• اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
    اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
  • اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم عجل لولیک الفرج
  • اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها
    اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها

    «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (ال عمران‏26)

  • (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)
    (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)

    پیامبر اکرم این هدف را دنبال میکرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه دلها برسد.

  • اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.
    اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.

    نقطه‌ى کانونى اقتصاد مقاومتى عبارت است از درون‌زایى در کنار برون‌گرایى. درون‌زایى به معناى انزواطلبى تعبیر نشود؛ درون‌زایى با نگاه به بیرون و با گرایش به بیرون جامعه امّا تکیه به توانایى درونى و به ظرفیّت درونى.

    (بیانات رهبری- 1393/01/06)

  • «احساس خطر میکنم!»
    «احساس خطر میکنم!»

    «حرکت جامعه باید به سمت آن تعالی و آن ارزشها، حرکت به سمت بالا باشد؛ حرکت مثبت باشد. این حرکتهای به سمت پائین، همان بیماریهائی است که برای نظام اسلامی ممکن است پیش بیاید؛ و این خطر برای نظام اسلامی است؛ مردم باید بیدار باشند.» مقام معظم رهبری ۱۳۸۸/۰۶/۲۰

  • السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
    السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
  •                                                                            واجب همیشگی
    واجب همیشگی
  • «حوزه‌ی علمیه انقلابی»
    «حوزه‌ی علمیه انقلابی»

     «اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه‌ی علمیه «انقلابی» بماند؛ زیرا اگر حوزه‌ی علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم - ۱۳۹۴/۱۲/۲۵

  • نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
    نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_estekbar_gharbewahshi19.jpgفاجعه هیروشیما و ناگاساکی؛

بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی دو عملیات اتمی بودند که در زمان جنگ جهانی دوم به دستور هری ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا، علیه امپراتوری ژاپن انجام گرفتند.

در این دو عملیات، دو بمب اتمی به فاصله ۳ روز بر روی شهرهای هیروشیما و ناگاساکی انداخته شد که باعث کشتار گسترده شهروندان این دو شهر گردید. حدود ۲۲۰٬۰۰۰ نفر در اثر این دو بمباران اتمی جان باختند که بیشتر آنان را شهروندان غیرنظامی تشکیل می‌دادند. بیش از نیمی از قربانیان بلافاصله هنگام بمباران کشته شدند و بقیه تا پایان سال ۱۹۴۵ بر اثر اثرات مخرب تشعشعات رادیواکتیو جان خود را از دست دادند.
بمباران هسته‌ای هیروشیما و ناگاساکی تا به امروز تنها موارد استفادهٔ جنگی از سلاح هسته‌ای در جهان است. پس از این دو بمباران، دولت ژاپن تسلیم شد.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_estekbar_hiroshima_japan1.jpgعملیات اول: بمباران هیروشیما؛

عملیات اول در تاریخ دوشنبه، ساعت ۸:۱۵ صبح روز ۶ اوت ۱۹۴۵ به وقت محلی در شهر هیروشیما انجام گرفت.
بمب اتمی اول به نام «پسرک» توسط یک هواپیمای بمب افکن به نام انولا گی (Enola Gay)‏ بر روی هیروشیما انداخته شد. برای تاثیر تخریبی بیشتر، بمب به نحوی تنظیم شده بود که ۵۷۶ متر بالای سطح زمین منفجر شود. انرژی تولید شده توسط این بمب برابر بود با انرژی حاصل از ۱۵ کیلوتن تی‌ان‌تی. فعل و انفعالات اتمی در مرکز این بمب باعث گرمائی حدود چندین میلیون درجه سانتیگراد شد.

این گرمای عظیم هر چیزی را تا شعاع یک و نیم کیلومتری مرکز اصابت بمب بطور کلی ذوب نمود. مردمی که از دور دست انفجار «پسرک» را در آسمان هیروشیما مشاهده کردند، می‌گفتند که «خورشید دیگری را در آسمان دیده‌اند.»
دو سوم ساختمان‌های هیروشیما از جمله کارخانه‌های فولادسازی و صنعتی چون میتسوبیشی در اثر این بمباران نابود شدند. تنها چیزی که از شهر باقی‌ماند ساختمان تالار ترویج صنعتی استانی هیروشیما بود که انفجار، بالای گنبد این بنا رخ می‌دهد و به خاطر قرار گرفتن در کانون مرکزی انفجار، کاملاً ویران نشد.
«ترومن» بمباران اتمیهیروشیما را به اطلاح جهانیان می رساند ـ صفحه اول روزنامه ها اختصاص به این خبر یافته بود.

