• نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
    نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
  • (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)
    (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)

    پیامبر اکرم این هدف را دنبال میکرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه دلها برسد.

  • اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها
    اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها

    «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (ال عمران‏26)

  • اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم عجل لولیک الفرج
  • «احساس خطر میکنم!»
    «احساس خطر میکنم!»

    «حرکت جامعه باید به سمت آن تعالی و آن ارزشها، حرکت به سمت بالا باشد؛ حرکت مثبت باشد. این حرکتهای به سمت پائین، همان بیماریهائی است که برای نظام اسلامی ممکن است پیش بیاید؛ و این خطر برای نظام اسلامی است؛ مردم باید بیدار باشند.» مقام معظم رهبری ۱۳۸۸/۰۶/۲۰

  • السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
    السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
  • اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.
    اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.

    نقطه‌ى کانونى اقتصاد مقاومتى عبارت است از درون‌زایى در کنار برون‌گرایى. درون‌زایى به معناى انزواطلبى تعبیر نشود؛ درون‌زایى با نگاه به بیرون و با گرایش به بیرون جامعه امّا تکیه به توانایى درونى و به ظرفیّت درونى.

    (بیانات رهبری- 1393/01/06)

  • اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
    اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
  • «حوزه‌ی علمیه انقلابی»
    «حوزه‌ی علمیه انقلابی»

     «اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه‌ی علمیه «انقلابی» بماند؛ زیرا اگر حوزه‌ی علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم - ۱۳۹۴/۱۲/۲۵

  •                                                                            واجب همیشگی
    واجب همیشگی

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_bokhtalnasr_bokhtalnasr3.jpgپیش گفتار؛

تاریخ و تاریخ نگاری به عنوان یکی از ابعاد و مظاهر فرهنگ و تمدن حائز اهمیت بسیار است، زیرا شناخت و دریافت وجوه مختلف هر فرهنگ و تمدنی بدون دسترسی به تاریخ انواع هنرها و دانش‌هایی که در تمدن ظهور کرده یا تکامل یافته ممکن نخواهد بود. اسلام هم که دینی کامل و غنی و دارای فرهنگ و تمدن عالی است توجّه بسیاری به تاریخ و تاریخ نگاری دارد.

با یک نگاه کلی به آیات قرآن و کلام بزرگان دین می‌توان به اهمیت تاریخ واقف شد. به طوری که یک سوم آیات قرآن در مورد سرگذشت امت‌های گذشته است که خداوند به منظور عبرت گیری انسان‌ها این قصص را بیان فرموده است.

منشأ اصلی و حقیقی تاریخ‌نگاری اسلامی و نیرومند‌ترین عامل الهام بخش مورخان برای پژوهش و تدوین تاریخ، دین اسلام بود که از شعور نیرومند تاریخی برخوردار است. 

اشارات قرآن به وقایع و حوادث تاریخی حاکی از نگرش تاریخی به حوادث گذشته و مبیّن غایت تاریخ از دیدگاه قرآن و حاوی درس‌های مهم تاریخ و تجارب تاریخی است.

 

اهمیت تاریخ از نگاه بزرگان:

تاریخ از دیدگاه بزرگان دین و مورخان اسلامی بهترین راهنمای انسان برای آگاهی از احوال نیکان، محرّک کسب فضایل و طرد رذایل و مشوق زهد از طریق تجربه پذیری از دگرگونی‌های روزگار و حصول نیرویی برای تمییز درست از نادرست و تحلیل و نقد و پیش بینی‌ حوادث از طریق مقایسه آنها است.

امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السّلام) در این رابطه به فرزندش امام حسن (علیه السّلام) می‌فرمایند: «پسرم! درست است که من به اندازه‌ی پیشینیان عمر نکرده‌ام امّا در کردار آنها نظر افکندم و در اخبارشان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم تا آنجا که گویی با آنها بوده‌ام، بلکه با مطالعه تاریخ آنان گویا از اول تا پایان عمرشان با آنها بوده‌ام. پس قسمت‌های روشن و شیرین زندگی آنها را از دوران تیرگی شناختم و زندگی سودمند آنان را با دوران زیانبارش شناسایی کردم، پس از هر چیزی مهم و ارزشمند را و از هر حادثه‌ای زیبا و شیرین آن را برای تو برگزیدم و ناشناخته‌های آنان را دور کردم. پس آنگونه که پدری مهربان نیکی‌ها را برای فرزندش می‌پسندد من نیز برآن شدم تا تو را با خوبی‌ها تربیت کنم... ( نهج البلاغه، نامه ۳۱، ترجمه‌ی محمد دشتی، ص۵۲۳.)

