• اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
    اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
  • «حوزه‌ی علمیه انقلابی»
    «حوزه‌ی علمیه انقلابی»

     «اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه‌ی علمیه «انقلابی» بماند؛ زیرا اگر حوزه‌ی علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم - ۱۳۹۴/۱۲/۲۵

  • السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
    السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
  • اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم عجل لولیک الفرج
  • (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)
    (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)

    پیامبر اکرم این هدف را دنبال میکرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه دلها برسد.

  • اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها
    اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها

    «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (ال عمران‏26)

  • نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
    نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
  •                                                                            واجب همیشگی
    واجب همیشگی
  • اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.
    اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.

    نقطه‌ى کانونى اقتصاد مقاومتى عبارت است از درون‌زایى در کنار برون‌گرایى. درون‌زایى به معناى انزواطلبى تعبیر نشود؛ درون‌زایى با نگاه به بیرون و با گرایش به بیرون جامعه امّا تکیه به توانایى درونى و به ظرفیّت درونى.

    (بیانات رهبری- 1393/01/06)

  • «احساس خطر میکنم!»
    «احساس خطر میکنم!»

    «حرکت جامعه باید به سمت آن تعالی و آن ارزشها، حرکت به سمت بالا باشد؛ حرکت مثبت باشد. این حرکتهای به سمت پائین، همان بیماریهائی است که برای نظام اسلامی ممکن است پیش بیاید؛ و این خطر برای نظام اسلامی است؛ مردم باید بیدار باشند.» مقام معظم رهبری ۱۳۸۸/۰۶/۲۰

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_nufuz_bahaiyan12.jpgمروری بر پیدایش فرقه ضاله بهاییت؛

مکتب شیخیه توسط شخصی به نام شیخ احمد احسائی (1242-1116 هـ‌ق) از اهالی احساء ، پایه گذاری شد که با ارائه تعبیرات فلسفی و عرفانی جدید درباره مقولاتی مانند ماهیت «روح» ، کیفیت «معراج» ، مفهوم «هورقلیا» ، «رکن رابع» و «شیعه کامل» و همچنین مقام امام در سلسله مراتب وجودی و نحوه ارتباط با آفریدگار موجبات تغییر و تحول گسترده در اندیشه طیفی از طلاب جوان علوم دینی شد و با اندیشه‌های جدید تلفیقی راه را برای ایجاد و گسترش نحله‌های فکری هموار ساخت. نهایتا آنچه مکتب شیخیه در حوزه اندیشه به عمل آورد، سبب نضج‌گیری بابیه ـ بهائیه شد.

 

پس از شیخ احمد احسائی، شاگرد و جانشین او سید کاظم رشتی (1259 هـ . ق) مکتب شیخیه را وارد دوره تازه‌ای کرد و مسئله بابیت و ظهور امام زمان را به نحوی به طلاب و شاگردان خود آموزش داد که تمامی آنها در انتظار ظهور قریب الوقوع امام به سر می‌بردند و برای دستیابی به مقام «بابیت» و «نیابت» و در جستجوی شیعه کامل و تعیین رکن رابع به عبادات سخت مشغول بودند. در چنین فضایی بود که علی محمد شیرازی ـ شاگرد سید کاظم رشتی ـ ادعای بابیت امام زمان کرد و با گردآوردن جمعی زیاد از پیروان شیخیه به دور خود، مسلک جدیدی را پدید آورد که به «بابیه» معروف شد. البته علی محمد باب پس از مدتی دعوی گرانتری نمود و خود را «قائم آل محمد» خواند.[1] .

در توقیعی که خطاب به ملا عبدالخالق یزدی نگاشت ، ادعای خود را چنین ابراز کرد :«اننی انا القائم الذی انتم بطهور توعدون»[2]
وی سپس خود را «مبشر من یظهره الله» خواند و مانند عیسی ،‌موسی و محمد بن عبدالله دانست و معتقد شد که با ظهورش دین جدیدی به نام «بیان» تحقق پذیرفته است.
از میان ادعاهای چند گانه «باب» آنچه باعث شهرت وی گشت، ادعای «بابیت» وی بود، بر پایه همین ادعا نیز بود که جنبش اجتماعی در خور توجهی پدید آمد و با بیان جنگ‌های شگفت‌آوری با قوای دولتی نقاط مختلف کشور به عمل آوردند و در دل حکومت‌گران وحشتی عظیم پدید آوردند.

 

دولت مرکزی در برابر این چالش‌ها ، علی محمد باب را که در زندان قلعه چهریق به سر می‌برد به تبریز آورد و طی یک محاکمه در مقابل علما او را محکوم به اعدام کرد. (1266 هـ ق) .

