• السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
    السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
  • نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
    نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
  •                                                                            واجب همیشگی
    واجب همیشگی
  • اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
    اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
  • (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)
    (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)

    پیامبر اکرم این هدف را دنبال میکرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه دلها برسد.

  • اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.
    اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.

    نقطه‌ى کانونى اقتصاد مقاومتى عبارت است از درون‌زایى در کنار برون‌گرایى. درون‌زایى به معناى انزواطلبى تعبیر نشود؛ درون‌زایى با نگاه به بیرون و با گرایش به بیرون جامعه امّا تکیه به توانایى درونى و به ظرفیّت درونى.

    (بیانات رهبری- 1393/01/06)

  • «حوزه‌ی علمیه انقلابی»
    «حوزه‌ی علمیه انقلابی»

     «اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه‌ی علمیه «انقلابی» بماند؛ زیرا اگر حوزه‌ی علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم - ۱۳۹۴/۱۲/۲۵

  • اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم عجل لولیک الفرج
  • اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها
    اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها

    «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (ال عمران‏26)

  • «احساس خطر میکنم!»
    «احساس خطر میکنم!»

    «حرکت جامعه باید به سمت آن تعالی و آن ارزشها، حرکت به سمت بالا باشد؛ حرکت مثبت باشد. این حرکتهای به سمت پائین، همان بیماریهائی است که برای نظام اسلامی ممکن است پیش بیاید؛ و این خطر برای نظام اسلامی است؛ مردم باید بیدار باشند.» مقام معظم رهبری ۱۳۸۸/۰۶/۲۰

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_rahbari_rahbar123.jpgدر تاریخ اول دی ماه ۱۳۷۱، رهبر انقلاب با گروه ورزش و سرگرمی صدای جمهوری اسلامی ایران دیدار کردند. موضوع اصلی این دیدار جایگاه تفریح و خنده در اسلام و جامعه‌ی اسلامی بود. موضوعی که شاید برای بسیاری پوشیده باشد. رهبر انقلاب در این دیدار، توصیه‌های مهمی را در جهت تولید برنامه‌های مفرح و شاد، به مدیران و دست‌اندرکاران گروه ورزش و سرگرمی بیان کردند. از جمله نکات مهم این دیدار، اشاره و تقدیر رهبر انقلاب از نخستین برنامه‌ی طنز تولیدی پس از انقلاب، برنامه‌ی نام آشنای «صبح جمعه» بود.

به همین دلیل پایگاه اطلاع‌رسانیKHAMENEI.IR با هدف بازخوانی ماهیت طنز و وظیفه‌ی طنز‌پرداز و دلیل حمایت رهبر معظم انقلاب از برنامه‌های طنز، با جناب آقای حمیدرضا خزایی، مدیر تولید وقت رادیو و از حاضران در آن دیدار  و همچنین جناب آقای ابولفضل زرویی نصرآباد، شاعر، نویسنده و طنزپرداز مطرح کشور، گفت‌وگوهای جداگانه ای انجام داده است.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_khazai.jpgگفت‌وگو با آقای حمیدرضا خزایی( مدیر اسبق تولید رادیو)؛

رهبر انقلاب در سال هفتاد دیدارهایی با دست‌اندرکاران رادیو داشتند. دلیل این دیدارها چه بود؟

حدود دو الی سه سال قبل از این دیدار، زمانی که حضرت آقا رئیس‌جمهور بودند، یک روز صبح به‌صورت هماهنگ‌ نشده تشریف آوردند ساختمان رادیو. بنده آن زمان به‌عنوان مدیر تولید در رادیو فعالیت می‌کردم و جناب آقای محمدعلی ایزدی مدیر وقت رادیو بودند. تقریباً ساعت هشت صبح بود که حضرت آقا تشریف آوردند و ضمن بازدید از ساختمان رادیو و استودیوهای تولید، با کارمندان نیز صحبت کردند.

حضرت آقا توصیه‌هایی داشتند؛ مثلاً درباره‌ی نمایش‌ها و برنامه‌های رادیو. فرصت کم بود و نمی‌توانستند همه‌ی نکات و نظرهایشان را بیان کنند. از سوی دیگر حضرت آقا می‌خواستند صحبت بچه‌ها و عوامل را هم بشنوند. در پایان آن بازدید که تقریباً حوالی اذان ظهر بود، حضرت آقا فرمودند من با همه‌ی شما صحبت دارم و می‌خواهم حرف‌های شما را هم بشنوم. پس از آن بازدید بود که ما و بچه‌های رادیو متوجه اهمیت کارمان شدیم و متوجه شدیم که حضرت آقا تا چه‌اندازه به برنامه‌های رادیو اشراف دارند و از آن‌ها مطلع هستند.