 

عملیات دوم: بمباران ناگاساکی؛

دو روز پس از بمباران هیروشیما و بر خلاف انتظار و میل آمریکا، دولت شوروی به امپراتوری ژاپن اعلان جنگ داد و نیروهای ارتش سرخ شوروی به مواضع ژاپن در منچوری یورش بردند.

ورود شوروی به جبهه جنگ اقیانوس آرام باعث شد که دولت آمریکا مصمم شود هرچه سریعتر جنگ را به نفع خود و بدون مشارکت شوروی خاتمه دهد.

در این راستا استفاده بیشتر از سلاح هسته‌ای ساده‌ترین راه فشار بر ژاپن بود، و نیروهای مسلح آمریکا برای استفاده مجدد از بمب هسته‌ای نیازی به مجوز جدید دولت نداشتند؛ زیرا مجوزی که«ترومن»  برای حمله اتمی صادر کرده بود اجازه استفاده از بمب‌های جدید را می‌داد.
بر اساس اطلاعات هواشناسی نیروی هوایی آمریکا، بازهٔ زمانی مساعد برای حمله دوم به ژاپن سه روز پس از حمله اول پدیدار می‌شد، و باید از این بازه حداکثر استفاده به عمل می‌آمد.

هدف بعدی برای بمباران هسته‌ای، شهر کوکورا بود که صنایع گسترده نظامی و اسلحه‌سازی در آن وجود داشت. در ابتدای ماموریت بر اساس گزارش هواشناسی، دید مناسبی برای هدفگیری بر فراز کوکورا وجود داشت. اما وقتی هواپیمای بمب‌افکن به حدود منطقه مورد نظر رسید، تمام آسمان شهر با دود و غبار پوشیده شده بود و امکان پیدا کردن هدف را از میان برده بود.

علاوه بر دید کم، پدافند هوایی و ظاهر شدن هواپیماهای شکاری ژاپن مساله را کمی بغرنج کرده بود. پس از صرف نظر از بمباران منطقه کوکورا، بمب‌افکن آمریکایی فقط سوخت کافی برای بازگشت به پایگاه هوایی در اوکیناوا داشت. فرمانده عملیات تصمیم گرفت که بجای رها کردن بمب اتمی در دریا و یا بازگرداندن آن به پایگاه، بهتر است آن را بر روی ناگازاکی بیندازند که در مسیر بازگشت بمب‌افکن به پایگاه هوایی در اوکیناوا قرار داشت و یکی از اهداف کم‌اهمیت‌تر آمریکا در ژاپن محسوب می‌شد.

آسیبهای وارده به هیروشیما به مراتب بیشتر از ناگازاکی بوده است چرا که هیروشیما شهری صاف بوده و تشعشعات هسته ای تمام شهر را در نوردید ولی ناگازاکی حالتی داشت که شهر در میان دو دره تقسیم شده بود و نصف شهر در یک دره و نصف دیگر در دره مجاور قرار داشت و با رها سازی بمب هسته ای در یکی از دره ها بخش دیگر شهر که در دره دیگر قرار داشت به مراتب آسیب کمتری دید.
بدین ترتیب در تاریخ پنجشنبه ۹ اوت ۱۹۴۵ میلادی، بمب دیگری به نام «مرد چاق» (Fat Man)‏ بر روی شهر ناگاساکی انداخته شد. پس از نابودی ناگازاکی، ژاپن مجبور به تسلیم شد.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_estekbar_hiroshima_hiroshima3.jpgمیراث بمباران هسته‌ای (مراسم یادبود هیروشیما)؛

هرساله در روز 10 اوت، مراسم بزرگی برای یادبود قربانیان بمباران‌های هسته‌ای در پارک یادمان جنگ شهر ناگاساکی برگزار می‌شود. در پایان این مراسم، نخست وزیر ژاپن طی قرائت قطعنامه‌ای درخواست حرکت به سمت جهانی عاری از سلاح‌های هسته‌ای را مطرح می‌نماید.