اعدام علی‌محمد باب موج شدیدی از اعتراضات بابیان، در شهرهای مختلف را برانگیخت . اما مهم‌ترین واقعه که منجر به سرکوب شدید بابیان و اخراج آنان از ایران شد، واقعه ترور نافرجام ناصرالدین شاه توسط چند تن از افراد بابی بود. (1268 هـ.ق) سوء قصد به جان شاه قاجار ، پیامدهای سنگینی برای بابیان در بر داشت. به دنبال این عمل تلاش وسیعی از طرف حکومت، برای دستگیری و قتل بابیان صورت گرفت و بنا به نوشته زعیم‌الدوله، انقلاب و اضطراری شدیدی در تهران پدید آمد که چهارصد نفر از بابیان کشته و ده‌ها نفر که بابی نبودند، اما از سوی دشمنانشان به بابیگری متهم شده به آنان محلق شدند.[3]
به دنبال این اقدام کلیه بابیان به همراه رهبرانشان از ایران اخراج شدند و به بغداد گریختند.

از این زمان روند تغییر محتوایی جنبش‌ بابیه به فرقه بهائیه آغاز شد. و حمایت دول بیگانه و پشتیبانی آنان از بابیان در به ثمر رسیدن این جریان هویدا گشت.

 

فرقه بهائیت:

در جریان سرکوب بابیان از سوی دولت، بسیاری به قتل رسیدند، برخی زندانی شدند، گروه کثیری نیز به بغداد گریختند. رهبری بابیانی که به بغداد گریختند بر عهده میرزا یحیی نوری معروف به «صبح ازل» بود.

بنا به تصریح اکثر مورخان بابی، میرزا یحیی نوری از طرف علی محمد باب به «وصایت» مأمور و منصوب شده بود و عموم بابیه او را بدین سمت شناختند و او را واجب الطاعه و اوامر او را مفروض الامتثال دانستند.[4] لیکن زورگویی برادر کوچکترش میرزا حسینعلی نوری که به مدت چهار ماه به دلیل اتهام به دست داشتن در حادثه سوء قصد به شاه در زندان به سر می‌برد و سپس به مساعدت‌های بی‌دریغ سفیر روس آزاد شده و به بغداد گریخت ، امکان جانشینی علی‌محمد باب را از میرزا یحیی صبح ازل گرفت. پس از درگیری‌ها و کشمکش‌هایی شدید بین دو برادر که در استانبول رخ داد، میرزا حسینعلی نوری معروف به «بهاءالله» ادعای «من یظهره اللهی» نموده و خود را جانشین علی محمد باب و رهبر بابیان خواند و مسلک جدیدی پایه‌گذاری کرد که به «بهاییت» معروف شد.
اختلاف دو برادر و درگیری میان پیروان آنان در استانبول دولت استانبول را مجبور کرد که آنها را ابتدا به ادرنه و سپس از ادرنه بهاییان را به عکا (فلسطین) و ازلیان را به قبرس (ماغوسا) تبعید کند. پس از این واقعه روز به روز از تعداد ازلیان کاسته شد و به واقع با مرگ میرزا یحیی صبح ازل (1330 هـ.ق) ازلیگری هم مرد . در عوض بهائیگری قدرت بیشتری گرفت.

 

پس از مرگ حسینعلی بهاءالله پسر و جانشین او عباس افندی معروف به عبدالبهاء رهبر فرقه بهاییان شد.

از این زمان به بعد تحرک جدی مبلغان بهایی و به تبع آن رشد بهاییت در ایران آغاز شد و در دوران سلطنت رضا شاه و محمدرضا شاه بهاییان از نفوذ و حمایت فراوان در دستگاه دولتی برخوردار شدند. درزمان رهبری عبدالبهاء، حکومت مشروطه در کشور عثمانی پدید آمد. (1910 م)

به این طریق بهاییان به آزادی کامل در نشر عقاید و تعالیم خود نایل شدند. و عبدالبهاء جهت تقویت نفوذ بهاییان در سطح جهان در سالهای (1913-1911 م / 1289-1291 هـ.ق) سفرهایی به کشورهای اروپایی و آمریکایی کرد. در طی این مسافرت عبدالبهاء با برخی از سران مشروطه خواه ایران چون دوست محمدخان معیرالملک داماد ناصرالدین شاه ، سید حسن تقی‌زاده ، جلال‌الدوله پسر ظل‌السلطان میرزا محمد قزوینی و سردار اسعد ملاقات کرد. در همین سفر بود که وی قبل از رفتن به آمریکا با گروهی از سران پارسی ملاقات کرد.

این ملاقات‌ها بیانگر آن است که عده‌ای خاص از زرتشتی‌ها و بهاییان و برخی از رجال سیاسی ایران در مقاطع مختلف تاریخ ایران و در ارتباط با تحولات معاصر با یکدیگر همکاری می‌کردند.

در زمان عبدالبهاء بر تعداد بهاییان ایران افزوده شد ، در این زمان علاوه بر یهودیان، زرتشتیان نیز از عمده‌ترین گروهی بودند که پیرو کیش بهاییت شدند.