همان‌طور که عرض کردم، حضرت آقا فرمودند در دیدارهایی جداگانه به‌صورت مفصل هم نظرات خود را می‌گویند و هم صحبت‌های بچه‌ها را می‌شنوند.

اما این وعده‌ی دیدار مصادف شد با رحلت حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) و پس از آن، رهبری حضرت آقا. یعنی دو سال و نیم وقفه اتفاق افتاد.


دیدار با چه بخش‌هایی صورت می‌گرفت؟
حضرت آقا گروه‌های مختلف رادیو را دعوت می‌کردند. فکر می‌کنم در زمان تصدی آقای زورق در رادیو بود. در آن زمان ما هفت یا هشت گروه برنامه‌ساز داشتیم: اجتماعی، تاریخ و دفاع مقدس، ورزش و سرگرمی، کودک و نوجوان و غیره. فکر می‌کنم همه‌ی این گروه‌ها را حضرت آقا دعوت کردند و با آن‌ها صحبت کردند. این گروه‌ها در قالب بیست یا سی نفر به خدمت حضرت آقا می‌رسیدند و آقا مفصلاً با آن‌ها صحبت می‌کردند. بنده به‌خاطر دارم که قبل از هر دیدار، آقا مطالبشان را در یک کاغذ نوشته بودند و اتفاقاً مطالب خیلی هم مفصل بود. یعنی حضرت آقا واقعاً نکته داشتند درباره‌ی برنامه‌ها و این مسئله نشان می‌داد رادیو را دنبال می‌کنند.

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_tanz2.jpgدر میان دیدارها، دیدار با گروه ورزش و سرگرمی متمایز شد. دلیل این امر چه بود؟
حضرت آقا در همه‌ی دیدارهایی که با گروه‌ها داشتند، نکات خیلی مهمی فرمودند، نه اینکه فقط دیدار ورزش و سرگرمی مهم باشد. مثلاً  ایشاندر دیدار با گروه معارف، از اذان و نوع آن و تعبیری به نام اذان گلدسته‌ای استفاده کردند و گفتند سعی کنید چنین اذان‌هایی پخش شود. اذان‌هایی مثل مرحوم آقاتی و اذان آقای صبحدل. اتفاقاً شاید جالب باشد که ما تا آن زمان به‌خاطر مشکلاتی نمی‌توانستیم اذان مرحوم مؤذن‌زاده را پخش کنیم، اما همان جلسات باعث شد که این اذان بسیار زیبا اجازه‌ی پخش بگیرد.

حضرت ایشان همچنین توصیه‌ی بسیار مهمی برای تولید داشتند و آن این بود که باید به ظاهر و فرم برنامه‌ها توجه کرد. حتی حضرت آقا درصد دادند، و گفتند ما باید برای یک برنامه چهل درصد به محتوا توجه کنیم و شصت درصد به اجرا. این شاید برخلاف آن چیزی باشد که برخی فکر می‌کنند و همه‌ی توجه و تلاش خود را صرف محتوا می‌کنند. ایشان فرمودند اهمیت اجرا و ظاهر از محتوا هم بیشتر است.

اما دلیل اینکه دیدار با گروه ورزش و سرگرمی با دیگر دیدارها متمایز شد این بود که گروه ورزش و سرگرمی در یک دوران تحول و گذار بود. قبل از انقلاب افرادی که در این گروه کار می‌کردند بسیار کارکشته بودند، اما بعد از انقلاب نسلی از جوانان وارد این گروه شدند.

پس از انقلاب آقای شیشه‌گران، که آن زمان جوانی مستعد بودند، تصمیم داشتند برای تولید برنامه، گروهی از افرادی که قبل از انقلاب فعالیت می‌کردند، دوباره به عرصه‌ی فعالیت بازگردانند.

این موضوع شاید نیاز به اجازه داشت. جواب آقا این بود که از افرادی که توانمند هستند و هنر دارند و با انقلاب دشمنی ندارند، استفاده شود تا حرف انقلاب زده شود. همین اجازه باعث شد تعدادی از هنرمندان توانمند به سازمان بازگردند. یکی از این عزیزان مرحوم نوذری بودند که به رادیو برگشتند. واقعاً ایشان خیلی توانمند بودند.