دانش‌آموزان ژاپنی در حال ادای احترام به قربانیانِ خردسالِ بمباران اتمی، در کنار هزار درنای کاغذی رنگارنگ؛

همه ساله مردم سراسر جهان با درست کردن «درناهای کاغذی» و فرستادن آن به مرکز ساداکو در پارک یادمان جنگ شهر ناگاساکی، همدردی خود را با قربانیان بمباران و انزجار خود را از کاربرد و گسترش سلاح‌های هسته‌ای اعلام می‌کنند. مجسمهٔ ساداکو در این پارک به یاد دختر ۱۲ ساله‌ای به نام ساداکو ساساکی برپا شده که پس از جنگ جهانی دوم به دنیا آمد ولی در اثر تشعشعات رادیواکتیو باقی‌مانده از انفجار ناگاساکی، دچار سرطان خون شد و درگذشت. بر اساس افسانه‌های ژاپنی، اگر کسی هزار دُرنای کاغذی درست کند، یکی از آرزوهایش برآورده می‌شود.

ساداکو درحالیکه در بیمارستان بستری بود، با تشویق دوستانش و کمک برادرش شروع به ساختن درناهای کاغذی کرد؛ اما پس از ساخت ۶۴۴ درنا درگذشت.

در سال ۱۹۶۵ میلادی، از مجسمه ساداکو در حالیکه درنایی طلایی در دست دارد در پارک صلح هیروشما پرده‌برداری شد. ساداکو ساساکی روی درنایش می‌نوشت: «من «صلح» را روی بال تو می‌نویسم تا تو به همه جهان پرواز کنی.»

 

واکنش‌ها در برابر بمباران هسته‌ای؛

وزیر دفاع سابق ژاپن:
روز ۳۰ ژوئن ۲۰۰۷، فومیو کیوما وزیر دفاع وقت ژاپن در اظهاراتی درباره جنگ دوم جهانی، تلویحاً بمباران اتمی این دو شهر ژاپن توسط نیروهای آمریکایی در اوت سال ۱۹۴۵ را اقدامی لازم دانسته بود.

وی گفته بود: «برای پایان دادن به جنگ جهانی دوم، چاره‌ای جز بمباران اتمی و کشتار تعداد کثیری از مردم وجود نداشته است.»

افکار عمومی ژاپن واکنش شدیدی به این اظهارات نشان دادند و شینرو آبه، نخست وزیر ژاپن، اظهارات وزیر دفاع را تقبیح کرد. چند روز بعد در ۳ ژوئیه ۲۰۰۷، وزیر دفاع تحت فشار افکار عمومی مجبور شد اظهار نظر قبلی خود دربارهٔ بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی را پس بگیرد و با عذرخواهی از مردم این دو شهر، از مقام خود استعفا دهد.

 

خدمه هواپیمای بمب‌افکن؛

فرمانده هواپیمای «بی-۲۹» که در جنگ جهانی دوم نخستین بمب اتمی را بر شهر هیروشیمای ژاپن فرو انداخت، در سن ۹۲ سالگی درگذشت.

«پل وارفیلد تیبت جونیر»، در خانه‌اش در شهر کلمبو در ایالت اوهایوی آمریکا درگذشت. سه تن از خدمه این هواپیمای جنگی، اظهار داشته‌اند که «کاربرد سلاح اتمی اقدامی لازم در تاریخ بوده و آنها از این کار « به دلیل پایان دادن به جنگ جهانی دوم پشیمان نیستند»     

                

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_estekbar_hiroshima_hiroshima1.jpgفرماندهی که از بمباران اتمی هیروشیما پشیمان نشد؛

«پاول تیبتز»، خلبان نیروی هوایی آمریکا بود که فرماندهی پرتاب اولین بمب اتمی تاریخ جهان (بمب «پسر کوچک») را به نمایندگی از تنها کشوری که در طول تاریخ از بمب هسته‌ای استفاده کرد، به عهده داشت. او و همکارانش موفق شدند در 5 آگوست 1945 با انفجار بمب پسر کوچک بر فراز هیروشیما رقمی بی‌سابقه در قتل عام به جا بگذارند.

با انفجار «پسر کوچک»، ده‌ها هزار نفر نظامی و غیرنظامی در شهر هیروشیما جان باختند.