چنانچه اسماعیل رایین می‌نویسد :«غالب بهایی‌های ایران یهودیان و زرتشتیان هستند و مسلمانانی که به این فرقه گرویده‌اند در اقلیت می‌باشند».[5]

در سال 1287 هجری ، 250 نفر از زرتشتیان بهایی شدند.[6] که غالب آنها رعایای ارباب جمشید جمشیدیان، ثروتمند مقتدر زرتشتی بودند. ارباب جمشید از جمله شخصیت‌های مهم زرتشتی بود که نزد عبدالبهاء ‌از جایگاه والایی برخوردار بود. چنانچه عبدالبهاء مکررا پیروانش را به اطاعات و فرمانبرداری از اوامر او دستور می‌دهد و می‌گفت: «خدمت او خدمت من است و صداقت و امانت او صداقت و امانت من ....»[7]
گرچه این پدیده را می‌توان به شکل‌های مختلف تحلیل کرد و برای آن پایه‌های اجتماعی و فرهنگی فرض نمود، لیکن بررسی این پدیده با تحولات دیگر، موضوع را جدی‌تر نشان می‌دهد. همکاری بهاییان با سران اکابر پارسی هند و عضویت آنان در بسیاری از مجامع و انجمن های سیاسی که توسط این گروه تشکل شده بود، حاکی از آن بود که برخی از بهاییان و سران اکابر پارسی هند با همگامی و همکاری هم ، به طور آرام در حال سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی از جامعه ایران بودند که روند این حرکت در دوره پهلوی به ویژه محمدرضا شاه نمود خود را آشکار کرد.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_nufuz_bahaiyan7.jpgدر دوران جنگ جهانی اول فرقه بهایی کارکردهای اطلاعاتی مهمی به سود دولت بریتانیا داشت. این اقدامات کار را به آنجا رسانید که گویا در اواخر جنگ، مقامات عثمانی تصمیم گرفتند عباس افندی را اعدام کنند. اما پیروزی متفقین و شکست عثمانی دولت بریتانیا را بر آن داشت تا به پاس قدردانی از خدمات بهاییان در دوران جنگ، «شهسوار طریقت امپراطوری بریتانیا»[8] را به عباس افندی اعطا کند.[9] اندکی پس از این واقعه کودتای سوم اسفند ماه 1299 رضا خان میرپنچ و سید ضیاءالدین طباطبایی در ایران رخ داد و به انقراض سلسله قاجاریه و آغاز حکومت پهلوی منجر شد.

رهبر بهاییان جهان همزمان با حکومت پهلوی، «شوقی افندی» نوه دختری عباس افندی بود. در این دوره به علت برنامه‌ریزی‌ها و سازمان‌دهی‌های جهانی که با «نقشه ده ساله» شوقی افندی آغاز شد، رشد بهاییت و گسترش آن شتاب گرفت. چنانکه در اواخر سده بیستم میلادی شمار نهادهای بهایی به بیش از 150 مجمع روحانی ملی و نزدیک به 20 هزار مجمع روحانی محلی رسید.[10]

 

شدت تبلیغات و فعالیت بهاییان ، اعتراض شدید علما و روحانیون که در صدر آنان آیت‌الله العظمی بروجردی مجتهد عالیقدر شیعیان قرار داشت را برانگیخت.

پس از ابراز نارضایتی‌های شدید آیت‌الله بروجردی و انجمن‌ها و مجامع مذهبی ضد بهاییگری، ‌حکومت پهلوی ناگزیر به محدود کردن فعالیت بهاییان شد. به دستور شاه، پزشک مخصوص بهایی او، سرلشکر عبدالکریم ایادی مدت کوتاهی ایران را ترک کرد و در ایتالیا اقامت گزید.[11]
در 16 اردیبهشت، مقامات نظامی ـ سرتیپ تیمور بختیار فرماندار نظامی ایران ، سرلشکر نادر باتمانقلیچ رییس ستاد ارتش ـ به تصرف و تخریب حظیره‌القدس بهاییان یاری رسانیدند.

البته این حرکت تاکتیکی محمدرضا شاه را نباید به هیچ وجه جدی تلقی کرد زیرا پس از این اقدامات نه تنها از حضور بهاییان در دربار و حکومت کاسته نشد، بلکه بیش از پیش قدرت آنان فزاینده شد. عبدالکریم ایادی مجددا به ایران بازگشت و نفوذش در دستگاه دولتی و دربار مستحکم تر شد.

محمدرضا شاه وجود بهایی‌ها را در مشاغل و مناصب مهم و حساس دولتی مفید تلقی می‌کرد و برای آنان هیچ گونه محدودیتی ایجاد نمی‌کرد و معتقد بود بهایی‌ها علیه او توطئه نمی‌کنند. بنابراین در دوره او به ویژه در دوره نخست وزیری امیرعباس هویدا (1356-1343 هـ.ش) بهایی‌ها به طرز عجیبی در دستگاه دولتی و دربار قدرت یافتند.