 

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای گروه تاریخ صدای جمهوری اسلامی ایران‌: ( ۱۳۷۰/۱۱/۰۸)

در باب اصل مسأله‌ی تاریخ، باید بگوییم که تاریخ چیز مهمی است. تاریخ را به‌عنوان یک چیز کوچک یا حاشیه‌یی نباید خیال کرد؛ تاریخ واقعاً مهم است. تاریخ، درس و گنجینه‌ی اطلاعات ما از گذشته‌ی بشریت است؛ سرگذشت ماست. مگر میشود نسبت به تاریخ بی اعتنا بود؟ همه‌ی علوم و همه‌ی معارف و همه‌ی تلاشهای بشری و همه‌ی آنچه که امروز در این صحنه‌ی عالم وجود دارد، فقط زمان حال است؛ میلیونها برابرِ این تلاشها در گذشته انجام گرفته است. سرگذشت اینها، یعنی تاریخ. بنابراین، تاریخ چیز کم‌اهمیتی نیست؛ واقعاً نباید به‌عنوان یک چیز حاشیه‌یی به آن نگاه کرد......
اگر تاریخ یک چیز اصلی نبود، قرآن با این عظمت - که اصلاً برنامه‌ی انسان‌سازی و برنامه‌ی بشریت است - تاریخ را وارد خودش نمیکرد؛ اما شما میبینید که در قرآن تاریخ هست؛ البته بخشهایی که برای بیان اهداف قرآن کارساز است. بالاخره آدم عاقل، آن چیزی که برایش کارساز است، از یک مجموعه انتخاب میکند. قرآن آنچه را که برای خودش کارساز است، انتخاب کرده است؛ حتّی در جاهایی از جزییات صرف نظر کرده؛ چون جزییات برایش کارساز نبوده است.....

این مقوله‌یی که تاریخ، سیاست است؛ تاریخ، فرهنگ است - که شما واردش شده‌اید - واقعاً مقوله قابل بحثی است. تاریخ، نه سیاست است، نه فرهنگ؛ تاریخ، تاریخ است. تاریخ، یعنی آنچه که از حوادث و وقایع ثبت شده است. البته در این حوادث و وقایع، سیاست هم هست، فرهنگ هم هست، هنر هم هست، عشق هم هست، مصیبت هم هست، درد هم هست، بغض هم هست، کینه هم هست. همه‌ی اینها وقتی با همدیگر ثبت شد، میشود تاریخ.....

خلاصه عرض کنم؛ تاریخی که ما در این‌جا میگوییم، باید برای عبرت گرفتن و استفاده کردن باشد. استفاده در چه جهتی؟ در جهت انسان‌سازی و استفاده‌ی مخاطبان شما در جهت کمال.

 

هم اینک با توجه به درک صحیح ضرورت آگاهی از وقایع و حوادث مهم و تآثیرگذار تاریخی و بخصوص، اهمیت تحلیل جامع و روزآمد از آنچه که بر پیشینیان از امت های جهان گذشته است، میتوان برگهای دیگری از «عبرتهای تاریخ»  را با تعمق بیشتری ورق زد.

ملاحظه: پیش از این نیز پژوهشی در خصوص  عبرتهای «آندلس» در همین پایگاه تقدیم مخاطبان فرهیخته شده است.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_bokhtalnasr_bokhtalnasr8.jpgاستبداد «بخت النصر»؛ عبرت بنی اسرائیل؛

دوران کودکی«بخت النصر»؛

«بخت النصر» که از جبارترین، ستمکارترین و خونخوارترین پادشاهان دنیا به شمار می آمد، فرزند یکی از پادشاهان بابل در زمان ارمیای پیامبر بود، که مادرش که او را در اثر رابطه پنهانی با مردی حامله شده بود، پس از به دنیا آوردن فرزندش، او را از خود جدا و به کنار بتی سنگی در میان شهر بابل به نام «نصر» رها کرد، تا کسی از وجود کودکش آگاهی نداشته باشد.