وقتی دوستان و به‌خصوص آقای شیشه‌گران مقدمات حضور دوباره‌ی آقاز منوچهر نوذری را فراهم کردند، بنده یادم است که ایشان در جلسه اشک ریختند و گفتند این بچه‌های رادیو مثل بچه‌های خودم هستند و ما هرچه در توان داریم، برای مملکت و ملت خودمان ارائه می‌کنیم. واقعاً هم خیلی خوب کار کردند. حتی بعدها حضرت آقا نامه‌ای برای آقای نوذری نوشتند و از او برای اجرای برنامه‌هایشان تشکر کردند. در چنین فضا و جوی این دیدارها شروع شد و اهمیت آن از چنین مسائلی نشئت گرفت. در واقع با حمایت رهبر انقلاب، راه برای تولیدات طنز باز شد.

حضرت آقا می‌گفتند چرا در فیلم‌ها ناامیدی و یأس و مشکلات را پخش می‌کنید، مردم را ناراحت می‌کنید و اعصابشان را مکدر می‌کنید. ایشان همیشه توصیه می‌کنند که یکدیگر را نقد کنید و از قالب طنز استفاده کنید، منتها نقد منصفانه باشد و توهین نکنید. یکی از مسائلی که آقا مطرح کردند این بود که لهجه‌ها را مسخره نکنید و به اقوام توهین نشود.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_tanz6.jpgرهبر انقلاب در این دیدار، تفریح و خنده را یک امر ضروری بیان کردند. دلیل این امر چه بود؟

این موضوع فقط از یک ذهن هوشمند می‌تواند بربیاید. بالأخره جامعه‌ی ما چون جامعه‌ای دینی است، به‌نوعی این موضوع القا می‌شود، که غم و عزا در جامعه بیشتر از خنده و شادی اهمیت دارد.

بررسی‌های روان‌شناختی انجام‌شده نشان می‌دهد، ما نیاز به تفریح و سرگرمی و نشاط داریم. ما هم به این نتیجه رسیده‌ایم که اگر جامعه‌ی ما بخندد و شاد باشد، عمر طولانی‌تری می‌کند و ده‌ها نکته‌ی مثبت دیگر برای جامعه اتفاق می‌افتد. 

چرا رهبر انقلاب به یک برنامه‌ی طنز در رادیو آن اندازه توجه داشتند؟
این خیلی نکته‌ی مهمی است و باید به آن توجه کرد. برنامه‌ی «صبح جمعه» نخستین برنامه‌ی طنز پس از انقلاب بود. کاری که روی خط‌قرمزهای آن زمان حرکت می‌کرد و انتقاد می‌کرد و اتفاقاً مردم را می‌خنداند. روی این برنامه خیلی فشار بود و دولت و نهادهای مختلف به‌محض انتقاد، واکنش نشان می‌دادند. یادم می‌آید یک قسمت از همین برنامه‌ی«صبح جمعه»، یک روز قبل از پخش حذف شد و ما مجبور شدیم در همان فرصت باقی‌مانده، با استفاده از آرشیو سال‌های قبل، یک برنامه‌ی جدید بسازیم و همان را پخش کنیم و اتفاقاً کسی هم متوجه آن نشد.

آقا نسبت‌به برنامه‌ی «صبح جمعه» خیلی اهمیت نشان‌ دادند و در آن دیدار صحبت‌هایی انجام دادند که مشخص بود به‌دقت این برنامه را بررسی کرده‌اند و حتی درباره‌ی شخصیت‌های داستانی این برنامه هم صحبت کردند. مثلاً شخصیتی بود در این برنامه به نام آقای مُلَوَن و آقا به این شخصیت هم گریز زدند. همچنین از دست‌اندرکاران این برنامه و شخص آقای نوذری تشکر کردند.

باید این را گفت که اگر حمایت آقا از این برنامه نبود، احتمال تعطیلی و ادامه نیافتن آن به‌دلیل فشار‌های بیرونی، بسیار بالا بود. حتی ممکن بود با تعطیلی این برنامه، سیر تولیدات طنز تغییر کند و راه برای بقیه‌ی تولیدات ناهموار شود. اما آقا از این برنامه حمایت و از آن تعریف کردند. پس از این بود که یک برنامه‌ی طنز دیگر با نام «عصرانه» به تولیدات رادیو اضافه شد که آقای کاردان در آن درخشیدند و رفته‌رفته برنامه‌های طنز دیگر در صداوسیما شکل گرفتند و تولید شدند. طنزی که علاوه بر بیان مسائل، در دل مردم نور امید را بدرخشاند.  