این امر نیز به چند دلیل بود:
1.    نظر مساعد شاه درباره آنان
2.    وجود چهره‌های باسواد تحصیل‌ کرده غربی در میان بهاییان
3.    وجود افکار و عقاید تجدد خواهانه و دنیاگرایانه در میان آنان
4.    تعلق خاطر به ایران و وطن
5.    و از همه مهم‌تر ارتباط قوی و پیچیده بهایی‌ها با دول استعماری و صهیونیسم

 

افزایش قدرت سیاسی بهاییان به توسعه قدرت اقتصادی آنان منجر شد به گونه‌ای که در این زمان اغلب شخصیت‌های طراز اول در اقتصاد و سرمایه‌داری بهاییان بودند.

شخصیت‌هایی چون حبیب ثابت پاسال (مالک بیش از 41 کارخانه عظیم صنعتی و 85% مؤسسات بزرگ خصوصی فعال در کشور) هژبر یزدانی ، منصور روحانی ـ مجری طرح تخریب کشاورزی در ایران ـ عبدالکریم ایادی و غیره از سرمایه‌دارترین اشخاص بهایی بودند که با سوء‌استفاده‌های مالی و زد و بندهایی در امور اقتصادی نبض اقتصادی کشور را بدست گرفته بودند.
در بررسی و عملکرد فرقه بهاییت در ایران، یکی از نکات قابل ملاحظه، ارتباط میان یهودیان و بهاییان و همگانی و همکاری این دو گروه با همدیگر است. گردش یهودیان به بهاییت و نقش آنان در گسترش بهایی‌گری از نکات بسیار مهم در تحولات معاصر ایران است، که به دور از هر گونه افراط و تفریط باید مورد بازبینی علمی قرار گیرد. به ویژه آنکه ارتباط شبکه بهاییت و صهیونیسم و نقش بهاییان و حمایت‌های آنان در استقرار و استمرار حیات دولت اسراییل مطرح شود.

 

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران غالب بهاییان، از کشور خارج شدند، برخی نیز اعدام شدند. اعدام یا اخراج بهاییان عموما به مشهورترین و ثروتمندترین خانواده‌های بهایی تعلق داشتند که به دلیل تصدی مناصب عالی دولتی و یا دستیابی به ثروت‌های عظیم از طریق پیوند با حکومت پهلوی مورد تعقیب قرار گرفتند. افرادی مانند امیرعباس هویدا، حبیب ثابت پاسال ، هژبر یزدانی ، عبدالکریم ایادی ، هوشنگ انصاری و غیره به عنوان شاخص‌ترین چهره‌های فرقه بهایی در ایران، تمامی بهاییان ایران نبودند و اعدام یا فرار آنان از کشور به معنی پایان حیات بهاییت در ایران نبود.

نویسنده: ثریا شهسواری

 

فهرست مطالب:
[1]- محمدعلی اکبری ، چالش‌های عصر مدرن در ایران عهد قاجار (مجموعه مقالات) ، مؤسسه فرهنگی ـ مطوبعاتی ایران ، تهران؛ انتشارات روزنامه ایران، 1384 ،ص 245
[2]- میرزا هانی کاشانی، نقطه الکاف، به اهتمامم و سعی ادوارد براون ، مطبعه بریل ، لیدهلاند ، 1328 ، ص 212
[3]- همان ، ص 210
[4]- مهدی زعیم الدوله ، مفتاح باب الابواب ، ترجمه حسن فرید گلپایگانی ، تهران : انتشارات فرخی ، 1333 ، ص 181
[5]- نجفی ، پیشین ، ص 40
[6]- اسماعیل رایین ، انشعاب در بهاییت پس از مرگ شوقی ربانی ، مؤسسه تحقیقی رایین ، تهران ، 1357 ، ص 202
[7]- میرزا حسن نیکو ، فلسفه نیکو ، ج 1 ، بنگاه مطبوعاتی فراهانی ، بی جا ، بی تا ، ص 81
[8]- عبدالبهاء ، مجموعه الواح مبارکه به افتخار بهاییان پاریس ، مؤسسه ملی مطبوعات امری ، تهران ، 133 بدیع ، صص 37 -38-40-41-49
[9] -  Knight of the order of Bryish Empire
[10] - The Encyclopaedia of Islam vol. 1,P 916
[11]- ظهور و سقطو سلطنت پهلوی ، خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، تهران ، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی 1370، ص 303


c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_nufuz_bahaiyan18.jpgحضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) در سال 1343 در پاسخ به استفتاء آیت الله گرامی درباره فرقه ضاله بهائیت فرمودند:

«این فرقه ضاله كافر و نجس است.»

