• اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم عجل لولیک الفرج
  • نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
    نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
  •                                                                            واجب همیشگی
    واجب همیشگی
  • السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
    السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
  • اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.
    اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.

    نقطه‌ى کانونى اقتصاد مقاومتى عبارت است از درون‌زایى در کنار برون‌گرایى. درون‌زایى به معناى انزواطلبى تعبیر نشود؛ درون‌زایى با نگاه به بیرون و با گرایش به بیرون جامعه امّا تکیه به توانایى درونى و به ظرفیّت درونى.

    (بیانات رهبری- 1393/01/06)

  • (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)
    (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)

    پیامبر اکرم این هدف را دنبال میکرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه دلها برسد.

  • «حوزه‌ی علمیه انقلابی»
    «حوزه‌ی علمیه انقلابی»

     «اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه‌ی علمیه «انقلابی» بماند؛ زیرا اگر حوزه‌ی علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم - ۱۳۹۴/۱۲/۲۵

  • اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها
    اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها

    «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (ال عمران‏26)

  • «احساس خطر میکنم!»
    «احساس خطر میکنم!»

    «حرکت جامعه باید به سمت آن تعالی و آن ارزشها، حرکت به سمت بالا باشد؛ حرکت مثبت باشد. این حرکتهای به سمت پائین، همان بیماریهائی است که برای نظام اسلامی ممکن است پیش بیاید؛ و این خطر برای نظام اسلامی است؛ مردم باید بیدار باشند.» مقام معظم رهبری ۱۳۸۸/۰۶/۲۰

  • اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
    اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب

92.JPG«...مرحوم آقاى مطهرى يك فرد بود، جنبه‏ هاى مختلف در او جمع شده بود و خدمتى كه به نسل جوان و ديگران مرحوم مطهرى كرده است، كم كسى كرده است. آثارى كه از او هست، بی استثناء، همه آثارش خوب است. و من كسى، ديگرى را سراغ ندارم كه بتوانم بگويم بى‏ استثناء آثارش خوب است. ايشان بى ‏استثناء آثارش خوب است؛ انسان‏ ساز است؛ براى كشور خدمت كرده، در آن حال خفقان خدمت هاى بزرگ كرده است اين مرد عاليقدر. خداوند به حق رسول اكرم او را با رسول اكرم محشور بفرمايد. و خداوند همه شهداى ما را ان شاء اللَّه رحمت بفرمايد...»

بیانات امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) به مناسبت سومین سالگرد شهادت استاد مطهری- 11 ارديبهشت 1361/ صحيفه امام-ج‏16 ص 241، 242   

 

 جمع آوری کمک مالی برای فلسطینیان به روایت اسناد ساواک؛

دعوت از مردم برای کمک به مردم فلسطین؛

به ریاست ساواک شمیرانات؛ از ساواک تهران، دربارة اظهارات مرتضی مطهری
در تاريخ 49/2/7 نامبردة بالا در حسينیة ارشاد در مورد کمک به آوارگان فلسطين و واريز نمودن وجوهي در حساب هايي که بدين منظور در چند بانک مفتوح گرديده، صحبت کرده است. 

 

قدمی در راه نجات فلسطین؛

موضوع: پخش اعلامیه برای کمک به فلسطین
در تاریخ 49/2/19 اعلامیه ای مبنی بر درخواست کمک برای فلسطین در بازار تهران توزیع گردیده است که یک برگ از اعلامیة مذکور به پیوست ایفاد می گردد.
پیوست متن اعلامیه:

«لتجدن اشدّ الناس عداوه للذین آمنوا الیهود» (قرآن کریم، سورة مائده، آیة 82) هر آینه یهودیان را شدیدترین مردم از حیث دشمنی با مؤمنان بیابی.
«عصر روز نهم آوریل 1948 ناگهان نعره های گوشخراش بلندگوهای اسرائیل در قریة دیریاسین که در کنار شهر بیت-المقدس واقع است، پیچیده و با ارعاب و تهدید، مردم را دعوت به تخلیة دهکده و بیرون رفتن و دست شستن از دار و ندار خود می کردند.
مردم بی دفاع، گیج و حیران و مضطرب برای فهمیدن علت حادثه به هر سو می دویدند. در چنین وضع بحرانی، سربازان شقی یهودی مثل گرگان مست، مردم را به محاصره می کشیدند؛ گویا می خواستند همة کینه ها و درددل هایی که در طول هزاران سال دربه دری یهود از تمام مردم روی زمین داشتند، به سر این مشت مردم که همیشه آنان را پناه می دادند و حمایت می کردند، خالی کنند.
جنایت پیشههای وحشی، عده ای از دختران عرب را اسیر کردند و لخت و عریان در کامیون های بی سرپوش ریختند و در شهرهای یهودی مخصوصاً در شهر بیت المقدس جدید از بین مردم عبور می دادند و یهودیان رذل و پست از آنان عکس می گرفتند. این جنایت وحشیانه دنیا را تکان داد. جمعیت صلیب سرخ بین المللی، آقای م.جاک.دیگنیر را برای مطالعة وضع این قریه فرستاد. یهودیان پس از اطلاع، یک روز، موعد بازدید را عقب انداختند و در ظرف آن یک روز تا آنجا که توانستند آثار جنایت را محو کردند و مخصوصاً اجساد مثله شدة یکصد و پنجاه نفر را در چاهی ریختند و در آن را بستند.» (نقل از کتاب تجاوزات یهود، از انتشارات اتحادیة دول عرب)


این یک نمونه از صدها جنایتی است که یهودیان نسبت به مسلمانان فلسطین انجام داده و می دهند.
حال تو ای خوانندة غیور! اگر از خواندن این سطور متأثر گشته ای و به عنوان یک انسان مسلمان و یا لااقل به عنوان یک انسان می خواهی به زجرکشیدگان فلسطینی کمک بنمایی، می توانی مبلغی هر چند ناچیز باشد به یکی از سه حساب زیر بریزی و در راه نجات فلسطین عزیز قدمی برداری.
این سه حساب توسط سه تن از دانشمندان روشنفکر دینی تأسیس گشته است:
1-    بانک ملی شعبة مرکزی، حساب شمارة 77388
2-    بانک بازرگانی شعبة مرکزی، حساب شمارة 451600
3-    بانک صادرات شعبة بازار، حساب شمارة 9595

 

گزارش تحقیقات ساواک؛

سند ساواک:
طبق اطلاع، چند روز قبل مرد ناشناسي ضمن مراجعه به يکي از شعب بانک صادرات به متصدي مربوطه اظهار نموده که قصد دارد مبلغ 2000 تومان وجه به حساب آوارگان فلسطين بپردازد. متصدي شعبة بانک پاسخ می‌دهد که از افتتاح حسابي به نام آوارگان فلسطين بي اطلاع می‌باشد. پس از گذشت ساعتي مجدداً ‌مرد ناشناس به شعبة مزبور مراجعه و ضمن پرداخت مبلغ 2000 تومان درخواست می‌نمايد که مبلغ مذکور به حساب شمارة 9595 ريخته شود.
تحقيقات انجام شده: حساب شمارة 9595 بانک صادرات به نام سه نفر و به شرح زير می‌باشد:
1-    محمدحسين طباطبايي فرزند محمد، دارندة شناسنامة شمارة 809 صادره از کنسولگري ايران در نجف (معمم است).
2-    ابوالفضل موسوي فرزند محمد، دارندة شناسنامة شمارة 19423 صادره از زنجان (معمم است).
3-    مرتضي مطهري فريماني فرزند محمدحسين، دارندة شناسنامة شمارة 2233 صادره از فريمان (ساکن قم و معمم است).
توضيح آنکه موقع افتتاح حساب 9595 سه نفر افراد فوق الذکر اظهار داشته‌اند که تصميم دارند مسجدي بسازند و اين حساب را باز کرده‌اند تا افراد خيّر و متمايل، به اين حساب پول پرداخت نمايند. در حال حاضر موجودي حساب مزبور مبلغ 12000 تومان است و حق برداشت پول از حساب با هر سه نفر و با امضای دو نفر می‌باشد. 

 

درج اطلاعیه در روزنامة کیهان و اطلاعات؛

سند ساواک:
اعلاميه‌هاي زير در تاريخ 49/3/3 جهت درج به روزنامه‌هاي اطلاعات و کيهان داده شده است:
براي کمک به آوارگان فلسطين حساب جاري شمارة 45600 بانک بازرگاني مرکز و 73388 بانک ملي شعبة بازار و حساب جاري 9595 بانک صادرات شعبة بازار توسط حضرات علامه طباطبايي، سيدابوالفضل موسوي زنجاني و مرتضي مطهري افتتاح گرديد.
اقدامات انجام شده:
1- از چاپ و انتشار مطالب فوق در جرايد مزبور جلوگيري به عمل آمد.
[حاشية راست]: سه نفر ذکر شده به وسيلة ساواک تهران احضار و به آنها مفهوم گردد که پول هاي جمع آوري شده به آوارگان فلسطينی و کماندوهاي فلسطين نمی‌رسد، بلکه در اختيار اشخاصي قرار می‌گيرد که ايرانيان فراري را جمع آوري، مسلح نموده و جهت خرابکاري به داخل ايران نفوذ می‌دهند.