از قضا؛ کودک زنده ماند و به مدت یک سال توسط ماده سگی تغذیه کرد. تغذیه او از شیر سگ سبب می شود تا از نظر روحی، از دنیای آدمیان به کنار رود و از نظر قوای جسمی بسیار نیرومند گردد.

پس از یکسال، باری دیگر به آغوش مادر خویش باز گشت و نزد او به سن هفت سالگی رسید. با اینکه این کودک زشت رو، به بیماری آبله دچار بود و پاهایش از ناحیه زانو لنگ می زد، اما هیچ کودکی تاب پایداری در برابر زور و نیرومندی هایش را نداشت.

در حالی که تا 12سال در کنار مادر خویش به هیزم شکنی سرگرم بود، خداوند بعد از 12 سال،به پیامبران خویش (دانیال و ارمیا) خطاب کرد، که از سرزمین بیت المقدس به سمت نینوا و بابل به نزد او بروید و از وی امان بگیرید؛ چرا که این کودک روزی بر خاندان بنی اسرائیل قدرتمند خواهد شد. پس آن دو پیامبر، پا به بابل گذاشتند و در پی فرمانبری از فرمان خداوند، به کمک نشانه هایی که دریافت کرده بودند، در جستجوی او برخاستند.

 


c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_bokhtalnasr_bokhtalnasr7.jpgپادشاهی و حکومت «بخت النصر»؛

سرانجام، «بخت النصر» را یافتند و به او ابلاغ کردند که «ای پسر، تو روزی بر خاندان بنی اسرائیل پیروزی خواهی یافت و توانا خواهی شد.امروز ما از تو درخواست می کنیم؛تا آن زمان ما را در میان بنی اسرائیل امان دهی». «بخت النصر» نیز که از این خبر بسیار خشنود شده بود، عهد و پیمانی بست که به آنها امان دهد. پیامبران خدا به سمت بیت المقدس باز گشتند و به بنی اسرائیل خبر دادند که «اگر به درگاه خداوند متعال توبه نکنید، تمامی شما به دست چنین آدمی نابود خواهید شد!». اما آنها سخنان دانیال و ارمیا را جدی نگرفتند و از سخن آنها پیروی نکردند.

به همین خاطر، زمینه قدرتمند شدن روز به روز «بخت النصر» ، به خواست خداوند فراهم شد، تا اینکه او مُنشی مخصوص وزیر گردید، اما پس از چند سال کار برای وزیر، سِمَت او از منشی گری به حاکمیت یک زندان که پنج هزار نفر زندانی داشت، تغییر یافت. در زمانی که«بخت النصر» ،حاکم زندان شده بود، رسم بود که حاکم، زندانیان را به بیابان می فرستاد، تا پشته های خار بیاورند و او نیز هر روز به آنها فرمان می داد هیزم گردآوری کنند، سپس، سهم خزینه را می فرستاد و هیزم های باقی مانده را هم از آنها می گرفت؛ اما سرانجام، یک روز پادشاه به سبب کمی سهم خزینه،«بخت النصر» را رنجانید؛ او نیز رویه خود را تغییر داد.

از آن پس، هر روز زندانیان را با سلاح های جنگی به سمت شهر می فرستاد و دستور می داد که تمامی انسانها را به وسیله سلاح های خود از میان ببرند. زندانیانِ «بخت النصر» نیز، با سلاح های خود به شهرها وارد می شدند و هر که را که می دیدند، میکشتند. او به هیچ کس رحم نداشت، حتی مادرش را به دست خود کشت. مردم و وزیران نیز که شاهد کُشت و کشتارهای بی رحمانه «بخت النصر» بودند، به زودی تسلیم و فرمانبردار او شدند و این گونه بود که این کودتا سبب شد، تا«بخت النصر»، به آسانی بر شهر چیره گردد و بر تخت پادشاهی شاه بنشیند.

شاه هم که از حضور او ترس بسیار داشت و خونخواریهای او را دیده بود، مطیع فرمان جنگ«بخت النصر» شد.