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_zorui1.jpgگفتگو با جناب آقای ابولفضل زرویی نصرآباد، شاعر، نویسنده و طنزپرداز مطرح کشور؛

شما به‌عنوان یک طنزپرداز، طنز را چگونه تعریف می‌کنید؟

در ابتدا خوب است بدانید که ما تا هفتاد هشتاد سال پیش مفهومی به اسم طنز، با این معنایی که امروز داریم استفاده می‌کنیم، نداشتیم. معنای تحت‌اللفظی طنز مسخره کردن، به سخره گرفتن، کوچک شمردن و برشمردن عیب‌ها و ایرادات افراد است. مثلاً در دیوان حافظ هم هرجا طنز آمده به‌معنی به سخره گرفتن و شوخی کردن است یا استهزا کردن.

طنز هیچ‌ وقت به این مفهومی که ما امروز به کار می‌بریم نیست. تعریفی که بنده در پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشدم ارائه کردم، با توجه به بررسی منابع مختلف ایرانی و اروپایی و آنچه در طول سال‌ها در مکتب گل‌آقا، مرحوم کیومرث صابری آموخته بودم، این بود که، طنز بیان واقعیت‌های تلخ است به زبان شیرین کنایی، نشاط‌آور و درعین‌حال منصفانه.

درباره‌ی تک‌تک این اجزا هم استدلال‌هایی داشتم. نگفتم خنده‌آور و گفتم نشاط‌آور؛ چون اصالتاً طنز این وظیفه را ندارد که مردم را فقط بخنداند. مهم‌تر از خنده، ایجاد نشاط درونی است؛ یعنی کاری کند که مخاطب طنز سَبُک شود و احساس کند که مشکلاتی که تابه‌حال در سینه‌اش سنگینی می‌کرده، حالا با بیان این طنز شخصی دیگر آرام شده است.

گاهی اوقات مثلاً نکته‌ای که دیگران ساعت‌ها انتظار می‌کشند تا بگویند، طنزپرداز در یک لحظه به‌زیبایی بیان می‌کند.

از سوی دیگر، نکته‌ای که دیگران می‌ترسند بیان کنند، یا بیم دارند از اینکه به کسی بربخورد و موجبات ناراحتی آن‌ها را پدید بیاورد، طنزپرداز با زبانی لطیف و شیوا بیان می‌کند و مانع از ناراحتی و دلخوری می‌شود.

نکته‌ی پایانی هم این است که اگر انصاف را از طنز بگیرید و طنز به آن بیان انتقاد تلخ تا هرجا که دلش خواست انتقاد کند، وارد حیطه‌ی هجو می‌شود. هجو نقد بی‌رحمانه‌ای است که حدوحصری ندارد. وقتی قرار است نقدی انجام شود، اگر این نقد از عملکرد شخص فراتر برود و به ظاهر، چهره، نوع پوشش و مواردی که خارج از اختیار آن شخص بوده است بپردازد، از حدود انصاف خارج می‌شود و همان چیزی خواهد بود که سنایی می‌فرماید: «ابلهی دید اشتری به چرا/ گفت نقشت همه کژست چرا/ گفت اشتر که اندرین پیکار/ عیب نقاش می‌کنی هش‌دار»

طنز باید بر این مبانی باشد و این مبانی در جهان پذیرفته شده است؛ یعنی در اروپا و آمریکا هم ادبیات حدومرزی دارد.

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_tanz3.jpgرهبر معظم انقلاب تفریح را یک کار اسلامی می‌دانند و اعتقاد دارند، چهره‌ی اسلام نباید چهره‌ی خشمگین و اخمویی ترسیم شود؛ اما متأسفانه شاهد هستیم در مواردی عکس این اتفاق می‌افتد.
متأسفانه این تصور وجود دارد که کسی که زیاد می‌خندد و اهل شوخی است، شأن خود را پایین می‌آورد.

یکی از مواردی که وجود دارد و از منابع روایی ما حاصل شده است که به‌صورت خاص به این مورد اشاره کرده است، شخص فخرالدین علی صفی، فرزند ملاحسین واعظ کاشفی است، که هم پدر و هم پسر هر دو اهل وعظ و خطابه و از رجال دینی بودند.

ملاحسین واعظ کاشفی هم‌عصر جامی است؛ یعنی قرن نهم و دهم. او شخصی است که کتاب «روضه‌الشهدا» را نوشت.