2- به ساواک تهران ابلاغ شود بايد هرچه بيشتر در بين کارگردانان حسينیه ارشاد نفوذ نمايند حتي مسئول کتابخانه-دربان- سرايدار.

 

احضار به ساواک؛

سند ساواک:
به رياست ساواک تهران از اداره کل سوم، دربارة سه نفر روحاني:
پيرو مذاکرات تلفني روز 49/3/6 خواهشمند است دستور فرمایيد به آقايان شيخ مرتضي مطهري، سيدابوالفضل زنجاني و محمدحسين علامه طباطبايي ابلاغ شود جهت اداي پاره‌اي توضيحات به ترتيب روزهاي 11،12و 49/3/13 به ساختمان شمارة 6 واقع در جادة قديم شميران -جنب وزارت بهداري- کوچة شانتيائي مراجعه نمايند. مديريت کل اداره سوم- مقدم

 

درج خبر در روزنامه های عربی؛

سند ساواک:
دربارة جمع آوري وجه جهت آوارگان فلسطيني
عطف به 15187/20 ه 3-49/3/18
اخيراً برخي از جرايد عربي از جمله روزنامة الجمهوريه چاپ بغداد ضمن درج خبري مربوط به جمع آوري پول جهت آوارگان و فدایيان فلسطين در ايران اعلام داشته‌اند عده‌اي از روشنفکران ايراني قصد افتتاح حسابي به منظور فوق داشتند. ليکن مقامات مربوطه در تهران از اين امر جلوگيري نموده و از آنان خواسته‌اند حساب مزبور را به نام جمعيت شير و خورشيد سرخ و يا هلال احمر باز کنند.
با توجه به اينکه در مصاحبه‌اي که با شيخ مرتضي مطهري و سيدابوالفضل موسوي زنجاني، صاحبان حساب هاي شماره‌هاي 45600 بانک بازرگاني شعبة مرکزي، 77388 بانک ملي ايران شعبة مرکزي و 9595 بانک صادرات شعبة بازار به عمل آمد، از آنان خواسته شد وجوه جمع آوري شده را به جمعيت شير و خورشيد تحويل نمايند. لذا تصور می رود خبر مزبور را دو نفر موصوف در اختيار عناصر نامطلوب گذارده‌اند. خواهشمند است دستور فرمایيد ضمن مراقبت هاي لازم نسبت به شناسايي عاملين امر اقدام و نتيجه را اعلام دارند. مديرکل اداره سوم- مقدم 

 

c_400_300_16777215_00_images_motahari_199.JPGدرخواست ساواک: پول ها صرف امور خیر در داخل کشور شود؛

سند ساواک:
دربارة شيخ مرتضي مطهري شغل واعظ
محترماً ‌معروض می‌دارد به طوري که خاطر عالي مستحضر است، چندي قبل سه نفر از روحانيون افراطي تهران و قم به اسامي شيخ مرتضي مطهري، سيدابوالفضل موسوي زنجاني و محمدحسين طباطبايي با انتشار اعلاميه‌هايي از مردم درخواست کردند به منظور کمک به آوارگان فلسطيني کمک هاي نقدي خود را به حساب هايي که از طرف آنان در بانک هاي ملي ايران، صادرات و بازرگانان باز شده واريز نمايند.
در اجراي اوامر صادره چندين بار با شيخ مطهري تماس حاصل و به وي توصيه شد با توجه به اينکه وجوه مذکور که از طريق سفارتخانه‌هاي عربي فرستاده می‌شود و به مصرف حقيقي نمی‌رسد، اصلح است در ايران صرف کارهاي خير از قبيل تأسيس مدرسه، مسجد و مؤسسات خيريه برسد يا در اختيار جمعيت شير و خورشيد سرخ قرار گيرد تا از اين طريق در امور عام المنفعه خرج شود. نامبرده اظهار داشته وظيفة شرعي آنان حکم می‌کند، وجوهي که از طرف مردم به عنوان امانت در حسابهاي آنان واريز شده به فلسطين فرستاده شود و چنانچه در جایي غير از محل مورد نظر مردم صرف شود، متهم به خيانت در امانت خواهند شد. لذا از اجراي خواستة ساواک معذور است. چون مشاراليه در دفعات قبل با جسارت تمام از انجام دستور سرپيچي می‌کرد؛ لذا در آخرين بار شديداً به وي اخطار شد چنانچه اين وجوه به خارج از کشور فرستاده شود، به اتهام خيانت به مملکت تحت پيگرد قرار خواهد گرفت؛ لذا قول داد از ارسال پول مذکور به عنوان آوارگان فلسطين خودداري نمايد.
با عرض اينکه مراتب به ساواک تهران اعلام گرديد و خواسته شد با تمام امکانات از مطهري و ابوالفضل موسوي مراقبت نمايند که چنانچه قصد ارسال وجوه موصوف را به فلسطين دارند، قبل از اجراي تصميم خود مراتب را اعلام نمايند تا تصميم مقتضي اتخاذ شود.