به گزارش «پایگاه مركز اسناد انقلاب اسلامی»؛ فرقه ضاله بهائیت از بدو ایجاد همواره به بیگانگان اعم از روس، انگلیس و آمریكا خدمت كرده است. مرجعیت آگاه شیعه كه مراقب هوشیار هویت و كیان اسلامی ایران هستند، در مبارزه‌ای پیگیر با این فرقه سیاسی و ستون پنجم صهیونیسم همواره پیشگام بوده است.
در عصر زعامت آیت‌الله بروجردی به دستور ایشان حجت‌الاسلام محمد تقی فلسفی با افشای ماهیت این فرقه سیاسی مهم‌ترین جبهه را علیه مزدوران صهیونیسم گشود تا جایی كه رژیم پهلوی برای حفاظت از «حظیره القدس» آنجا را به محاصره نظامی درآورد و در یك اقدام نمایشی چند حفره در گنبد آن ایجاد كرد. علاوه بر مبارزات آیت‌الله بروجردی، امام خمینی(رحمه الله علیه) هم در سال 1343 در پاسخ به استفتاء آیت‌الله گرامی درباره فرقه ضاله بهائیت صراحتاً این فرقه را «كافر و نجس» ‌خواندند .

علاوه بر این، حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) در جایی دیگر در واكنش به حمایت آمریكا از فرقه بهائیت می فرمایند: «آقای ریگان  می‌گوید كه این‌ بهایی‌ها، بیچاره‌ها مردم آرامی، ساكتی مشغول عبادت خودشان هستند، جهات مذهبی خودشان را بجا می‌آورند و ایران برای خاطر همین كه اینها اعتقادشان مخالف با اعتقاد آنهاست گرفتند. اگر اینها جاسوس نیستند شما صدایتان در نمی‌آمد. شما برای خاطر اینكه، اینها یك دسته‌ای هستند كه به نفع شما هستند، والّا ما شما را می‌شناسیم، امریكا را هم می‌شناسیم كه انساندوستی‌اش گل نكرده است كه حالا برای خاطر ۲۲ نفر بهایی كه در ایران به قول ایشان گرفتار شدند، برای انساندوستی یك وقت همچو صدا كرده و فریاد كرده و به همه عالم متشبّث شده است كه به فریاد اینها برسید. مردم شما را می‌شناسند، اگر دلیلی ما نداشتیم به اینكه اینها جاسوس امریكا هستند جز طرفداری ریگان از آنها كافی بود.  شكی نداریم كه بهائیان جاسوس و  و توطئه گر  هستند.»صحیفه امام خمینی(رحمه الله علیه) - جلد ۱۷ - صفحه ۴۵۹

 

احکام کافر: اجوبه الاستفتائات ( مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای)؛

س 328: لطفاً به سؤالات زیر پاسخ فرمایید:

1. معاشرت و همنشینی و دست دادن دانش‏آموزان مسلمان با دانش آموزان پیرو فرقه گمراه بهائیت، اعم از این که دختر باشند یا پسر، مکلّف باشند یا غیر مکلّف، در داخل مدرسه یا خارج از آن، در دوران ابتدایی، متوسطه و پیش دانشگاهی، چه حکمی دارد؟

2. رفتار استادان و مربیان با دانش‏آموزانی که بهایی بودن خود را آشکار می‏کنند و یا یقین داریم که بهایی هستند، چگونه باید باشد؟

3. استفاده از وسایلی که همه دانش‏آموزان از آنها استفاده می‏کنند مانند شیر آب آشامیدنی، شیر توالت و آفتابه آن، صابون و مانند آن، با این که علم به مرطوب بودن دست و بدن داریم، چه حکمی دارد؟

جواب: همه پيروان فرقه گمراه بهائيت محکوم به نجاست هستند و در صورت تماس آنها با چيزى، مراعات مسائل طهارت در رابطه با آنها، نسبت به امورى که مشروط به طهارت است، واجب است. ولى رفتار مديران و معلمان و مربيان با دانش‏آموزان بهايى بايد بر اساس مقررات قانونى و اخلاق اسلامى باشد.

س 329: خواهشمندیم تکلیف مؤمنین را در برخورد با فرقه گمراه بهائیت و آثار حضور پیروان آن در میان جامعه اسلامی، بیان فرمایید.
جواب: همه مؤمنين بايد با حيله‏ها و مفاسد فرقه گمراه بهائيت مقابله نموده و از انحراف و پيوستن ديگران به آن جلوگيرى کنند.

س 330: گاهی بعضی از پیروان فرقه گمراه بهائیت برای ما غذا یا چیز دیگری می‏آورند، آیا استفاده از آنها برای ما جایز است؟
جواب: از هرگونه معاشرت با اين فرقه ضالّه مضلّه، اجتناب نماييد.