«بخت النصر» او را با سپاهی بزرگ به سوی مصر و شام فرستاد، تا جای به جای آن شهر را از میان ببرند. وقتی خبر حرکت سپاهیان او به بیت المقدس رسید، ارمیا و دانیال، باری دیگر به بنی اسرائیل خطاب کردند:«ای مردم بنی اسرائیل، بخت النصر را خدا از خشم آفریده و او بر هیچ کس رحم نخواهد کرد. بدانید که عذاب او سخت است.پس،به بیت المقدس پناه ببرید». بنی اسرائیل، همگی در بیت المقدس گردآمدند و مشغول خواندن تورات شدند. طولی نکشید که سپاه«بخت النصر» به آن جا رسید و هفتاد هزار نفر از اهالی مصر به دست آنها کشته شدند و مسجد اقصی و همه کتاب های تورات نابود شد.

 

«بخت النصر» در قرآن؛

 نام «بخت النصر» در قرآن نیامده است؛ ولی در ذیل برخی آیات به صورت مبهم با اختلاف گزارش های بسیار به او اشاره شده است. خداوند در این باره می فرماید:

فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ ۚ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولًا ؛

پس چون تحقق وعده انتقام ما به سزای نخستین بار از آن دو سرکشی فرا رسید، بندگان سخت جنگجو و نیرومند خود را (چون بخت النصر) بر شما برانگیزیم تا آنجا که در درون خانه های شما نیز جستجو کنند.(سوره اسراء -آیه 5)

«بخت النصر» بیت المقدس را فتح کرد و آتش به خانه خدا زد و آنجا را از بیخ و بن ویران نمود و تمام نسخ تورات را، هر کجا رفت آتش زد؛ چنانچه حتی یک نسخه از تورات نبود و نماند و تمام خانه های فقیر و غنی، شریف و وضیع، اکابر و اصاغر را غارت نمود و همه خانه ها را ویران ساخت و حتی برای آنکه اثری از آن شهر نگذارد، دیوار و سور و باره شهر را از جای کند و ویران نمود و تمام اموال و اثاثیه عتیقه قیمتی، مانند شیران مسی و قدح ها و طاوس ها و قدور و مجمرها و ظروف طلا و نقره و مس و فلزات قیمتی، همه را بُرد و هفتاد هزار بار ذخائر که با هفتصد و چهل و پنج نفر از آن یهود اسیر کرده، به بابل برد».

این لشگر کشی و درگیری توسط«بخت النصر»، قضایی الهی برای مجازات سرکشی های بنی اسرائیل از فرمان های خداوند متعال بوده است.خداوند نیز درآیه دیگری می فرمایند:
وَ قَضَیْنا إِلی‏ بَنِی إِسْرائِیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً؛

و در کتاب (تورات یا در لوح محفوظ) خبر دادیم و چنین مقدر کردیم که شما بنی اسرائیل،به یقین دوبار در زمین فساد و خونریزی می کنید و هر بار، به سرکشی بزرگی دست خواهید زد.(سوره اسراء-آیه 4)
c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_bokhtalnasr_bokhtalnasr2.gifبنی اسرائیل دوبار در کفر و گناه سرکشی کردند و هر دو بار، کیفری بسزا یافتند. نخستین بار، به دست«بخت النصر» و بار دوم،به دست «طیطوس» که هر دو بیت المقدس را ویران کردند و این دو حاکم خونخوار، هفتاد سال فاصله زمانی با هم داشتند و هر دو، برای عبرت بنی اسرائیل آمدند و آنها را ادب کردند.
سرانجام، پس از این کُشت و کشتارها،«بخت النصر» با 745 نفری که اسیرشان کرده بود، به بابل بازگشت و از این پس که در نتیجه این کودتا توانسته بود، بر بنی اسرائیل چیره شود، فردی به نام «غودلیا» را حاکم باقیمانده بنی اسرائیل در بیت المقدس قرار داد؛ اما چون او مردی بسیار ظالم و ستمگر بود، زنده نماند و به دست حضرت اسماعیل(علیه السلام) کشته شد.

هنگامی که خبر کشته شدن «غودلیا» به«بخت النصر» در بابل رسید، به شدت غضبناک شد و تصمیم گرفت تا یک تن از آن یهود زنده است از پای نایستد و تمامی آنها را میان او و بنی اسرائیل به یکباره قتل عام کند. پس باری دیگر جنگ در گرفت و هنگامی که او به بنی اسرائیل رسید،آنها به سوی مصر کوچ کردند.«بخت النصر» نیز به مصر رفت و پس از یک کشتار دست جمعی، گروهی را اسیر کرد و به بابل برگردانید.