فخرالدین علی صفی در فصل اول کتابی به اسم «لطایف‌الطبایع»، که یکی از منابع دست‌اول طنز ماست، به طنازی‌هایی که به حضرت رسول اکرم(صل الله علیه و آله) منتسب است، پرداخته و در فصل دوم به طنازی‌هایی که به حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) منتسب است اشاره کرده است. در فصول بعدی، تک‌تک ائمه‌ی معصومین (علیهم السلام) را از این حیث بررسی کرده است.

او دسته‌بندی دیگری هم انجام داده و لطیفه‌های مربوط افراد و مشاغل مختلف را به تفکیک بیان کرده است. همین کتاب اشاره‌ی خیلی دقیق و ظریفی دارد به این مسئله و بیان می‌کند، برخی در زمان حیات حضرت رسول اکرم(صل الله علیه و آله)  اشکال می‌کردند که یا رسول‌الله؛ شما زیاد شوخی می‌کنید و این مناسب منصب نبوت نیست. این عین تعبیری است که می‌گویند خندیدن و شوخی کردن سَبُک‌سری است و از نظر اخلاقی انسان را سَبُک جلوه می‌دهد. حضرت رسول اکرم(صل الله علیه و آله) می‌گویند: «انی لا اقول الا حقا» یعنی من اگر هم شوخی می‌کنم، چیزی جز حق نمی‌گویم، حرف بدی نمی‌زنم و باعث رنجش کسی نمی‌شوم. حقی را پایمال نمی‌کنم و چون حرف حق می‌زنم، ولو در لباس شوخی، مخالف منصب نبوت نیست.

من فکر می‌کنم یکی از مسائل مبتلابه ما این است که به‌خاطر حکومت‌های استبدادی در تاریخ ایران، همیشه ما را از شادی منع کرده‌اند. حکومت‌ها چون نمی‌خواستند مردم زیاد بگو و بخند و جنبش و نشاط داشته باشند، احادیث و روایت قرآنی را هم در جهت منکوب کردن شادی تفسیر به‌ رأی می‌کردند.

متأسفانه درحال‌حاضر هنوز رسوب این طرز فکر در برخی از افراد وجود دارد. مثلاً بنده در همین حوزه‌ی هنری، زمانی جشنواره برگزار کردم. پس از پایان، فردی آمد در گوش من گفت: برای شما بهتر است گریه کنید تا بخندید. گفتم: ببخشید این حرف چیست؟ گفت: این تنبیه قرآنی است. من گفتم: بنده نمی‌دانم اگر چنین چیزی است، من بروم در شاخه‌ای دیگری فعالیت کنم، چون برای من مهم است مسائل دینی. پس از این پرس‌وجو کردم از روحانیون و فهمیدم در سوره‌ی توبه (اگر اشتباه نکنم)، خداوند به گناهکارانی که زندگی‌شان را صرف عیش‌ و نوش و عشرت می‌کنند، می‌گویند: برای چه می‌خندید؟ برای شما بهتر است گریه کنید تا بخندید. این حرف خطاب به گناهکاران است. خطاب به اهل دین نیست، و اِلا اهل بهشت همه باهم می‌خندند و به یکدیگر سلام می‌کنند.

اصلاً از ویژگی‌های اهل بهشت خندان بودن و لبخند زدن است. بنده نمی‌گویم که همیشه و فقط باید خندید. گریه هم تسکین‌دهنده‌ی روح است، اما هرکدام جای خود را دارد.

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_tanz1.jpgیکی از توصیه‌های رهبر انقلاب این است که زندگی شادمانه است و باید شادمانه هم بگذرد. چگونه می‌توان این شادمانی را در زندگی اجتماعی جاری کرد؟ 