س 331: بهائیان بسیاری در اینجا کنار ما زندگی می‏کنند که رفت و آمد زیادی در خانه‏های ما دارند. عده‏ای می‏گویند که بهایی‏ها نجس هستند و عده‏ای هم آنها را پاک می‏دانند. این گروه از بهایی‏ها اخلاق خوبی از خود آشکار می‏کنند، آیا آنها نجس هستند یا پاک؟
جواب:  آنها نجس و دشمن دين و ايمانِ شما هستند، پس فرزندان عزيزم جدا از آنها بپرهيزيد.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_nufuz_bahaiyan1.jpgعقايد بهاييت؛

به چند مورد از عقايد آنها اشاره مي شود:
1- اين فرقه مي گويد, سيد علي محمد باب امام زمان است كه ظهور كرده و با ظهور او اسلام پايان گرفته و اينك دين جديد ظهور كرده و مردم بايد همگي بهايي شوند, (شخصيت و انديشه هاي كاشف الغطاء كتاب (الايات البينات ) به كوشش دكتر احمد بهشتي , ص 109, كانون نشر انديشه اسلامي )
2- پنهان كردن دينشان را ضروري مي دانند به اصطلاح قائل به تقيه هستند.
3- روزه نوزده روز است قبل از عيد شروع و به عيد نوروز ختم مي شود.
4- نماز جماعت باطل است مگر در نماز ميت .
5- قبله آنها مرقد بهاءالله است در عكا.
6- حج براي مردان واجب است و بر زنان واجب نيست , آن هم (حج ) در خانه اي است كه بهاء در آن اقامت داشته , يا در خانه اي كه سيد علي محمد باب در شيراز در آن سكني داشته است به جا آورده مي شود.
7- اعياد پنجگانه دارند: - عيد ولادت باب , اول محرم . - عيد ولايت بهاء دوم محرم . - عيد اعلان دعوت باب , پنجم جمادي . - عيد نوروز, (المدخل الي دراسه الاديان والمذاهب , العميد عبدالرزاق محمد اسود, ج 3, صص 311 - 308, انتشارات الدار العربيه للموسوعات ).
8- نماز پنج تكبير دارد ودر دو وقت خوانده مي شود يكي هنگام تولد و يكي هم هنگام مرگ . و مطهرات پنج تا است : آب , هوا, آتش , خاك , بيان . همه چيز نجس است مگر آنچه آيه (الله اطهر) بر آن خوانده شود و عبادتگاه ها طبق وصيت بهاء بايد از نه كناره و يك گنبد تشكيل بشود و اين عبادتگاه ها در فرانكفورت در آلمان و سيدني در استراليا و كامپالا در اوگاندا, ليميت در شيكاگو و پاناما سيتي در پاناما و دهلي نو در هندوستان است , (شخصيت و انديشه هاي كاشف الغطاء، ص 111 و 139, دكتر احمد بهشتي ).

 

فرقه هاي بابيه و بهائيه :

بعد از اعدام سيد علي محمد باب بابيت به سه فرقه تقسيم شد و بعد از مرگ بهاءالله نزاعي كه بين دو برادر عباس افندي و محمد علي به وجود آمد دو فرقه ديگر اضافه شد, مجموعا" پنج فرقه شدند.
1- ازليه (به رهبري ميرزا يحيي نوري , صبح ازل )
2 بهائيه (به رهبري ميرزا حسين علي , بهاءالله )
3- بابيه خالص (فقط رهبري سيد علي محمد را قبول دارند)
4- بابيه بهائيه عباسيه (رهبري عبدالبهاء عباس افندي )
5- ناقضون (اتباع ميرزا محمد علي برادر عبدالبهاء), (المدخل الي دراسه الاديان والمذاهب , ج 3, ص 312, العميد عبدالرزاق محمد اسود).

 

ارباب همجنس باز بهائیان؛

شوقی افندی ملقب به شوقی ربانی متولد ماه مبارک رمضان 1314 ه.ق، نوه ی دختری عباس افندی نام مادرش ضیائیه  (دختر بزرگ عبد البهاء) بود. وی ارباب سوم فرقه ضاله بهائیت بوده و در میان تشکیلات جایگاه وی بعنوان « ولی امر الهی » مطرح بوده است، بهائیان هرگونه مخالفت با وی را مخالفت با بهاء و مخالفت با خدا می دانند.
 وی نقش مؤثری در تشکیلاتی نمودن جامعه بهائیت که به نام « نظم اداری » نامیده شد داشت. بعد از گذشت چهل روز از فوت عباس افندی، شوقی به کمک و همراهی عده ای از جمله برخی از زنان عباس افندی در رأس تشکیلات قرار گرفت. وی با خانمی انگلیسی که می گفتند مأمور خدمت آقازاده است؛ وارد حیفا شد و بر کرسی خلافت بی چون و چرا نشست، و ریاست بیت العدل را به وی سپرده شد. شواهد حاکی از آن است این جانشینی هم مانند جانشینی خود عبدالبهاء چندان روال عادی نداشت و اختلافات زیادی در همین رابطه بوجود آمد.
 شوقی، فردی بی فروغ وجوانی شهوت ران و بسیار خوش گذران بود. در زمانی که در رأس هرم این فرقه ضاله قرار داشت پول بهائیان به انحراف کشیده شده ی ایرانی را صرف لهو و لعب و خوشگذرانی می نمود و اقدام به کارهایی می کرد که نه تنها شرع بلکه عرف نیز آن اعمال را منع و نهی کرده بود. شوقی افندی شخصی عقیم و مقطوع النسل بود و هرگز دارای فرزند نشد. صبحی مهتدی از دوستان و نزدیکان وی در موردش چنین می گوید: « وی در ایام جوانی از نظر جنسی، فاسد و همجنس باز بود و خوی مردی را زیاد در خود نداشت و پیوسته دوست داشت با مردان و جوانان نیرومند دوستی و آمیزش کند.»
 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_nufuz_bahaiyan5.jpgبهائیت و رژیم صهیونیستی؛