«پاول تیبتز» تنها چند روز پیش از مرگش در اول نوامبر سال 2007 در سن 92 سالگی گفت هرگز از کرده‌اش پشیمان نبوده و هر شب سر راحت به بالین می‌گذاشته است. علی‌رغم این، «تیبتز» گفته بود با برگزاری مراسم تشییع جنازه برای خودش یا حک شدن اسمش بر بالای مزارش، موافق نیست، چرا که ممکن است آرامگاه وی به محلی برای اعتراض مردم علیه او تبدیل شود.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_estekbar_hiroshima_hiroshima.jpgپرسنل پرواز مرگ هیروشیما که به زحمت به ۲۰ نفر می‌رسیدند در کوتاه‌ترین زمان ممکن ده‌ها هزار نفر را به کشتن دادند.
این افراد دوشنبه ششم اوت 1945 میلادی با یک هواپیمای «بمب افکن بی 29» ملقب به «انولاگی» که از جزیره «تینیان» برخاسته بود به همراه دو هواپیمای دیگر در ساعت هشت و پانزده دقیقه صبح به وقت ژاپن، بمب چهار تنی معروف به پسر کوچک، در بردارنده 60 کیلوگرم اورانیوم 235 را از ارتفاع 9480 متری روی هیروشیما رها کردند تا 43 ثانیه بعد در ارتفاع 548 متری منفجر شود.
انفجار بمب «پسر کوچک» بر فراز شهر هیروشیما در 5 آگوست 1945 باعث شد تقریبا 50 درصد از ساکنان این شهر کشته شوند؛ از میان 350 هزار نفر ساکنان این شهر، 118661 نفر غیر نظامی و تقریبا 20 هزار نفر نظامی کشته شدند. از میان بازماندگان این حادثه نیز اثرات طولانی‌مدت امراض ناشی از «تشعشع آسیب‌های ژنتیکی» و استرس‌های پس از این حادثه فاجعه‌بار بوده‌اند.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_estekbar_hiroshima_hiroshima9.jpgبمب پسر کوچک؛ «خورشید دیگری را در آسمان»؛

مردمی که از دور دست انفجار «پسر کوچک» را در آسمان هیروشیما مشاهده کرده‌اند می‌گویند، «خورشید دیگری را در آسمان» دیده‌اند. از انفجار این بمب، انرژی عظیمی حدود انرژی حاصل از انفجار بیست هزار تن TNT آزاد شده بود، که نیمی از آن به شکل فشار هوا مانند طوفان ناگهان (موج انفجار)، یک سوم آن به شکل گرما و یک ششم دیگر به شکل تابشهای «آلفا، بتا، گاما و نوترونی» در آمده بود.

در منطقه زیر مرکز انفجار، دما تا چند هزار درجه سانتیگراد افزایش یافته بود. پس از انفجار، سایه یک انسان روی پله‌های ساختمان بانک واقع در فاصله 200 متری مرکز انفجار باقی مانده بود به این ترتیب که فردی روی پله‌ها افتاده و خاکستر شده بود، ولی پله‌های زیر بدن او سالم مانده بود، اما در دیگر نقاط پله، سطح خارجی سنگها ذوب شده بود!

تا شعاع 500 متری مرکز انفجار، سرامیک خانه‌ها ذوب و تا شعاع دو کیلومتری لباسهایی که مردم به تن داشتند سوخته بود.

در اثر بمب فرو ریخته شده بر سر هیروشیما تا پایان سال 1945 حدود 140 هزار نفر و در فاصله سالهای 1946 تا 1951 حدود 60 هزار نفر جان باخته‌اند. سطح دایره مرگ و نیستی 3.5 کیلومتر مربع و سطح ناحیه مجروحین حدود 7.5 کیلومتر مربع است، در کل از حدود 90 هزار ساختمان، 60 هزار ساختمان به کلی یا عمدتا ویران شده بودند و پنج روز زمان لازم بود تا یک واحد از ارتش ژاپن (Akatsuki Unit) اجساد را از خیابانها جمع آوری کند.

 
 hiroshima8.jpgویرانه های بر جای مانده از شهر؛

«بمب افکن بی 29» شماره 82 نیروی هوائی آمریكا كه سر خلبان آن نام مادرش «انولاگی» را بر آن گذارده بود، با هزینه كردن میلیونها دلار مرمت شده و به حالت اولیه درآمده و از اوت 2003 در موزه اسمیتسونیان شهر واشنگتن قرار گرفته است تا عموم بتوانند از آن دیدن كنند. با این بمب افكن ، ششم اوت سال 1945 نخستین بمب اتمی كه در جنگ بكار رفت بر شهر هیروشیمای ژاپن فروافكنده شد كه ضمن آن بیش از 140 هزار ژاپنی كشته شدند. تصمیم مربوط به قرار گرفتن این بمب افكن در موزه واشنگتن كه چندی پیش اتخاذ شده بود، در همان زمان با مخالفت برخی ژاپنی ها رو به رو شده بود كه تاثیری در اجرای تصمیم نداشت.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_estekbar_hiroshima_gharbewahshi3.jpg«هیروشیما ، عشق من» ؛

فیلم «هیروشیما ، عشق من» در سال 1959 توسط فیلمساز فرانسوی، «آلن رنه» براساس رمانی از «مارگریت دوراس» (نویسنده معروف رمان نو) و با فیلمنامه ای از خود او ساخته شد.