متأسفانه در کشور ما مثل خیلی از کشورها، فرهنگ نشاط جمعی وجود ندارد. ما مردمی هستیم که فرهنگ عزای جمعی را خیلی خوب می‌شناسیم، اما شادی را نه. سال‌ها پیش با دوست عزیزمان جناب آقای علی کدخدازاده، یکی از روزنامه‌نگاران بنام و صاحب‌قلم، صحبت می‌کردیم. موضوع این بود که ما مردمی هستیم که ده روز محرم را در تمام خیابان‌های تهران عزاداری می‌کنیم، مثلا در نظر بگیرید جمعیتی را که از میدان آزادی تا میدان امام حسین(علیه السلام) عزاداری می‌کنند و هیچ حادثه‌ی ناگواری هم برای کسی اتفاق نمی‌افتد، اما حالا عکس این را در نظر بگیرید. فرضاً بازی دو تیم پرطرفدار فوتبال است و بزرگ‌ترین ورزشگاه ما که ورزشگاه آزادی است، اگر کامل پر شود، می‌شود صد هزار نفر جمعیت که تازه اندازه‌ی میدان آزادی تا سر خیابان بهبودی هم جمعیت نیست. آخر بازی دو اتوبوس آتش می‌زنند، آن‌قدر دعوا می‌شود بین هواداران که هفت هشت نفر تا دم مرگ می‌روند. بیست نفر زیر دست‌وپا می‌مانند. در آخر هم اگر سؤال کنی این کسی که به این وضع فجیع افتاده است، طرفدار تیم شکست‌خورده بوده است؟ می‌گویند نه، اتفاقاً تیمش برده است. بعد می‌پرسی چرا این شکلی شده‌ است؟ می‌گویند مثلاً ترقه آورده بترکاند، در مینی‌بوس منفجر شده، خودش و شش نفر دیگر زخمی شده‌اند. برای حل این موضوع نیاز به یک همت همه‌جانبه است؛ یعنی دولتمردان ما باید سرمایه‌گذاری و سیاست‌گذاری کنند. فکر می‌کنم یک عزم جمعی و یک سرمایه‌گذاری ملی باید باشد که مردم نیازمند هیچ‌چیز خاصی نباشند برای شاد بودن.

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_mouzu_tanz9.jpgمسئولیت اجتماعی یک طنزپرداز چیست؟
طنز بیان دلخواه‌ها نیست. یک وقت من سر سفره نشستم، غذاهای خوشمزه‌ای همسرم برایم فراهم کرده، تنم سالم است، بچه‌ام می‌خندد و تلویزیون هم برنامه‌ی خوبی دارد. در این آرامش چه‌جایی برای طنز هست؟ از چه می‌خواهید انتقاد کنید؟ اما یک وقت هست که شما وارد خانه می‌شوید، می‌بینید غذای مناسبی ندارید، بچه‌ها خانه را کن‌فیکون کرده‌اند، هوا بیش‌ازحد گرم است و خودتان هم کلی انتقاد نسبت‌ به همه‌ی این شرایط دارید. طنز اینجا شکل می‌گیرد.

زمانی که همه تحت شرایط مساوی در فشار اقتصادی و غیره هستند، در این موقعیت هنر طنزپرداز است که با ایجاد لبخند، شرایط را مدیریت کند.

زمانی که شرایط کشور و جامعه مطلوب نیست، به‌شکل‌های مختلف می‌توان برخورد کرد. رفتارهای تروریستی، مبارزه‌ی مسلحانه، اغتشاش، بدگویی و انتشار شب‌نامه‌ها از این موارد هستند.
در این میان، طنزپرداز به‌عنوان کسی که خود طعم مشکلات را می‌چشد و در متن جامعه قرار دارد و با مردم زندگی می‌کند، اما برای اینکه به این تنش‌ها دامن نزند و باعث ناامیدی مردم نشود، شروع می‌کند به طنزآوری کردن و مشکلات را برای مردم قابل تحمل‌تر می‌کند.

اتفاقاً طنزپردازی که باعث تشدید فشار بر مردم شود، طنزپرداز موفقی نیست. همین‌طور طنزپردازی که می‌آید و عذرخواهی می‌کند، طنزپرداز نیست، چون من طنز می‌نویسم که عذرخواهی نکنم؛ یعنی یک طنزپرداز در ابتدا توان خود را می‌بیند و خط‌قرمزها را می‌سنجد و آن حرفی را که در توان خود می‌بیند، می‌زند.

طنزپرداز در کشور باید به‌نحوی نقد کند که کسی احساس توهین نکند و همه هم معتقد باشند این آدم نیامده تیشه به ریشه‌ی نظام یا ساز و کار کلی کشور بزند. این آمده این مشکلات را برطرف کند و خودش هم دارد از این مصیبت‌ها رنج می‌برد، اما با زبان طنز طرح مشکل می‌کند.