یکی از عوامل نفوذ و رخنه دشمنان در میان جوامع اسلامی ساختن و جعل فرقه های ضاله و دروغین است.از جمله این فرقه های ضاله که همواره حمایت صهیونیست ها را پشت سر خود می دیده است جریان بهائیت است.رشد و بالندگی این فرقه در محافل بین المللی پس از استقرار رژیم غاصب صهیونیستی،مشروعیت بخشیدن به یکدیگر همانند تایید رسمی شوقی افندی در سال 1954 و تعریفات متعدد او از اسرائیل در نامه نگاری با بهائیان و اجازه فعالیت آزادانه بیت العدل به عنوان بالاترین نهاد مرجع دینی در بهائیت در اسرائیل از جمله شواهد بارزی است که با اسناد تاریخی به خوبی قابل اثبات می باشد.
از آنجا که عمده ویژگی های رفتاری بهائیت با ویژگی های رفتاری اسرائیلی ها همخوانی داشت، با تشکیل رژیم صهیونیستی و تشکیلات مرکزی بهائیت در شهر حیفا، این فرقه کاملاً در خدمت این رژیم قرار گرفت و فعالیت های آنها براساس خواسته های اسرائیلی ها تنظیم شد.

در این میان بهائی ها از حمایت آمریکا و انگلستان نیز برخودرار بودند. از سوی دیگر، فعالیت بهائیان به خصوص در ارتباط با اسلام زدایی سازگاری زیادی با روحیة محمدرضا پهلوی داشت. مجموعه این مسائل سبب شد که بهائیت برای حفظ موجودیّت و تحقّق اهداف خود در عصر محمدرضا شاه که برای آنها به منزلة دوران طلایی بود، در زمینة گسترش روابط ایران و اسرائیل که کاملاً در راستای منافع آنها بود، به فعالیت قابل توجهی بپردازند.

تشکیلات مرکزی بهائیت در شهر حیفا و در کنار قبر «عباس افندی» قرار دارد. در دوران محمد رضا باتوجه به نفوذ بیشتر آمریکا و اسرائیل، تلاش فراوانی برای رسمیت بخشیدن به فرقة بهائیت می شد زیرا آنها نقش مؤثری در تثبیت رژیم سلطنتی و حکومت شاه داشتند، به گونه ای که بسیاری از نزدیکان شاه و خاندان پهلوی و عدة زیادی از کارگزاران و متولّیان پست های حساس و کلیدی کشور بهایی بودند.

بهائیت در تمام دوران سلطنت پهلوی و در مقاطع حساس، به رغم ادعای غیرسیاسی بودن، هماهنگ با سیاست های موردنظر رژیم و در جهت تثبیت موقعیت آن تلاش کرد. تأیید انقلاب سفید شاه، همکاری با ساواک، جلب حمایت دولت های بزرگ از شاه و سلطنت او به وسیلة اسرائیل، و عضویت در حزب رستاخیز، قسمتی از مواضع سیاسی فرقة مزبور بود.

رژیم صهیونیستی با حمایت همه جانبه از فرقه ضاله بهائیت و نفوذ دادن آنها در پست های کلیدی هیئت حاکمة رژیم شاه به ویژه در دربار، دولت و ارتش در جهت اغراض و اهداف خود و ضربه زدن به فرهنگ اسلام و مسلمین به ویژه به مردم ایران و فلسطین به عنوان یک ابزار، نهایت بهره برداری را در جنبه های مختلف به عمل می آورد. در واقع، می توان گفت یکی از عوامل مؤثر در بسط و گسترش روابط ایران و این رژیم، بهائیان بودند که نقش مهمی را در این زمینه ایفا کردند.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_nufuz_bahaiyan3.jpgبهائیت و مقابله با جمهوری اسلامی؛

پیوند وثیق بهائیت با قدرت های استکباری دنیا و همکاری سران بهائی با قدرت طلبان جهانی، در جهت تامین اهداف خود پیروان این فرقه را به تقابل با نظام جمهوری اسلامی سوق داده است؛ اجازه فعالیت آزادانه به بیت العدل بهایی در فلسطین اشغالی و مدیریت سران بهایی در شبکه های ضد جمهوری اسلامی در خارج از کشور گواهی عیان در اثبات این مطلب است.