بسیاری از منتقدان و کارشناسان سینمایی تحولی را که فیلم «هیروشیما ، عشق من» ، نخستین فیلم بلند سینمایی«آلن رنه» ،در عالم سینما به وجود آورد، نقطه عطفی در تاریخ سینمای مدرن می شناسند.
 «هیروشیما ، عشق من» درباره زنی فرانسوی است که در اوت  سال 1957 برای بازی در فیلمی درباره فاجعه اتمی هیروشیما به آن شهر ژاپن می رود.گویا  او در زمان رخ دادن فاجعه نیز در  هیروشیما بوده است.  فاجعه ای که در سال 1945 و روزهای پایانی جنگ دوم جهانی توسط آمریکا ایجاد شد و تا امروز تنها تجربه جنایت بار و مرگبار بشریت در استفاده از سلاح اتمی به شمار می آید. تجربه ای که همواره آمریکاییان در تبلیغاتشان سعی در به فراموشی سپردنش در ذهن جهانیان داشته اند ولی روشنفکران و آزادیخواهان جهان در آثارشان مانند همین فیلم «هیروشیما ، عشق من» همه تلاش خود را به خرج داده اند تا خاطره آن بزرگترین جنایت علیه بشریت ، هیچگاه در حافظه تاریخ فراموش نشود. تا آمریکاییان نتوانند با زدودن آن خاطره از اذهان ، به  لباس میش درآمده و فریاد دروغین مقابله شان با گسترش سلاح های اتمی ، دل های ساده را فریب دهد.
همه تاکید«مارگریت دوراس» و«آلن رنه» در «هیروشیما ، عشق من» بر حفظ همین خاطره و عدم فراموشی آن ولو در یک رابطه انسانی  و با اسم گذاری  عناوین فجایعی همچون هیروشیما بر آدم های  زنده باشد.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_estekbar_terezami.jpgبا افتخار آدم مي كشيم!

چندی پیش خانم «ترزا مي» نخست وزير تازه به قدرت رسيده بريتانيا، در پاسخ به سوال «جورج کروان» نماينده پارلماني حزب ملي اسکاتلند که پرسيد: «آيا شما حاضريد دکمه شليک سلاح هسته اي را که مي تواند صد هزار زن و مرد و کودک بي گناه را به قتل برساند، فشار دهيد؟» بي درنگ گفت: «بله.»

اين پاسخ مشمئز کننده دست کم يادآور خاطره ديگري از سياستمداران دنياي غرب است وقتي سال 1996 در برنامه «60 دقيقه» تلويزيون آمريکا از «مادلين آلبرايت» سفير وقت ايالات متحده در سازمان ملل سوال شد: «نيم ميليون کودک در عراق [بر اثر تحريم هاي آمريکا] جان باخته اند، آيا ارزش اش را داشت؟ آيا لازم بود چنين بهايي پرداخت شود؟» خانم آلبرايت پاسخ داد: «ما فکر مي کنيم اين ارزش را داشته است.» (CBS Television، 12May1996)

پاسخ هايي از اين دست به هيچ عنوان در تاريخ سياسي غرب بي سابقه نيست. سال 1990 «رابرت مارتنز» سفير سابق ايالات متحده در جاکارتا به کتي کادين (روزنامه نگار آمريکايي) گفت: «احتمالادست من به خون بسياري آلوده است، ولي اين آن قدرها هم بد نيست. مواقعي وجود دارد که در لحظه اي تعيين کننده بايد ضربه اي قاطعانه وارد کرد.» (Washington post، 21may1990)
اظهاراتي اينچنين از سياستمداران غرب مدرن بيش از هر چيز ديگر عمق فاجعه اي که اين روزها در اقصي نقاط جهان رقم مي خورد را باز مي نمايد. فاجعه اي بر پايه ارزش گذاري دوگانه غربي که ارزش زندگي انسان ها را برابر نمي داند. اين همان نقطه شروع نوعي نژادپرستي ارتقا يافته در دنياي به ظاهر متمدن امروز است.