 

شما در سال‌های مختلف و متمادی در شب‌های شعر ماه مبارک رمضان حضور و همچنین با رهبر انقلاب نیز ارتباط داشته‌اید. منش و رفتار رهبر انقلاب در مقابل ادبیات را چگونه می‌بینید؟
اینکه می‌خواهم بگویم تنها یک خاطره نیست؛ بلکه برای بنده یک الگوست. ما شاعران و نویسنده‌ها به یکدیگر کتاب هدیه می‌دهیم. من گاهی اوقات دوستی را می‌بینم می‌گوید فلان کتاب من را خوانده‌ای؟ می‌گویم بله، کلی هم لذت بردم. بعد به ذهنم فشار می‌آورم بیتی، مصرعی یادم بیاید یا یک سرفصلی از قصه‌اش بگویم که آن دوست باورش شود من کتابش را خواندم. واقعیت این است که خیلی وقت‌ها واقعاً نخوانده‌ام.

چند وقت پیش با گروهی از دوستان خدمت آقا بودیم. تعدادی از دوستان نویسنده بودند و داشتند در مورد کتاب‌هایشان صحبت می‌کردند. یکی از دوستان داستان‌نویس بالغ بر چهل، پنجاه کتاب از آثارش را آورده بود. با اینکه بنده دوست ایشان هستم، شاید تا به حال ده دوازده کتاب از ایشان را بیشتر نخوانده بودم. آن‌هم با این وقت آزادی که من دارم و هیچ مقام سیاسی یا اداری دیگری ندارم.

آن دوست بنده، یک یک کتاب‌ها را برمی‌داشت تا معرفی کند به آقا، اما همین‌ که موضوع کتاب را می‌گفت، آقا می‌گفتند بله این کتاب را خوانده‌ام و توضیحاتی درباره‌ی محتوای کتاب می‌دادند. هر کتابی را که اسم می‌برد، آقا دلیل می‌آوردند که خوانده‌اند. حتی کتابی بود که در سال ۶۳، تنها ۱۲۰۰ نسخه از آن منتشر شده بود و خود نویسنده هم دیگر آن کتاب را نداشت، اما آقا آن را هم خوانده بودند و درباره‌ی آن تحلیل داشتند. این‌طور نبود که مثلاً به‌تعریف بگویند، اتفاقاً شما همه‌ی کارهایت خوب است، بلکه تحلیل و توضیح داشتند.

یا خیلی از وقت‌ها که در شب شعر نشسته‌ایم، دوستمان روی سن رفته‌ و شعر خوانده است و بنده سرم را تکان داده‌ام، اما فکرم جای دیگری بوده است. وقتی هم شعرش را خوانده و پایین آمده است، گفته‌ام خیلی حظ بردم، خیلی خوب بود. ولی وقتی به انصافم رجوع می‌کنم، می‌بینیم حواسم زیاد نبوده است. تازه بنده که زیاد دغدغه‌ی جهانی ندارم و فکرم درگیر این است در راه بازگشت به خانه یادم نرود نان بخرم.

رهبر این کشور با این همه دغدغه‌ی کشوری و امنیتی و جهانی، با آرامش در جلسه‌ی شعر می‌نشینند و درباره‌ی اشعار نیز دیدگاه‌های کارشناسانه ارائه می‌دهند. بنده شاید اگر این مسائلی که ایشان از آن مطلع هستند را بدانم، تا دو ماه اصلاً نتوانم غذا بخورم. اما این برای من اعجاب‌انگیز است که می‌بینیم تک‌تک بیت‌ها را ایشان با تمام وجود می‌شنوند.

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_rahbari_rahbar127.pngدر جلسه‌ی شعر اتفاق می‌افتد لحظه‌هایی متوجه ظرایف و دقایق ابیاتی که در جلسه خوانده می‌شود، نیستیم یا چند بیت را هم متوجه نمی‌شویم، اما با خودمان می‌گوییم عیبی هم ندارد، مثلاً شعر ابوالفضل زرویی که شعر حافظ نیست، شعر حافظ را هم گاهی اوقات آدم می‌خواند دو خط وسطش را نمی‌فهمد. اما دیده‌ام در این جلسات شعر نیمه‌ی ماه مبارک رمضان، گاهی اوقات مثلاً یک جوان شهرستانی در حال خواندن شعری معمولی است، یک‌دفعه پچ‌پچ‌های می‌شود یا کسی می‌آید خبری به آقا می‌دهد و می‌رود، بعد آقا می‌گوید: ببخشید یک‌بار دیگر شما آن بیت را بخوانید. یعنی پس از یک روز روزه گرفتن و کار می‌بینید آقا کاملاً حواسشان به همه‌ی ابیات هست.
یک خاطره‌ی دیگر بسیار عجیب هم الآن یادم آمد. این را برای نمونه عرض می‌کنم که بدانید مداهنه نیست. سال ۸۵ شعری را خدمت رهبر انقلاب خواندم. شعر بلندی هم بود اتفاقاً. شعر کوتاهی نبود که با متوجه نشدن یک بیت، اتفاق خاصی رخ دهد. در ضمن اواخر جلسه هم بود و همه خسته بودند. در این شعر بیتی هست که در زمان سرودن آن متوجه این ایراد شدم، ولی چون شعر روزانه‌ای بود که در یک روزنامه‌ای چاپ می‌شد، با خودم گفتم کسی متوجه این ظرایف نمی‌شود. آن نکته این بود که «ی نکره» را نمی‌توان با «ی نسبت» یا «ی مصدری» هم‌قافیه کرد.