 

گزارش ساواک از سرانجام کار؛

سند ساواک:
به تيمسار رياست ساواک مديريت کل اداره سوم از ساواک تهران
دربارة جمع آوري پول جهت آوارگان فلسطين عطف به شمارة 4590/316-49/10/20 ضمن مراقبت از شيخ مرتضي مطهري در آخرين تحقيقي که به نحو غيرمحسوس راجع به نحوه به مصرف رسانيدن وجوه مورد بحث از وي به عمل آمده ياد شده اظهار داشته است که قصد دارد اين پولها را در اختيار يکي از مراجع شرع ساکن ايران که احتمال می‌رود آيت الله شريعتمداري باشد بگذارد، تا او به هر ترتيب که می‌خواهد عمل کند. رئيس ساواک تهران. نواب

 

رساندن پول ها به دست فلسطینی ها؛

حجت الاسلام شهید فضل الله محلاتی: يک سال هم مرحوم مطهري و آقاي طالقاني حسابي باز کردند که براي فلسطين کمک جمع آوري کنند. پولي هم جمعآوري شد. ولي از سازمان امنيت تلفن کردند که حساب را ببنديد و هرچه پول جمع شده، بياوريد و به ما بدهيد. مرحوم مطهري که خيلي ناراحت شده بود، از دانشکده به من تلفن کرد. وقتي رفتم آنجا، گفت: چه کنيم؟ من گفتم: پول ها را به آنها ندهيد. برويد از آقاي شريعتمداري قبضي بگيريد و بعد هم به سازمان امنيت بگوييد پول ها را که شما گفتيد نفرستيد، نفرستاديم. اما براي اينکه به نفع فقرا صرف شود، داديم به آقاي شريعتمداري که ايشان خودشان به فقراي محل کمک کند. ولي پول را به شریعتمداري ندهيد. فقط قبضش را بگيريد. شريعتمداري هم نمی‌توانست ندهد. بالاخره قبض ها را گرفتند و دادند به ساواک و پول هايش را ما گرفتيم و برديم مکه و به فلسطيني ها داديم.

 

 نطق تاریخی استاد مطهری در دفاع از مظلومیت مردم فلسطین + دانلودصوت؛

سخنرانی زیر در روز عاشورای سال 1348 شمسی در حسینیه ارشاد ایراد شده است .

واللَّهِ و باللَّهِ ما در برابر این قضیه مسئولیم. به خدا قسم مسئولیت داریم. به خدا قسم ما غافل هستیم. واللَّهِ قضیه‌‏ای که دل پیغمبر اکرم را امروز خون کرده است، این قضیه است. داستانی که دل حسین بن علی را خون کرده، این قضیه است.
c_400_300_16777215_00_images_motahari_34.JPGاگر پیغمبر اسلام زنده می ‏بود، امروز چه می‏ کرد؟ درباره چه مسأله‏ای می ‏اندیشید؟ واللَّهِ و باللَّهِ قسم می‏خورم که پیغمبر اکرم در قبر مقدسش امروز از یهود می‏لرزد. این یک مسأله دودوتا چهارتاست. اگر کسی نگوید، گناه کرده است.من اگر نگویم واللَّهِ مرتکب گناه شده‏ام، و هر خطیب و واعظی اگر نگوید مرتکب گناه شده است.
گذشته از جنبه اسلامی، فلسطین چه تاریخچه ‏ای دارد؟ قضیه فلسطین مربوط به دولتی از دولتهای اسلامی هم نیست؛ مربوط به یک ملت است، ملتی که او را به زور از خانه ‏اش بیرون کرده ‏اند. تاریخچه فلسطین چیست؟ مدعی هستند که در سه هزار سال پیش دو نفر از ما (داود و سلیمان) برای مدت موقتی در آنجا سلطنت کرده‏اند. تاریخ را بخوانید؛ در تمام این مدت دو سه هزار ساله، کی بوده است که سرزمین فلسطین به یهود تعلق داشته است؟ کی بوده است که بیشتر سرزمین فلسطین مال ملت یهود باشد؟