 

بهاییت و فتنه88؛

پس از برملا شدن نقش بهاییان به همراه سایر گروههای وابسته ،در حوادث روز عاشورا( بهمن ماه 1388)، تشکیلات مرکزی بهاییت واقع در فلسطین اشغالی، در آخرین بیانیه خود خطاب به هواداران این فرقه و وابستگان آنها، ضمن دعوت از فتنه گران برای ارائه نقش فعال در اغتشاشات ،نقش سازماندهی کننده خود را به عنوان یک فرقه برانداز و معاند نظام جمهوری اسلامی ایران پذیرفت.
دفتر مرکزی بهاییت واقع در بندر حیفا - سرزمینهای اشغالی تحت سیطره اسراییل - در بیانیه اخیرش به روشنی کذب بودن تمامی ادعاهای پیشین این سازمان را مبنی بر دستور عدم دخالت بهاییان در مسائل سیاسی و پرهیز از خشونت ، آشکار کرده است و نقش این جریان را به عنوان یک حزب سیاسی که از اسراییل سازمان دهی می شود برملا کرده است.
در این بیانیه ضمن اعتراف به اینکه دستورات کاملا سیاسی و خشونت آمیز این جریان طی اغتشاشات اخیر ، باعث انشعاب و تزلزل در بدنه فریب خورده بهاییت شده ، آمده است: بهاییان باید همچنان در اقدامات وسیع آشوب طلبانه به منظور نیل به اهداف فرقه شرکت نمایند.

سران فرقه بهاییت ضمن تایید اینکه بهاییان در ایران مرتب برای شرکت در اغتشاشات با مقر اصلی خود واقع در رژیم صهیونیستی ،مشورت می کنند، بر نقش هدایتگری این جریان صحه گذاشته و عنوان کرده است: «دفاتر بهائیان که اکثر آنها درفلسطین اشغالی واقع شده ،وسیله ای برای جهت بخشیدن به نیروی ها و سازماندهی آنها می باشند و افراد معمولاً برای تصمیم گیری در مورد چگونگی اعمال خود، با این مؤسّسات مشورت می نمایند.»

معاون وزیر اطلاعات در تبیین وقایع عاشورای حسینی در مصاحبه 88/11/8 خود به فعالیت گروه بهائیت در این روز اشاره کرد و گفت:

« این گروه هدایتگر صحنه بودند و به دلیل اینکه خانه های اکثر این افراد در اطراف میدان فردوسی است تصمیم گرفته بودند در خانه های خود را برای پناه دادن اغتشاشگران باز بگذارند و شعارهای هنجارشکن سر دهند که تاکنون 13 الی 14 نفر از این افراد دستگیر شده اند.
معاون وزیر اطلاعات تصریح کرد: بهایی ها به دلیل وابستگی به اسرائیل از نظر امنیتی و سیاسی با هدایت مسؤولان امری خود در این حوادث شرکت کردند و یکی از گروههایی بودند که به دلیل عدم اعتقاد به روز عاشورا انگیزه های زیادی برای حضور خود در این روز داشتند.»

 


براي آگاهي بيشتر ر.ك :
1- شخصيت و انديشه هاي كاشف الغطاء (الايات البينات ) آيت الله العظمي جعفر كاشف الغطاء، دكتر احمد بهشتي , نشر انديشه هاي اسلامي
2- بهائيت چگونه پديد آمد, نورالدين چهاردهي , انتشارات فتحي
3- ارمغان استعمار, محمد محمدي اشتهاردي , انتشارات نسل جوان

 

منبع:

http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=23#328

http://www.irdc.ir/fa/content/8851/default.aspx

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  درسهای زندگی
 

توصیه مقام معظم رهبری به جوانان در مورد اولویت انتخاب بین کار اجرایی و کار فرهنگی:

«کار اساسی عبارت است از هدایت»

   

مطالب جديد

مخاطب اول
شنبه, 22 مهر 1396
article thumbnailچند اقدام لازم که مسئولان در آستانه خیمه‌شب بازی جدید دولت آمریکا باید انجام دهند؛ مخاطب اول؛ در...
آفت مدیران غیرانقلابی
جمعه, 14 مهر 1396
article thumbnailنگاه طعمه ای یا مسئولانه ی مدیران، از منظر مقام معظم رهبری؛ « گفتمان انقلاب اسلامی: شرایط کنونی کشور به لحاظ این‌که...
article thumbnailرابطه قضا و قدر الهی و تفویض امور به اسباب و علل؛ اثر استاد شهید مرتضی مطهری (رحمة الله علیه) از پیغمبر...

Developed in conjunction with Ext-Joom.com