آیات فوق سخن از دو انحراف اجتماعی بنی اسرائیل است که منجر به فساد و برتری جویی می‌ گردد، که به دنبال آن خدا وند مردانی نیرو مند و پیکار جو را بر آنها مسلط ساخته تا آنها را سخت مجازات کنند و به کیفر اعمالشان بر سانند. در اینکه قرآن به کدامیک از این حوادث اشاره می‌ کند در میان مفسران گفتگو بسیار است،

راویان اسلامی حمله کنند گان به بنی اسرائیل را چند نفر ذکر کرده‌ اند که در این بین شهرت «بخت النصر» از دیگران بیشتر است.
جدای از اینکه آیات قرآن به وقوع این حملات در گذشته صراحت ندارند ولی عموم مفسران به وقوع حداقل یکی از این دو حمله به دست«بخت النصر» اتفاق نظر دارند. 
«بخت النصر» (نبوکد نصر) یکى از سلاطین بابل در حدود ششصد سال قبل از میلاد بر آنان آمده بود. وى پادشاهى نیرو مند وصاحب شوکت ویکى از ستم کاران عهد خود به شمار مى رفت ودر آغاز از بنى اسرائیل حمایت مى کرد ولیکن چون از ایشان تمرد و عصیان دید لشکر هاى بى شمار به سرشان گسیل داشت، وایشان را محاصره وشهر هایشان را در هم کوبید و همه را ویران ساخت، مسجد الاقصى را خراب و تورات وکتب انبیاء را طعمه حریق ساخت و مردم را قتل عام نمود، جمع زیادی از یهود یان را به قتل رسا ند به طوریکه دیگر کسی از حافظان تورات باقی نماند، باز ماندگان را نیز به اسارت برد و به بابل کوچ داد، و تا«بخت النصر» زنده بود و مدتى بعد از مرگ او، احدى نبود که از ایشان حمایت و دفاع کند.
بنی اسرائیل همچنان در ذلت و خواری در بابل بسر بردند تا آنکه «کورش هخامنشی» یکى از پادشاهان ایران تصمیم گرفت به بابل سفر نموده وآنجا را فتح کند. وقتى فتح کرد نسبت به اسراى بنى اسرائیل تلطف و مهربانى نمود و به ایشان اجازه داد تا دوباره به وطن خود سرزمین مقدس بروند وایشان را در تجدید بناى هیکل (مسجد اقصى ) وتجدید بنا هاى ویران شده کمک نمود، و به «عزرا» یکى از کاهنان ایشان اجازه داد تا تورات را برایشان بنویسد، واین حوادث در حدود چهار صد و پنجاه واندى قبل از میلاد بود. 
برخی گفته ‌اند: بیت المقدس یک بار در زمان حضرت داود (علیه السلام) و حضرت سلیمان(علیه السلام) ساخته شد و «بخت النصر» آن را ویران کرد، این همان وعدۀ اولی است که قرآن به آن اشاره میکند و بار دیگر در زمان پادشاه هخامنشی ساخته شد و آن را «طیطوس رومی» ویران ساخت. و از آن پس همچنان ویران ماند تا در عصر خلیفه دوم که آن سرزمین بوسیله مسلمانان فتح شد.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_bokhtalnasr_bokhtalnasr9.jpgاسارت دانیال نبی و خواب «بخت النصر»؛

در این زمان، حضرت دانیال نبی (علیه السلام) نیز در میان اسرا بود و راه آزادی نداشت، تا اینکه شبی رسید که«بخت النصر» در خواب، صورتی ترسناک و بسیار بزرگ، با رویی روشن، سری از طلا و دست و بازو و سینه سیمین که دور آن از مس و دو ساق پای آن از آهن بود، را دید که سنگی از دل کوه حرکت کرد و بر آن صورت فرود آمد؛ به طوری که هر دو قدمش شکست و تمام صورتش چون غبار شد و بر باد رفت و آن سنگ، همچنان در جای او رشد کرد، تا اینکه به کوهی بزرگ تبدیل شد و تمام زمین را فرا گرفت.