آیا بیشتر سرزمین فلسطین از آنِ ملت یهود است؟ قبل از اسلام هم مال آنها نبود، بعد از اسلام هم مال آنها نبود. روزی که مسلمین فلسطین را فتح کردند، فلسطین دراختیار مسیحیها بود نه در اختیار یهودیها.

و اتفاقاً مسیحیها که با مسلمین صلح کردند، یکی از مواردی که در صلحنامه گنجاندند این بود که شما یهود را در اینجا راه ندهید. گفتند: ما با شما زندگی می‏کنیم ولی با یهود زندگی نمی‏کنیم. چطور شد که یکدفعه نام وطن یهودی به خود گرفت؟ یکی از قضایایی که کارنامه قرن ما را تاریک می‏کند (این قرنی که به دروغ نام حقوق بشر، نام آزادی، نام انسانیت بر آن گذاشته ‏اند) همین قضیه است.

 

یهودیهای دنیا بعد از اینکه از ملتهای غیرمسلمان زجر و شکنجه و آزار می‏بینند (در روسیه، آلمان و بسیاری از نقاط دنیا)، بزرگانشان می‏نشینند می‏گویند تا وقتی که ما در اطراف دنیا متفرّق هستیم، در هر جا اقلیتی هستیم، سرنوشت ما همین است. ما باید مرکزی را انتخاب کنیم و همه‏مان آنجا جمع شویم، اتباع مذهب یهود آنجا جمع شوند. اول هم جایی را که فکر نمی‏کنند، فلسطین است؛ جاهای دیگر را فکر می‏کنند.
بعد، جنگ بین الملل اول پیش می‏آید. البته من خلاصه‏ اش را عرض می‏کنم.
 
می‏توانید کتابهایی را که در این زمینه نوشته شده است بخوانید. متفقین با عثمانیها می‏جنگند. (من نمی‏خواهم از عثمانیها دفاع کنم ولی هرچه بود، حکومت واحدی بود؛ اگر ظالم هم بود، بالأخره واحد بود.) اعراب ساده لوح که از حکومت عثمانی به ستوه آمده بودند تحریک متفقین را پذیرفتند. از داخل، علیه حکومت عثمانی جنگیدند به وعده اینکه به خود آنها در مقابل عثمانیها استقلال بدهند. انگلیسها به اینها قول قطعی دادند که ما به شما استقلال می‏دهیم به شرط اینکه به نفع ما با عثمانیها بجنگید. این بیچاره‏ها جنگیدند.

در خلالی که این بدبختهای نادان ناآگاه داشتند با دولتِ تاحدودی اسلامی خودشان می‏جنگیدند، انگلستان قول و قرار خودش را با حزب صهیونیسم- که تازه تشکیل شده بود- محکم کرد که فلسطین را به شما می‏دهیم در قلب کشورهای اسلامی.

جامعه ملل به وجود می‏آید (عدالت را ببینید!) و تصویب می‏کند که در دنیا ملتهایی هستند (مخصوصاً ملتهایی که از عثمانی جدا شده ‏اند) که چون رشد ندارند، ما باید برایشان سرپرست معین کنیم تا اینها را اداره کنند. درواقع می‏خواستند ارثیه عثمانیها را تقسیم کنند. قسمتی از آنها را دادند به فرانسه، قسمتی را دادند به انگلستان و ... از جمله جاهایی که انگلستان گرفت فلسطین بود. گفت من قیم و سرپرست شما هستم؛ رسماً شد کفیل. بعد به صهیونیستها وعده داد (وعده معروف بالفور) که من اینجا را به شما می‏سپارم.
«صهیونیستها» یعنی یهودیانی که دهها قرن بود که در گوشه ‏های دیگر دنیا زندگی می‏کردند و از نژادهای دیگر بودند. من خودم فکر می‏کردم که یهودیان موجود، همه از نسل اسرائیلند. حالا می‏بینم تاریخ تشکیک می‏کند، می‏گوید این حرف دروغ است.
 