این نکته را خیلی از دوستان شاعر هم نمی‌دانند. شاید حدود نود درصد این قاعده را ندانند. حالا من تازه با افتخار می‌گویم که این نکته را می‌دانم، ولی در آن مورد خاص چون کار روزانه بود و فرصت زیاد نبود، مته به خشخاش نگذاشتم و از آن عبور کردم.

پس از انتشار هم به‌دلیل برهم نخوردن اجزای شعر، از اصلاح آن صرف‌نظر کردم. شعر درباره‌ی انتخاب یک مدیر جدید بود و در آن بیت چنین گفته بودم: «انتخاب شما ربوبی بود/ چقدر انتخاب خوبی بود». خوب اینجا ایراد قافیه دارد. «ربوبی» یعنی ربانی، پس آن مصرع دیگر باید «خوبی» باشد، یعنی خوب بودن. دقیقاً وقتی من این بیت را خواندم، تند هم داشتم می‌خواندم، آقا متوجه شدند و گفتند خوبی بود؟ گفتم بله و سریع ادامه دادم که آبرویم نرود، چون اگر مکث می‌کردم ایشان مجبور بودند توضیح دهند، آن «ی» با این «ی» فرق دارد. خیلی از بچه‌هایی که آنجا بودند حتی متوجه این اشاره‌ای که ایشان کرد و بله‌ای که من گفتم برای حفظ آبرو نشدند.

یا خیلی اوقات آقا، وقتی شاعران در حال خواندن شعر هستند، قافیه‌ی ابیات را زودتر از شاعر حدس می‌زنند و می‌گویند.

به‌نظرم این خیلی شجاعت و تسلط بر ادبیات می‌خواهد، چون ممکن است در صورت خطا، آبروی آدم برود. اما ایشان آن‌قدر تسلط بر ادبیات دارند که این کار را می‌کنند.

من از زبان کسانی شنیده‌ام که واقعاً در ادبیات حرفشان و نظرشان برای من سند است؛ کسانی که شاید از نظر ظاهری هیچ نسبتی با امام یا ولی نداشته باشند. اما همین افراد درخصوص شناخت آقا درباره‌ی موسیقی و ادبیات متفق‌القول هستند که ایشان در این زمینه واقعاً تافته‌ی جدابافته است. تعارف نیست. من به‌اندازه‌ی سواد خودم عرض می‌کنم. واقعاً هرکسی هم جز این بگوید، دارد بی‌انصافی می‌کند. نظرات ایشان هم در مورد موسیقی برای من خیلی جالب و جذاب بوده است، هم در مورد ادبیات. این دو مورد واقعاً سندیت دارد.

 

 دانلود شعر خوانی طنز در محضر مقام رهبری

 

 دانلود شعر طنز در محضر رهبر انقلاب (2)

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  درسهای زندگی
 

توصیه مقام معظم رهبری به جوانان در مورد اولویت انتخاب بین کار اجرایی و کار فرهنگی:

«کار اساسی عبارت است از هدایت»

   

مطالب جديد

مخاطب اول
شنبه, 22 مهر 1396
article thumbnailچند اقدام لازم که مسئولان در آستانه خیمه‌شب بازی جدید دولت آمریکا باید انجام دهند؛ مخاطب اول؛ در...
آفت مدیران غیرانقلابی
جمعه, 14 مهر 1396
article thumbnailنگاه طعمه ای یا مسئولانه ی مدیران، از منظر مقام معظم رهبری؛ « گفتمان انقلاب اسلامی: شرایط کنونی کشور به لحاظ این‌که...
article thumbnailرابطه قضا و قدر الهی و تفویض امور به اسباب و علل؛ اثر استاد شهید مرتضی مطهری (رحمة الله علیه) از پیغمبر...

Developed in conjunction with Ext-Joom.com