در این حال«بخت النصر» تمامی تعبیر خواب کنندگان و حکیمان بابل را به منظور تعبیر خواب خویش فرا می خواند، اما از آنجایی که همگی از تعبیر خواب وی فرو ماندند، دستور داد تا تمامی حکیمان بابل را بکشند. اما حضرت دانیال نبی (علیه السلام) با آگاه شدن از این تصمیم «بخت النصر» در مورد حکیمان بابل، به نزد«بخت النصر» رفت و از او خواست حکیمان را ببخشد و تعبیر خواب خویش را به او بسپارد.
آنگاه، خواب او را چنین تعبیر نمود:«ای«بخت النصر»! تو بر تمام بنی اسرائیل و تمام دولتها برتری خواهی یافت و در اواخر، خداوند متعال، دولت و سلطنتی را ظاهر می سازد که این دولتها را محو خواهد نمود و تا ابد الدهر، پاینده خواهد ماند».

«بخت النصر»
 از تعبیر خواب دانیال نبی که خبر از پادشاهی در سرزمینی پهناوری می داد، بسیار خوشحال شد، بنابراین درخواست او را پذیرفت، بر او سجده کرد، به او پاداش فراوان داد و از آن پس، او را حاکم تمام سرداران سپاه و حاکمان درگاه خودش قرار داد؛ کشور خودش را به حضرت دانیال نبی (علیه السلام) بخشید و او را رئیس الوزرای خودش خواند. دانیال نبی هم در این فرصت توانست، تا به آسانی، مردم را به دین حضرت موسی(علیه السلام) دعوت کند.

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_bokhtalnasr_bokhtalnasr6.jpgوجود حضرت دانیال نبی (علیه السلام) در حکومت استبدادی و ظالمانه«بخت النصر»، حجتی آسمانی بر مردم بود، تا بدانند، تا زمانی که پیامبران برگزیده برای هدایت هستند، ستمکاران نیز برای انتقام از بیدادگران فرصت داده می شوند، تا قیام کنند و داد مظلوم را از ظالم، به نحو انتقام و کیفر بگیرند.

گفته شده است: پس از گذشت چند سال از این خواب و به حکومت رسیدن دانیال نبی در بابل، خداوند در ازای ستم های «بخت النصر» و به تسخیر در آوردن تمامی دنیا، وی را، به مدت هفت سال، به شدت عذاب کرد و پس از آن، «بخت النصر» بخش نامه ای صادر کرد که به خدای دانیال و ارمیا ایمان آورده است.

در روایتی از شیخ صدوق (رحمه الله علیه) ضمن حدیث طويلى ، ماجراى حضرت دانیال نبی (علیه السلام) را اين چنين نقل مى كند:

«بخت النصر»، حضرت دانیال نبی (علیه السلام) و عده ديگرى را به اسارت گرفت و چون به فضل او پى برد و شنيد كه بنى اسرائيل ، انتظار ظهورش را مى كشند و فرج را در او اميد دارند، دستور داد كه آن حضرت را در چاهى بزرگ و گود، به همراه شيرى بيا فكنند تا او را بخورد، اما (به امر پروردگار) آن شير به دانيال نزديك نشد و او را نخورد.
شبى«بخت النصر» در خواب ديد كه گويا دسته هايى از ملائکه از آسمان به چاهى كه حضرت دانیال نبی (علیه السلام) در آن بود، بر وى سلام مى كنند و بشارت فرج به او مى دهند (اين خواب در او اثر گذاشت و) صبح كه از خواب بيدار شد، از كرده اش پشیمان گشت و فرمان به آزادى دانیال نبی داده از آن حضرت عذر خواهى نمود و علاوه بر اين ، مشورت در امور مملکت و نيز قضاوت بين مردم را به او وا گذار نمود كه بنى اسرائيل بدين سبب از حالت اختفا و پريشانى به در آمدند. 

 

معرفی اجمالی «بخت النصر»؛

این نام در اصل بابلی است با تلفظ «نبوکودوری اوصَّر» که در لغت به معنای «الهۀ‌ حکمت بابلی، جانشین یا مرز را حمایت کن»، می باشد و در زبان عبری به صورت «نبوخد ناصر» یا «نبوخد راصر» درآمده و درمنابع اسلامی به«بخت النصر» تغییر یافته است. 

بخت نصر در «کتاب مقدس» به صورت «نبوکه نصر» آمده و آن بهترین و بالا ترین القاب شهر بابل بوده است، او پسر «نبو پولاسر» و مؤسس مملکت بابل.