بسیاری از یهودیها اصلًا از نسل اسرائیل نیستند؛ جامع مشترکشان فقط مذهب است و بس. حتی نژادشان هم خالص نمانده است.

یهودیانی که در اطراف و اکناف دنیا زندگی می‏کردند، فقط به دلیل اینکه فرنگیها به اینها زجر داده ‏اند و اینها دنبال نقطه ‏ای می‏گردند که آنجا جمع شوند، و به دلیل اینکه مردم خیانت پیشه‏ ای هستند، و به دلیل‏ اینکه کتاب مقدسشان به آنها اجازه داده که اگر به سرزمینی رفتید، رحم نباید در شما وجود داشته باشد و از هیچ وسیله ‏ای برای پیشبرد هدفتان امتناع نکنید، بعد که انگلستان وسیله مهاجرتشان را فراهم کرد، به این سرزمین مهاجرت کردند و زمینها را خریدند درحالی که یهودی بومی در فلسطین بیش از پنجاه هزار نفر نیست که الآن هم آن بیچاره ‏ها در بدبختی فوق العاده ‏ای زندگی می‏کنند؛ یعنی یهودیان اروپایی و آمریکایی که آمدند، از جمله بدبختی هایی که به وجود آورده ‏اند این است که سربارِ یهودیان اصیلی هستند که حق دارند در آنجا زندگی کنند.
 
یک عده روشنفکر در میان اعراب بود؛ قیام کردند، انقلاب کردند. اینها را کشتند، اعدام کردند، به دار کشیدند. مرتب یهودیها را فرستادند. همینکه عده زیاد شد، اسلحه زیادی هم در میانشان پخش کردند. بعد اینها افتادند به جان مسلمانان بومی؛ کشتند و زدند و بعد هم آواره کردند. پشت سر یکدیگر، از کشورهای اروپایی مهاجرت می‏شد.آمدند و آمدند.

این یهودیانی که شما امروز اسمشان را می‏ شنوید: موشه دایان، زلی اشکول، گلدا مایر، زهرمار! آخر ببینید اینها از کجای دنیا آمده ‏اند؟! مدعی هستند که این سرزمین، سرزمین ماست. امروز در حدود سه میلیون نفر مسلمان، آواره از خانه و زندگی‏شان هستند. هدف مگر تنها همین است که یک دولت کوچک در آنجا تشکیل شود؟ خیلی اشتباه کرده‏ اید، خیلی همه اشتباه می‏کنیم. او می‏داند که یک دولت کوچک، بالأخره نمی‏تواند آنجا زندگی کند؛ یک اسرائیل بزرگ که دامنه‏ اش از این طرف شاید تا ایران خودمان هم کشیده شود. به قول عبدالرحمن فرامرزی این اسرائیلی که من می‏شناسم، فردا ادعای شیراز را هم می‏کند، می‏گوید شاعرهای خود شما همیشه در اشعارشان اسم شیراز را گذاشته ‏اند مُلک سلیمان! هرچه بگویی آقا! آن تشبیه است، می‏گوید سند از این بهتر می‏خواهید؟! مگر ادعای خیبر را که نزدیک مدینه است، ندارند؟ مگر روزولت به پادشاه وقت عربستان سعودی پیشنهاد نداد که شما بیایید این شهر را به اینها بفروشید؟ مگر اینها ادعای عراق و سرزمینهای مقدس شما را ندارند؟.

 

