيال خام خودشان به اين هدف شوم برسند و مردم از او نشاني نيابند و براي اينکه به آنها بگويند اسلام آئيني نيست که به فلاح و رستگاري منجر مي شود، سناريو سازي مي کنند، مانند يازده سپتامبر و مانند شارلي ابدو.
آنها به دروغ خود را آزادي خواه و حامي آزادي بيان و عقيده مي دانند و در مقابل ما را مخالف آزادي بيان و عقيده!. براي اثبات آزادي خواهي شان، در توهين به مقدسات اسلامي هيچ مرزي نمي گذارند و قائل به آزادي مطلق هستند! اما توجه ندارند که تناقض رفتارشان، خيلي زود آنها را رسوا مي کند.

به عنوان نمونه اي ساده از اين تناقضات، در سال 2009 ميلادي، يکي از کاريکاتوريست هاي شارلي ابدو بدليل توهين به «عواطف و مقدسات» اخراج مي شود. فکر مي کنيد او چرا و به چه جرمي اخراج شد؟ او فقط يک لطيفه درباره پسر سارکوزي نخست وزير فرانسه نوشته بود. وقتي پسر سارکوزي با يک دختر ثروتمند يهودي ازدواج کرد، او نوشت:«اين پسر به زودي مدارج ترقي را طي خواهد کرد» همين جمله کافي بود تا وي به جرم توهين اخراج شود!

اين است معني آزادي بيان فرانسوي! آزادي بيان فرانسوي يعني مي شود به مقدس ترين گوهر ارزشمند براي مسلمانان جهان توهين کرد. اما اگر پروفسور روبرت فوريسون، دانشمند هشتاد و چند ساله اي که محققي مشهور و شناخته شده است، کتابي علمي و تاريخي در موضوع هولوکاست نوشت بايد او را زنداني کرد و حتي در روز روشن در خيابان کتک زد تا ديگر کسي به هولوکاست مقدس بي احترامي نکند!

اين آزادي بيان دروغين آن قدر مهوع و غيرقابل باور است که هيچکس،حتي خود غربي ها هم باور نمي کنند! از يک سو ژست مبارزه براي آزادي آنها مسخره و خنده دار است و از ديگر سو اعتقاد و دم زدن دروغينشان از اين آزادي.
وقتي نتانياهو، اولاند، مرکل، براون و... به عنوان نمايندگان باغ وحش غرب و حاميان اصلي تروريست سازمان يافته در جهان، در صف اول راهپيمايي آزادي يا همان سيرک بزرگ پاريس حضور مي يابند، جاي هيچ ترديدي باقي نمي ماند که همه حرف هاي آنها در حمايت از آزادي دروغ است.

آنها سال هاست با حمايت از گروه هاي تکفيري و تروريستي، پاسخ مردم بي گناه مسلمان در آسيا و آفريقا را با گلوله هاي آتشين مي دهند، پس چگونه يک شبه حامي آزادي بيان شده اند!؟

اين لطيفه آن قدر نچسب و غير حقيقي است که صداي «پاپ» را هم درمي آورد. پاپ دو روز پيش گفته بود: «آزادي بيان حدودي دارد. نمي توان به اعتقادات ديگران بي احترامي کرد و آن را به مسخره گرفت». پاپ همان روز با اشاره به يکي از دستيارانش که کنارش ايستاده بود، گفته بود: «اگر دکتر گاسپارو کلمه زشتي در مورد مادر من به کار ببرد، مي تواند انتظار داشته باشد که مشتي حواله او خواهد شد.اين طبيعي است کاملاطبيعي». اين سخنان پاپ نشان مي دهد که حتي در آيين مسيحيت نيز آزادي بيان داراي حد و مرز است.

اما با اين مدعيان دروغين آزادي چه بايد کرد؟ در هنگامه اي که غرب با توهين به پيامبر اسلام درپي به راه انداختن جنگ اعتقادي و نمايش چهره خشن از اسلام است چه بايد بکنيم؟
آنها با امپراطوري رسانه اي خود سالهاست مفهوم تروريست را همچون بسياري از مفاهيم ديگر از جايگاه حقيقي خود خارج کرده اند و سپس با استخدام «تروريست هاي فرهنگي»، با ظاهري شيک و آکادميک، به جاي گلوله، نفرت و کينه شليک مي کنند. سال هاست مي کوشند مسلمان را مساوي تروريست معرفي کنند. چرا!؟

تا در چنين روزي هيچ مسلماني از ترس اينکه تروريست ناميده شود، جرات واکنش نداشته باشد. اما، اين روزها و مخصوصا پس از پيروزي انقلاب اسلامي، از بادي که کاشته بودند طوفان درو کرده اند.
مسلمانان به پيروي از پيامبرشان، مظهر رحمت و عاطفه و مهرباني اند. همچون او، با پيروان ديگر اديان، با آنها که عقيده اشان را محترم مي شمارند و به مقدساتشان توهين نمي کنند، به صلح و صفا زندگي مي کنند،حقوقشان را محترم مي دانند و جان و مالشان را محفوظ مي شمارند.
هر روز و هر ساعت آيين آسماني او را با همه زيبايي ها و شيريني هايش بيشتر و بهتر معرفي مي کنند تا به کوري چشم خفاشان شب پرست، نور او روز به روز بيشتر در عالم منتشر شود و جهان را روشن کند.
اما حساب ابوجهل ها و ابولهب ها جداست! حساب آنها که مقدساتمان را هدف نفرت پراکني مسموم خود قرار مي دهند جداست.
به يقين هر مسلمان آزاده اي و هر مومن معتقد به پيامبر(ص)، آرزومند هلاکت سلمان رشدي خبيث و ديگر کساني است که راه او را مي روند. اجراي حکم الهي و انساني امام راحل(ره) در باره او و درباره ديگراني که پا در راه او گذاشته اند، آرزويي است که در دل ها زنده است و اگر چند صباحي به تاخير افتاده، چيزي عوض نمي شود و به يقين صاعقه مرگ بر سرآنها باريدن خواهد گرفت.

     

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  درسهای زندگی
 

توصیه مقام معظم رهبری به جوانان در مورد اولویت انتخاب بین کار اجرایی و کار فرهنگی:

«کار اساسی عبارت است از هدایت»

   

مطالب جديد

مخاطب اول
شنبه, 22 مهر 1396
article thumbnailچند اقدام لازم که مسئولان در آستانه خیمه‌شب بازی جدید دولت آمریکا باید انجام دهند؛ مخاطب اول؛ در...
آفت مدیران غیرانقلابی
جمعه, 14 مهر 1396
article thumbnailنگاه طعمه ای یا مسئولانه ی مدیران، از منظر مقام معظم رهبری؛ « گفتمان انقلاب اسلامی: شرایط کنونی کشور به لحاظ این‌که...
article thumbnailرابطه قضا و قدر الهی و تفویض امور به اسباب و علل؛ اثر استاد شهید مرتضی مطهری (رحمة الله علیه) از پیغمبر...

Developed in conjunction with Ext-Joom.com