«بخت النصر» مرکب از دو نام بخت (به معنی پسر) و نصر (که نام بتی است) می باشد، یعنی «پسر بت نصر». از مشهورترین پادشا هان سلسلۀ خود بلکه می‌ توان گفت از مشهورترین سلاطین دنیا بوده است.

در تاریخ از دو پادشاه به این نام یاد شده، نخستین آنها متعلق به سلسلۀ چهارم بابل و دومی متعلق به سلسلۀ نو بابلی یا کلده است، شخص مورد بحث، دومی می ‌باشد، همان گونه که ذکر می ‌شود شهرت او بر اثر حمله‌ اش به اورشلیم و بیت المقدس و باز تاب وسیع آن در کتاب مقدس است.
بخت نصر معاصر «ارمیا و دانیال نبی» بوده و قیام او حدود ششصد سال پیش از میلاد مسیح رخ داده است. 

در «قاموس» کتاب مقدس آمده، وی پادشا هی بزرگ بود که حضرت دانیال نبی (علیه السلام) وی را «ملک الملوک» می ‌نامد.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_bokhtalnasr_bokhtalnasr4.jpgباغهای معلق بابل؛

«بخت النصر»  در حوالی ۶۱۲ ق. م با دختر «هووخشتر» پادشاه «ماد» ازدواج کرد و برای رضایت خاطر همسرش باغ های مرتفعی را بر تپه ای مصنوعی که مردمش ساخته بودند بنا کرد، که این باغ ها به «باغ های معلق بابل» معروف و از عجایب هفتگانه دنیا به شمار می رفتند. وی رود های بسیاری برای آبیاری زمین ها حفر نموده بود و یکی از کارهای مهمش ساخت سدی بود که از طرف شمال و جنوب بابل برای حفاظت شهر از دشمن ساخت و این سد ممکن بود در موقع تهاجم خارجی، تمام جلگه بابل را از شمال به دریاچه تبدیل سازند.

 

 سرانجام بخت نصر؛

گفته شده است: پس از گذشت چند سال از خوابی که «بخت النصر» دیده بود و بعد از به حکومت رسیدن حضرت دانیال نبی (علیه السلام) در بابل، خداوند در ازای ستم های «بخت النصر» و به تسخیر در آوردن تمامی دنیا، وی را، به مدت هفت سال، به شدت عذاب کرد و پس از آن هفت سال، «بخت النصر» بخش نامه ای صادر کرد که به خدای دانیال و ارمیا، ایمان آورده است.
برخی دیگر گفته اند: در اواخر عمر در اثر گناهان بسیار به صورت حیوانی مسخ یا دیوانه شده، خود را گاو می ‌پنداشت، مدتها در جنگل به سر می برد که در این مدت همسرش تمام امور را در دست داشت.

نهایتاً پس از دوره‌اي مسخ شدن و بخشش از سوي خداوند و بازگشت به هيئت انساني، وي در سال 561 قبل از ميلاد از دنيا رفت و مدت سلطنتش را چهل و چهار سال ذكر كرده‌اند.

 

منبع:

www.hawzah.net پایگاه اطلاع رسانی حوزه

http://www.pajoohe.com/ پژوهشکده باقرالعلوم (ع)

http://wikifeqh.ir/ دانشنامه حوزوی (ویکی فقه)

http://wikiporsesh.ir ویکی پرسش

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  درسهای زندگی
 

توصیه مقام معظم رهبری به جوانان در مورد اولویت انتخاب بین کار اجرایی و کار فرهنگی:

«کار اساسی عبارت است از هدایت»

   

مطالب جديد

مخاطب اول
شنبه, 22 مهر 1396
article thumbnailچند اقدام لازم که مسئولان در آستانه خیمه‌شب بازی جدید دولت آمریکا باید انجام دهند؛ مخاطب اول؛ در...
آفت مدیران غیرانقلابی
جمعه, 14 مهر 1396
article thumbnailنگاه طعمه ای یا مسئولانه ی مدیران، از منظر مقام معظم رهبری؛ « گفتمان انقلاب اسلامی: شرایط کنونی کشور به لحاظ این‌که...
article thumbnailرابطه قضا و قدر الهی و تفویض امور به اسباب و علل؛ اثر استاد شهید مرتضی مطهری (رحمة الله علیه) از پیغمبر...

Developed in conjunction with Ext-Joom.com