واللَّهِ و باللَّهِ ما در برابر این قضیه مسؤولیم. به خدا قسم مسؤولیت داریم. به خدا قسم ما غافل هستیم. واللَّهِ قضیه‏ ای که دل پیغمبر اکرم را امروز خون کرده است، این قضیه است. داستانی که دل حسین بن علی را خون کرده، این قضیه است. اگر می‏خواهیم به خودمان ارزش بدهیم، اگر می‏خواهیم به عزاداری حسین بن علی ارزش‏ بدهیم، باید فکر کنیم که اگر حسین بن علی امروز بود و خودش می‏گفت برای من عزاداری کنید، می‏گفت چه شعاری بدهید؟ آیا می‏گفت بخوانید: «نوجوان اکبر من» یا می‏گفت بگویید: «زینب مضطرّم الوداع، الوداع»؟! چیزهایی که من (امام حسین) در عمرم هرگز به این‏جور شعارهای پست کثیف ذلّت‏ آور تن ندادم و یک کلمه از این حرفها را نگفتم. اگر حسین بن علی بود می‏گفت: اگر می‏خواهی برای من عزاداری کنی، برای من سینه و زنجیر بزنی، شعار امروز تو باید فلسطین باشد. شمرِ امروز موشه دایان‏  است. شمرِ هزار و سیصد سال پیش مُرد، شمرِ امروز را بشناس. امروز باید در و دیوار این شهر با شعار فلسطین تکان می‏خورد. مرتّب دروغ در مغز ما کردند که این یک مسأله داخلی است، مربوط به عرب و اسرائیل است. باز به قول عبدالرحمن فرامرزی اگر مربوط به اینهاست و مذهبی نیست، چرا یهودیان دیگر دنیا مرتب برای اینها پول می‏فرستند؟.
ما چه جوابی در مقابل اسلام و پیغمبر خدا داریم؟ آیا چند روز پیش در روزنامه نخواندید که در سال گذشته یهودیان سایر نقاط دنیا، نه یهودیانی که فعلًا شناسنامه اسرائیلی دارند، پانصد میلیون دلار برای اینها فرستادند که با این پولها فانتوم بخرند و بر سر مسلمانان بمب بریزند؟!

شنیده ‏ام یهودیان ایران خودمان در سال گذشته معادل پول دو فانتوم فرستادند. سی و شش میلیون دلار پول از یهودیان ایران خودمان برای آنها به عنوان کمک رفت. و من آن یهودیها را به عنوان اینکه یهودی هستند ملامت نمی‏کنم، ما خودمان را باید ملامت کنیم. او به همکیشش کمک کرده است؛ با کمال افتخار پول می‏فرستد، رسیدش هم از موشه دایان می‏آید و آن را در بازار هم نشان می‏دهد، می‏گوید بیا رسیدش را ببین.

 

مگر همین دو سه شب پیش ننوشتند (من بریده ‏اش را از «اطلاعات» دارم) که الآن فقط یهودیان مقیم امریکا روزی یک میلیون دلار به اسرائیل کمک می‏کنند؟! آنوقت تلاش ما مسلمین در این زمینه چه بوده است؟
c_400_300_16777215_00_images_motahari_57.JPGبه خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانیم، خودمان را شیعه علی بن ابیطالب بخوانیم. اصلًا من باید بگویم بعد از این، داستانی را که ما از علی بن ابیطالب نقل می‏کنیم، حرام است که دیگر در منابر نقل کنیم که روزی علی بن ابیطالب شنید دشمن‏ به کشور اسلامی حمله کرده است: «وَ هذا أخوغامِدٍ وَ قَدْ وَرَدَتْ خَیلُهُ الْانْبارَ». بعد فرمود: شنیده‏ام زینت یک زن مسلمان را یا زنی که در حمایت مسلمانان است گرفته ‏اند؛ شنیده‏ ام دشمنْ سرزمین مسلمین را غارت کرده است، مردانشان را کشته یا اسیر کرده است، متعرّض زنان آنها شده است، زیورها را از گوش و دست زنها جدا کرده است.

بعد همین علی بن ابیطالب- که ما اظهار تشیع او را می‏کنیم و نسبت به او حساسیتهای بی ‏معنی و دروغین نشان می‏دهیم- گفت: «فَلَوْ انَّ امْرَأً مُسْلِماً ماتَ مِنْ بَعْدِ هذا اسَفاً ما کانَ بِهِ مَلوماً بَلْ کانَ بِهِ عِنْدی جَدیراً» نهج البلاغه، خطبه 27

اگر یک مرد مسلمان با شنیدن این خبر دق کند و بمیرد، سزاوار است و مورد ملامت نیست.
آیا ما وظیفه نداریم که کمک مالی به آنها بکنیم؟ آیا اینها مسلمان نیستند، عزیزان ندارند؟ آیا اینها برای حق مشروع بشری قیام نمی‏کنند؟ کیست که امروز منکر شود که فلسطینی های آواره حق بازگشت به وطن خود را ندارند؟ من در سفر مکه بعضی از اینها را دیدم، یک جوانهایی! فقط می‏گفتند: «دِماءُ الشُّهَداء» ما امیدمان فقط به خون شهدایمان است. افرادی در میان آنها هستند که واللَّه برای لباسشان محتاجند و برهنه می‏جنگند. اگر هفتصد میلیون جمعیت مسلمان دنیا، هر فرد روزی یک ریال بدهد، در سال نزدیک به سیصد میلیارد دلار می‏شود. اگر فقط مردم ایران- که بیست و پنج میلیون نفر هستیم و نود و هشت درصد ما مسلمان است- هر فرد روزی یک ریال به فلسطینی ها کمک کند، در سال حدود نود میلیون تومان می‏شود. اگر یک عُشر مسلمانان هم هرکس روزی یک ریال کمک کند، در سال نه میلیون تومان می‏شود.
 