نژادپرستي اي که اگر در گذشته معيارش تنها در رنگ پوست انسان ها تعريف مي شد، امروزه به شکلي جهش يافته معيارهايي نظير ميزان موجودي حساب هاي بانکي افراد و منطقه جغرافيايي زندگي آنها را نيز دربر مي گيرد. بر اين اساس يک سفيدپوست سرمايه دار ساکن در کشورهاي اروپاي غربي و يا آمريکاي شمالي به مراتب ارزش و اهميت بيشتري از يک رنگين پوست فقير ساکن در کشورهاي توسعه نيافته خواهد داشت. پس مرگ او را مي توان مساوي با مرگ هزاران انسان بي گناه در عراق، افغانستان، يمن، سوريه، فلسطين، نيجريه، سومالي و ... ارزش گذاري کرد و درست همين برترپنداري است که در ادبيات الهي حضرت امام(ره) نام «استکبار» را به خود مي گيرد.

 

دسامبر سال 2001 مجاهدان افغاني گزارش کردند بمب افکن هاي ب 52 ايالات متحده يک شبه دهکده اي کوچک در اين کشور را بمباران کرده و احتمالاً بيش از 300 تن از اهالي آن را قتل عام کرده اند. در کمتر از سه ماه حداقل 3767 نفر از شهروندان افغان در اثر پرتاب بمب هاي آمريکا کشته شدند(به طور متوسط 62 نفر در روز).

تمام اينها در حالي بود که بودجه سالانه کشور افغانستان تنها 83 ميليون دلار يعني معادل با يک دهم قيمت يک بمب افکن ب 52 آمريکايي بود! (Guardian، 20December2001)

نکته قابل توجه اينجاست که در جريان حمله به برج هاي تجارت جهاني نيويورک حدود 3 هزار آمريکايي کشته شدند؛ اما هم اکنون آمارهاي غيررسمي نشان مي دهد که فقط در افغانستان بيش از صد هزار غيرنظامي افغان که حتي روحشان هم از حمله به برج ها خبر نداشت کشته شده اند!
امروزه طبق گزارش هاي رسمي تنها تلفات غيرنظامي هواپيماهاي بدون سرنشين ايالات متحده در يمن، پاکستان و سومالي تا 1100 نفر برآورد مي شود و مطمئنا آمار غيررسمي بسيار بيش از اين تعداد است. (BBC، 2july2016)

اما طنز ماجرا اينجاست که همين سياستمداران، در روزگار کنوني پرچم پاسداري از حقوق بشر را به دوش مي کشند. دولت هايي که بيش از 120 هزار انسان بي گناه را براي آزمايش بمب هاي اتمي پس از پايان جنگ جهاني اول به قتل رساندند و اکنون نيز با صراحت در سخنراني هاي رسمي شان اعلام مي کنند که حاضر به استفاده از تسليحات اتمي و کشتار جمعي هستند، در يک طرف ميز مذاکره قرار مي گيرند و نسبت به برنامه صلح آميز هسته اي ايران ابراز نگراني مي کنند!

اظهارات «ترزا مي» در مجلس نمايندگان بريتانيا در دفاع حماسي از تسليحات اتمي و لزوم به کار گيري آن که با تحسين اکثريت نمايندگان نيز مواجه شد، مي تواند ترجمان ديگري از اين عبارت باشد که: «با افتخار؛ آدم مي کشيم!»

 
منبع:
http://www.mp41.ir
منضم به چکیده ای از مقالات سعید مستغاثی و سيد محمد اعرابي

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  درسهای زندگی
 

توصیه مقام معظم رهبری به جوانان در مورد اولویت انتخاب بین کار اجرایی و کار فرهنگی:

«کار اساسی عبارت است از هدایت»

   

مطالب جديد

مخاطب اول
شنبه, 22 مهر 1396
article thumbnailچند اقدام لازم که مسئولان در آستانه خیمه‌شب بازی جدید دولت آمریکا باید انجام دهند؛ مخاطب اول؛ در...
آفت مدیران غیرانقلابی
جمعه, 14 مهر 1396
article thumbnailنگاه طعمه ای یا مسئولانه ی مدیران، از منظر مقام معظم رهبری؛ « گفتمان انقلاب اسلامی: شرایط کنونی کشور به لحاظ این‌که...
article thumbnailرابطه قضا و قدر الهی و تفویض امور به اسباب و علل؛ اثر استاد شهید مرتضی مطهری (رحمة الله علیه) از پیغمبر...

Developed in conjunction with Ext-Joom.com