«فَضَّلَ اللَّهُ الُمجاهِدینَ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ» نساء/ 95. «الَّذینَ امَنوا وَ هاجَروا وَ جاهَدوا فی سَبیلِ اللَّهِ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ» توبه/ 20 به وسیله مال که می‏توانیم کمک کنیم. واللَّهِ این انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است. اولین سؤالی که بعد از مردن از ما می‏کنند همین است که در زمینه همبستگی اسلامی چه کردید؟ پیغمبر فرمود: «مَنْ سَمِعَ مُسْلِماً ینادی یا لَلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یجِبْهُ فَلَیسَ بِمُسْلِمٍ» اصول کافی، ج 2/ ص 164 هرکس بشنود صدای مسلمانی را که فریاد می‏کند: «یا لَلْمُسْلِمینَ» مسلمانان به فریاد من برسید، و او را کمک نکند، دیگر مسلمان نیست، من او را مسلمان نمی‏دانم. چه مانعی دارد که ما برای اینها حساب باز کنیم؟ چه مانعی دارد که مقدار کمی از درآمد خودمان را اختصاص به اینها بدهیم؟ چرا یهودیان دنیا حتی یهودیان ایران کمک بکنند و ملتهای دیگر آنها را تحسین کنند، بارک اللَّه بگویند، ملتِ بیدار بگویند، ولی ما نکنیم؟ مردم بیدار آن مردمی هستند که فرصت شناس باشند، دردشناس باشند، حقایق شناس باشند.

من وظیفه خودم را عمل کردم. وظیفه من فقط گفتن بود و خدا می‏داند جز تحت فشار وجدان و وظیفه خودم چیز دیگری نبود. این کمک مالی را وظیفه شما می‏دانم، و وظیفه خودم و هر خطیب و واعظی می‏دانم که این را بگوید؛ من بر هر خطیب و واعظی واجب می‏دانم که چنین حرفی را بزند. مراجع تقلید بزرگی مثل آیت اللَّه حکیم و دیگران رسماً فتوا داده ‏اند که کسی که در آنجا کشته می‏شود، اگر نماز هم نخواند شهید در راه خداست.

پس بیاییم به خودمان ارزش بدهیم، به کار و فکر خودمان ارزش بدهیم، به کتابهای خودمان ارزش بدهیم، به پولهای خودمان ارزش بدهیم، خودمان را در میان ملل دنیا آبرومند کنیم. علت اینکه دولتهای بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمی ‏اندیشند، این است که معتقدند مسلمان غیرت ندارد. آمریکا را فقط همین یکی جری کرده است؛ می‏گوید مسلمان جماعت غیرت ندارد، همبستگی و همدردی ندارد. می‏گوید یهودی که برای پول می‏میرد، جز پول چیزی را نمی‏شناسد، خدایش پول است، زندگی‏اش پول است، حیات و مماتش پول است، به یک چنین مسأله حساسی که می‏رسد روزی یک میلیون دلار به همکیشانش کمک می‏کند ولی هفتصد میلیون مسلمان دنیا کوچکترین کمکی به همکیش خود نمی‏کنند!

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  درسهای زندگی
 

توصیه مقام معظم رهبری به جوانان در مورد اولویت انتخاب بین کار اجرایی و کار فرهنگی:

«کار اساسی عبارت است از هدایت»

   

مطالب جديد

مخاطب اول
شنبه, 22 مهر 1396
article thumbnailچند اقدام لازم که مسئولان در آستانه خیمه‌شب بازی جدید دولت آمریکا باید انجام دهند؛ مخاطب اول؛ در...
آفت مدیران غیرانقلابی
جمعه, 14 مهر 1396
article thumbnailنگاه طعمه ای یا مسئولانه ی مدیران، از منظر مقام معظم رهبری؛ « گفتمان انقلاب اسلامی: شرایط کنونی کشور به لحاظ این‌که...
article thumbnailرابطه قضا و قدر الهی و تفویض امور به اسباب و علل؛ اثر استاد شهید مرتضی مطهری (رحمة الله علیه) از پیغمبر...

Developed in conjunction with Ext-Joom.com